تبليغاتX
علم گیاه پزشکی
علم گیاه پزشکی
گیاهپزشکی کشاورزی سوالات کارشناسی ارشد حشره شناسی بیماری گیاهی
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 توسط مسیح سخنور |

بیماری مهمی است که متاًسفانه کار چندانی روی آن صورت نگرفته است. عامل این بیماری Fusarium solani است که دارای فرمهای تخصص یافته میباشد:

روی لوبیا F.solani f .sp .phaseoli روی نخود فرنگی F.solani f.sp. pisi

و روی باقلاF.solani f.sp. fabae البته در استان فارس بیشتر پوسیدگی های ریشه مربوط بهF.oxysporum میباشد. تشخیص این دو گونه از یکدیگر به راحتی انجام میگیرد: کلنی F.oxysporum روی محیط کشت حالت گلی رنگ دارد ولی F.solani بیشتر خاکستری یا مایل به آبی است. جدار ماکروکنیدی درF.oxysporum خیلی نازک ولی در F.solani خیلی ضخیم است. در F.oxysporum ماکروکنیدی داسی شکل است ولی درF.solani دیواره دو طرف ماکروکنیدی تقریبا حالت موازی دارد و قسمت وسط حالت استوانه ای است. F.solani در محیط کشت اکثرا ماکروکنیدی تولید میکند و به ندرت میکروکنیدی میدهد ولی F.oxysporum به ندرت تولید ماکروکنیدی میکند.

فوزاریوم بر روی ریشه پوسیدگی خشک ایجاد میکند که حالت یکنواخت دارد و بر خلاف ریزوکتونیا شانکر ایجاد نمیکند. در مورد F.solani تمام ریشه های اصلی تغییر رنگ داده وقهوه ای ،خشک و پوک میشود و ریشه های فرعی هم قهوه ای میشوند. هر دو گونه تولید کلامیدوسپور میکنند که هم بین ریسه ای وهم انتهای ریسه ایست که در بقایای گیاهی باقی مانده و باعث بقای قارچ می شود.

چون قارچهای عامل این بیماری دارای نژادهای اختصاصی میباشند مهمترین روش کنترل ، از تناوب زراعی می باشد. تهیه بستر مناسب کاشت که باعث تسهیل رشد ریشه گردد نیز در کاهش میزان بیماری مًوثر است. منبع ازت نیز بسیار مهم است. بهتر است که کود ازته را به صورت سولفات و نیترات آمونیوم استفاده کنیم. چون نیترات و سولفات روی ریشه دهی، PH خاک و مبارزه بیولوژیکی اثر کرده و باعث فعالتر شدن قارچ در مبارزه میشود

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 توسط مسیح سخنور |

این بیماری در بیشترنقاط ایران از روی نخود ایرانی و باقلا گزارش شده است که در باقلا به آن آسکوکیتای باقلا گویند. عامل بیماری در برق زدگی نخودAscochyta rabiei و در برق زدگی باقلا Ascochyta fabae میباشد. فرم جنسی قارچ Didymella rabieiiبا نام قدیمی Mycosphaerella rabie است. این قارچ یک آسکومیست است که در مرحله غیر جنسی تولید پیکنیدیوم و در فرم جنسی تولید آسکوکارپ از نوع پریتسیوم کاذب مینماید که البته فرم جنسی در شرایط ایران چندان مهم نیست. پیکنیدیوم وپیکنیدیوسپورهای دو سلولی شفاف آن در اپیدمیولوژی بیماری خیلی مهم هستند. این بیماری در مناطق نخودکاری ایران و از جمله استان فارس وجود دارد.

این بیماری در مناطق معتدل وگرمتر بیشتر دیده میشود. علایم بیماری خیلی واضح است. در مزرعه نخود قسمتی مثل این است که صاعقه زده باشد و زرد وخشک شده بنظرمی رسد. این بیماری در مزرعه بصورت لکه ای دیده می شود. بارندگی شدید سبب پخش اسپور قارچ و شیوع شدید آلودگی میشود. شرایط مساعد جهت گسترش بیماری بارندگی شدید همراه با باد میباشد.

روی برگچه وکپسول ها لکه های گرد و روی ساقه لکه های کشیده سفید رنگ که بعداً قهوه ای شده و درآنها نقاط ریز سیاهرنگی که پیکنید یوم ها هستند، تشکیل میشود. چون به کپسول میزند سبب آلودگی بذر می شود. بذرهای به شدت آلوده، لاغروچروکیده می شوند و روی آنها پیکنیدیوم تشکیل میشود. اگر بذر آلوده کشت شود و رطوبت هم بالا باشد اولین علایم آلودگی روی طوقه نباتات کوچک دیده میشود که در شرایط گرم ومرطوب قارچ از روی طوقه به قسمتهای بالایی رفته وبرگچه ها را آلوده میکند و آلودگی شیوع می یابد.

بقای قارچ در روی بقایای گیاهی وبذر انجام می گیرد . این قارچ هتروتا لیک است. احتمال دارد زمستانگذرانی قارچ در فارس بصورت آسکو کارپ در کاه وکلش باشد چون درفارس هر دو تیپ قارچ مشاهده شده است. آسکوسپورها نیز شبیه پیکنید یوسپورها هستند. مهمترین کانون آلودگی بذر آلوده است. گاهی تا 2% آلودگی بذردیده شده است. برای این قارچ 1% آلودگی بذر بسیار بالاست و کافی است که تمام مزرعه را آلوده کند. بهنیه دما 20 درجه سانتیگراد و هوای مرطوب برای اپیدمی لازم است. در آمریکا قارچ را از علفها ی هرزی مثل تاج خروس ،پیچک و حتی نوعی عدس ، یونجه و تاجریزی جدا کرده اند.

کنترل:

1- تناوب وشخم عمیق. چون سالیان دراز در خاک نمی ماند تناوب دو ساله کافی است.

2- بذر سالم. بذررا باید از جاهایی که بیماری نیست تهیه کرد.

3- آبیاری بصورت کرتی یا بارانی نباشد.

4- تنظیم تاریخ کاشت ، طوری که به بارندگی نخورد. بخصوص در زمان تشکیل غلاف.

5- سمپاشی. هم ضد عفونی بذر میتوان انجام داد وهم سمپاشی بعد از هر بارندگی موًثر بوده است. اکسی کلرورمس باعث سوختگی گیاه میشود وحتی برای ضد عفونی بذر هم مناسب نیست چون باعث مرگ جوانه میشود. دراستان فارس 3-2 سمپاشی کافی است.

6- ارقام مقاوم استفاده شود. نخودهای سیاه (لپه) تا حدود زیادی مقاومند

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 توسط مسیح سخنور |

ریزوکتونیا به انواع حبوبات خسارت میزند منتهی در هر کدام بیماری خاصی ایجاد می کند. اصولاً این قارچ بیشتر نباتات کوچک و جوان را از بین میبرد. در بعضی حبوبات مثل لوبیا سبز و باقلا. ریزوکتونیا دربلوغ هم بیماری ایجاد میکند. این قارچ همچنین قادر به تولید پوسیدگی بذر هم میباشد.

در مورد عدس آلودگی ریزوکتونیا سبب تولید رنگ بنفش در برگ میشود. روی ساقه، طوقه و کوتیلدونها نیز زخم (شانکر )ایجاد میشود. ریزوکتونیا به قسمتهای هوایی هم حمله میکند و تولید حالت تار عنکبوتی (Web blight ) مینماید که بیشتر در مناطق دارای بارندگی زیاد دیده میشود. گروه آناستو موزی ریزوکتونیاهای حبوبا ت AGl می باشد.

مبارزه:

1- ارقام مقاوم

2- ضد عفونی بذر با کاپتان (آسانترین ،مطمئن ترین وبی خطر ترین است). قبلاً سموم تراکوت وDexanole هم درایران بوده ومصرف می شده است. PCNB هم مًوثراست ولی روی پی تیوم اثر ندارد.

3- عمق بذر در کاشت مهم است. چون قارچ بیشتر به بافت جوان میزند. اگر بافت جوان کمتر در معرض قارچ واقع شود بیماری کمتر است. بنابراین هر چه عمق کمتر باشد بهتر است

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط مسیح سخنور |

این بیماری که خسارت اصلی آن در مناطق مرطوب بیشتر است در نقاط مختلف کشت کاهو در ایران مخصوصا در خوزستان همه ساله خسارت زیادی چه در مزرعه و چه در موقع حمل محصول به آن وارد می‌آورد. این بیماری از مدتها پیش در ایران وجود داشته، در بهار 1343 و زمستان 1342 در کاهوهای شمال ایران به شدت شایع شد و خسارت آن را نصف تا ثلث محصول تخمین زدند.

در اسفند 41 و بهار 42 بطوری که این بیماری در مزارع کردکوی شایع بود که زارعین به علت شیوع بیماری از برداشت محصول خودداری کردند. در نقاط دیگری مثل گرگان ، مازندران ، گیلان تا آستارا بیماری گزارش داده‌اند. در جنوب ایران در برازجان و خوزستان که مرکز کشت کاهو زودرس می‌باشد نیز بیماری خسارت زیادی وارد می‌آورد.
در روی برگهای کاهو لکه‌های کوچکی در ابتدا به رنگ سبز کم‌رنگ بوده و به تدریج تغییر رنگ یاخته و به رنگ قهوه‌ای درمی‌آید. این لکه‌ها غالبا مدور بوده و در وسط آنها نسج گیاه خشک و نکروز شده و در بعضی از نمونه‌ها این لکه‌ها به صورت دوایر متحدالمرکزی درمی‌آیند. عموما لکه‌ها دارای هاله‌ای شفاف در اطراف خود می‌باشند در شرایطی که رطوبت محیط زیاد باشد و در مدتی که شدت بیماری زیاد باشد لکه‌ها به یکدیگر متصل شده و تمام سطح برگ را فرا می‌گیرد بطوری که کاهو ارزش بازاری خود را از دست می‌دهد و طعم و مزه‌اش نیز تغییر می‌کند. بیماری معمولا از نوک برگها به طرف پایین و از برگهای خارجی و حسن به برگهای مرکزی پیشروی می‌کند.

مشخصات قارچ عامل بیماری

فرم غیر جنسی قارچ عامل بیماری لکه قهوه‌ای کاهو از تیره Dematiaceae و ژانر Stemphylium می‌باشد. کنیدیفرها به رنگ قهوه‌ای دارای دیواره عرضی می‌باشد. در روی کنیدیفرها کنیدهایی به رنگ قهوه‌ای مایل به سیاه تشکیل می‌شود. شکل کنیدی‌ها بیضی یا چهار گوش و یا مستطیل بوده ولی عموما دارای شکل غیرمنظم می‌باشند. این کنیدی‌ها دارای دیواره‌های عرضی و طولی بوده و اغلب طح خاری آنها دارای خارهای ریزی می‌باشند. فرم جنسی این قارچ از تیره pleosporaceae است. این فرم قارچ در داخل برگهای مرده و پوسیده بوجود می‌آید. در محیط آزمایشگاه نیز توانسته‌اند این حالت از قارچ را ایجاد نمایند.

بیولوژی قارچ 

این قارچ هم به صورت پارازیت و هم به صورت ساپروفیت در روی قسمتهای مختلف گیاهان زندگی می‌کند. تظاهرات زندگی آن در ابتدای فعالیت به صورت لکه‌های رنگ پریده و سپس به صورت لکه‌های قهوه‌ای مدور در سطح برگ کاهو که یکی از میزبانهای آن می‌باشد دیده می‌شود. در سطح این لکه‌ها کنیدیفرو در انتهای آن کنیدی در اثر طویل شدن جدار خارجی کنیدیفر بوجود می‌آید. بدین ترتیب که موقع جوانه زدن اسپور جدارهای داخلی از خارجی جدا شده و باعث رشد کنیدی می‌شود.

کنیدی‌ها به علت سبکی توسط باد ، آب و یا عوامل دیگر به آسانی منتشر می‌شود و بیماری از بوته‌ای به بوته دیگر و از مزرعه‌ای مزرعه دیگر منتقل می‌گردد. اسپورهایی که در محل مناسب قرار گیرند تندش پیدا کرده و از راه روزنه‌ها وارد گیاه میزبان خود می‌شوند و وجود خراش و یا زخمها برای آلودگی لزومی ندارد. میسلیوم حاصله از تندش کنیدی در پارانشیم برگ گسترش یافته ولی معمولا حدود رشد آن در روی برگ زنده محدود نمی‌شود. در این تماما برگ خشکیده و قارچ فاصله بین سلولها و داخل سلولها را پر می‌کند. از هر اسپور پس از جوانه زدن 1 تا 2 لوله تندش خارج شده و با ایجاد رشته‌های میسلیوس وارد روزنه و پارانشیم برگ می‌شود، دوره کمون بیماری فقط یک تا دو روز می‌باشد.

وقتی رشد قارچ کامل شد تولید کنیدیفر و کنیدی می‌کند که هر دو به رنگ قهوه‌ای می‌باشند، این اندامها از سطح برگ خارج شده و با انتشار خود بیماری را در مزارع و اطراف منتشر می‌کند.
مرحله ساپروفیتی از موقعی شروع می‌شود که برگهای مبتلا به سطح زمین می‌افتند. در اثر وجود رطوبت کافی قارچ رشد خود دو مرتبه شروع نموده و ایجاد پریتس می‌نماید که این پریتس‌ها حاوی آسک و آسکوسپورهایی هستند که فصول نامساعد را می‌گذرانند و بیماری را از سال به سال دیگر منتقل می‌کنند. پرتیس‌های این قارچ پس از 2 تا 3 هفته از کشت در محیط غذایی (P.D.A) محیط کشت سیب زمینی بوجود می‌آیند که در داخل آنها آسک‌ها و آسکوسپورها به خوبی قابل تشخیص می‌باشند.



img/daneshnameh_up/a/ad/lactuca2.JPG
مبارزه

بهترین راه مبارزه مصدوم نمودن بقایای گیاهان سال قبل است، چون در روی این اندامهای بیمار است که قارچ زمستان را به سر برده و با ایجاد پریتس بیماری را برای سال بعد نگه می‌دارد. این مورد بهترین راه شخم عمیق است. کنترل آبیاری نیز در کم کردن بیماری موثر است. چون این بیماری در مناطق مرطوب سرعت در مزرعه منتشر می‌شود باید بلافاصله پس از مشاهده اولین آ ثار بیماری کاهوها را با سمومی مثل زینب یا لوف‌اکول به نسبت 1.5 تا 2 در هزار هر 15 روز یک بار سمپاشی نمود بطوری که آخرین سمپاشی 20 روز قبل از برداشت محصول انجام پذیرد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط مسیح سخنور |

نخستین بار فریز در سال 1819 در سوئد قارچ عامل بیماری‌زا Spilocaea pomi را مشخص کرد. از نظر اهمیت اقتصادی می‌توان گفت که لکه سیاه سیب پر خسارت‌ترین بیماری سیب در تمام نقاط جهان است و بطور کلی خسارت آن در طی دوره رویش بیش از خسارت مربوط به سایر بیماریهای سیب می‌باشد. این خسارت شامل نقصان مقدار محصول ، کاهش کیفیت و کمیت آن و افزایش هزینه بهره‌برداری می‌باشد. خسارت بیماری گاهی به 100% مقدار محصول می‌رسد.

این بیماری علائمی روی برگ و دمبرگ ، گلبرگ ، کاسبرگ ، تخمدان ، دمگل ، شاخه‌های جوان به شرح زیر ایجاد می‌نمایند.

برگهای جوان و شاداب حساسیت بیشتری نسبت به این بیماری از خود نشان می‌دهند. آلودگی در برگ ابتدا به صورت لکه‌های سبز زیتونی ظاهر می‌گردد و این لکه‌ها حاشیه نامنظم داشته و بتدریج گسترش می‌یابد. لکه‌ها ابتدا شفاف و متعاقبا منظره مخملی به خود می‌گیرند و با گذشت زمان به رنگ قهوه‌ای روشن تا قهوه‌ای تند درمی‌آیند.

لکه‌ها روی سطح فوقانی برگ واضح‌تر بوده و روی برگهای جوان ابتدا براق و حاشیه آنها پر مانند می‌باشد در حالی که روی برگهای مسن حاشیه لکه‌ها مشخص‌تر می‌باشد. با مسن شدن برگ بافتهای مجاور لکه ، ضخامت بیشتری پیدا می‌کند. وجود تعداد زیادی لکه باعث ریزش نابهنگام برگ می‌شود. دمبرگها نیز مبتلا شده و روی آنها لکه‌های کشیده تشکیل می‌شود.

مبارزه

مبارزه در مورد این بیماری طرق گوناگون دارد که می‌توان با بکار بستن چند مورد تواما به موفقیت در کنترل این بیماری نائل آمد این روشها عبارتند از:

انتخاب واریته مقاوم

واریته بل‌دوبوس‌کاپ (Belledeboskoop) دارای کلونهای مقاوم می‌باشد و از بین سیبهای ایرانی واریته میخوش اردبیل که درختی پر شاخ و برگ و دارای میوه‌های متوسط و کوچک است از خود مقاومت نشان می‌دهد و سیب‌های شمیرانی حساسیت کمتری به بیماری دارند. از بین سیبهای آذربایجان آق پاییزی و دریانی آلما مقاومت دارند ولی نوع قره یا زباخ حساس است. از این واریته‌های خارجی گلدون‌ورد حساسیت بیشتری به بیماری دارند.

از بین بردن اشکال زمستان گذرانی

انهدام برگهای آلوده و جمع‌آوری و سوزاندن آنها از تشکیل پسودوتیوم و در نتیجه آلودگی اول فصل ممانعت به عمل می‌آورد و نیز سمپاشی درختان در پاییز از تشکیل آنها جلوگیری می‌نماید. ضمنا شاخه‌های مریض را باید قطع نموده و آنها را سوزانید.

مبارزه شیمیایی

در بهار موقعی باید اقدام به سمپاشی نمود که دوره خیس بودن و بارندگی با توجه به حرارت به قدر کافی برای شروع آلودگی بطول انجامد و هر 7-5 روز یک بار یا بر حسب میزان بارندگی تا ریزش گلبرگ باید سمپاشی ادامه یابد و همیشه باید اطمینان داشت که پوششی از سم روی بافتهای جوان و حساس فراگرفته باشد. سمپاشی اول را می‌توان هنگام تورم جوانه‌ها که سبز هستند و دوم را قبل از باز شدن گلها و سوم بعد از ریزش گلبرگ و چهارم را 15 روز بعد ، انجام داد.

برای مبارزه با لکه‌های سیاه سیب سابق بر این از گوگرد و یا ترکیب بود و استفاده می‌شده است و اخیرا از قارچ‌کشهای آلی و یا قارچ‌کشهای سیستمیکی که تاثیر چشمگیر و خاصیت درمانی نیز دارند، استفاده می‌شود. بعضی از قارچ‌کشهایی که معمولا علیه این بیماری بکار می‌رود عبارتند از: کاپتان ، دودین ، ارتوساید و یا قارچ‌کش جزبی بنومیل و در اروپا.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط مسیح سخنور |

اسم علمی عامل بیماری Venturia pirina Adena ، اسم انگلیسی pearscab می‌باشد. این قارچ برای اولین بار توسط مادام لابیرت در بلغارستان ( 1832) مشاهده شده است همچنین در سال 1840 از فرانسه نیز گزارش شد. لکه سیاه گلابی خیلی شبیه لکه سیاه سیب است اما عینا همان قارچ نیست و هر کدام از این دو گونه قارچ محدود به میزبان خود می‌باشند و میزبان خاص خود را دارند. هر دو گونه آسکوسپورهای دو سلولی دارند که یک سلول بزرگتر از دیگر است. در لکه سیاره گلابی سلول بزرگتر در بالا قرار می‌گیرد ولی در لکه سیاه سیب سلول پایین‌تر ، بزرگتر است.
که سیاه گلابی در روی گلها معمولا محدود به حدود خاصی است. به عنوان مثال در لکه سیاه سیب روی شکوفه‌ها ، دمگل و نهنج حمله می‌کند اما در لکه سیاه گلابی علائم روی گلبرگ نیز دیده شده است. لکه سیاه گلابی روی برگ تشکیل لکه‌های مخملی به رنگ تیره را می‌دهد و تعداد لکه‌های سیاه سیب ، بیشتر از لکه سیاه گلابی می‌باشد. علت این امر احتمالا براق بودن سطح پایین برگ سیب و زرد و خشک شدن برگها می‌باشد. لکه سیاه گلابی روی میوه اغلب یک بیماری جدی است و منجر به دفورمه شدن و ترک خوردن میوه‌ها می‌شود.

ظاهرا علایم بیماری روی نهالها برای مدت چند سال فعال باقی می‌ماند و زمانی که شاخه‌ها 2 تا 3 ساله شد شکافهای طولی و متقاطع در پوست درخت ظاهر می‌شود بطوری که شاخه ظاهرا حالت ورقه‌ورقه به خود می‌گیرد و اغلب تولید کنیدی کاهش می‌یابد و میسلیوم‌ها حالت فشرده به خود می‌گیرند تحت شرایط مطلوب ممکن است پسودوتسیوم در آنها تولید شوند. لکه‌های بیماری روی فلس‌های جوانه نیز مشاهده شده است. قارچ عامل بیماری نه تنها روی شاخه و برگ ، بلکه روی دانه‌های گرده و شکوفه‌ها نیز ظاهر می‌شوند.

کنترل

اصول کنترل لکه سیاه گلابی شبیه لکه سیاه سیب می‌باشد، به این ترتیب که انهدام برگهای آلوده و جمع‌آوری و سوزاندن آنها از تشکیل پسودوتیوم و در نتیجه آلودگی اول فصل ممانعت بعمل می‌آورد و نیز سمپاشی درختان در پاییز از تشکیل آنها جلوگیری می‌نماید. ضمنا شاخه‌های مریض را باید قطع نموده و آنها را سوزانید.

از آنجایی که پسودوتیوم ممکن است روی برگهای خزان کرده زمستان‌گذرانی نموده و سیکل بیماری را تکمیل کنند، بنابراین باید این گونه برگها جمع آوری شده و نابود و سوزانده شوند و باید کاملا از جمع آوری و معدوم نمودن این گونه برگها که در پاییز قبل خزان نموده‌اند اطمینان کافی حاصل نمود. جوانه‌ها و شاخه‌های بیماری باید بریده شده و نابود شوند. پاشیدن سموم مسی روی شاخه‌ها ممکن است از اسپورزایی ، روی پوستولهای باقی مانده جلوگیری نماید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط مسیح سخنور |

بیماری خاکستری پیاز ابتدا توسط Sorauer در آلمان تشریح شده و در ایران منوچهری و شیرزادی وجود آن را در سال 1338 از کرج گزارش کرده‌اند. این بیماری یکی از خطرناک‌ترین بیماریهای پیاز می‌باشد که در اکثر نقاط جهان ، چه در مزرعه و یا در موقع برداشت و حمل و نقل ، و چه در انبار به پیاز و سیر حمله کرده و خسارت می‌رساند. ارقام مختلف پیاز سفید در مقابل این بیماری حساسیت زیادی داشته و بخصوص در انبار خسارت زیادی به آن وارد می‌شود. ولی ارقام زرد کمتر از ارقام سفید ، و پیازهای قرمز بندرت از این بیماری خسارت می‌بینند.
ارچ عامل بیماری به نام Botrytis alliimunn دارای رشته‌های میسلیومی دیواره‌دار قطور استوانه‌ای شکل می‌باشد. کنیدیفرها خوشه‌ای شکل و شاخه‌شاخه و به رنگ زیتونی هستند. کنیدی‌ها تک حجره‌ای بوده و دارای غشاء نازک و ظریفی می‌باشند و اندازه آنها 16 - 6 میکرومتر است. عامل بیماری در مرحله جنسی آسکوسپور درون آسک در آپوتسیوم روی اسکلروتیوم تولید می‌نماید.

شروع این بیماری بیشتر از ناحیه طوقه می‌باشد و بندرت در سایر قسمتهای پیاز دیده شده است، مگر اینکه قسمتی از پیاز قبلا زخمی شده باشد که در این صورت قارچ از محل زخم وارد شده و باعث آلودگی می‌شود. بافتهای آلوده به نظر فرورفته بوده و بیماری بتدریج به قسمتهای سالم پیشروی می‌نماید. در برش پیازهای پوسیده و در قسمتی که بیماری پیشرفته باشد، بافت مورد حمله خیس خورده به نظر می‌رسد و چندی بعد در قسمت آلوده و فرو رفته یک طبقه نمدی خاکستری رنگ که اجتماعی از میسلیوم‌های قارچی می‌باشد تشکیل می‌شود.

در صورت وجود رطوبت کافی توده خاکستری رنگ گردآلودی که دارای منظره دان‌دان می‌باشد، تشکیل می‌شود. در ضمن ، توده قارچی به قسمتهای داخلی هم نفوذ کرده و به سرعت تمام غده پیاز را فرا می‌گیرد. در سطح توده خاکستری مایل به سیاه کنیدیفرها و کنیدی‌های قارچ ظاهر می‌شود. اسپورهای قارچ بعد از رسیدن آزاد شده و توسط جریان هوا به اطراف پراکنده می‌شوند و این اسپورها می‌توانند تا چند روز زنده بمانند و اگر در شرایط مناسب رطوبتی و حرارتی قرار گیرند، پس از 7 تا 8 ساعت جوانه زده و از آن رشته میسلیومی خارج می‌شود که آلودگی جدید را بوجود می‌آورد و این دوره مرتبا ادامه پیدا می‌کند.

پیازهایی که بطور کامل به قارچ آلوده شده باشند، به صورت پیچیده و مومیایی درآمده و در غالب اوقات قسمتهای سیاه مایل به خاکستری که همان سختینه یا اسکلروت‌های قارچ می‌باشند به اندازه‌های مختلف و به ابعاد 0.5 تا 1 سانتیمتر دیده می‌شود. این اسکلروت‌ها معمولا در شرایط نامساعد حرارتی بوجود آمده و در مواقعی که درجه حرارت پایین‌تر از صفر باشد. رشته‌های میسلیومی تولید کنیدیفر و کنیدی نکرده و تشکیل اسکلروت را می‌دهند. دیواره‌های خارجی اسکلروت کم‌کم تیره‌تر شده و داخل آن از رشته‌های میسلیومی قطوری که مملو از مواد غذایی می‌باشند تشکیل می‌شود.

کنترل بیماری:

شاید مبارزه فیزیکی بهترین راه جلوگیری از بیماری باشد. بدین منظور باید پیازها را پس از برداشت و قبل از انبار نمودن آنها را تا مدتی در محل خشک نگهداری نمود تا مقداری از رطوبت سطحی آن گرفته شود. بدین منظور در نقاطی که فصل برداشت مصادف با بارندگی نباشد، مانند کرج پیازها را پس از خارج کردن از خاک در همان مزرعه بدون قطع برگها به مدت 2 تا 3 هفته در روی زمین پهن می‌کنند به طریقی که پیازها روی هم انباشته نشوند. ولی در نقاط مرطوب باید حتما آنها را زیر سرپناهی که در آنجا جریان هوا بخوبی برقرار باشد خشک نمود.

هرگاه پیازها را قبل از انبار کردن مدت 24 ساعت در محیط سربسته‌ای که در هر متر مکعب آن 20 سانتیمتر مکعب فرمل تجارتی تبخیر شده است قرار دهیم، در اثر وجود بخار فرمل ، اسپورهای قارچ که در مزرعه روی پیاز قرار گرفته‌اند کشته خواهد شد، و از این راه به سالم ماندن پیاز در انبار اطمینان حاصل می‌شود. بخار فرمل جذب پیاز نمی‌شود و برای مصرف کننده زیانی ندارد.

انباری که برای نگهداری پیاز مورد استفاده قرار می‌گیرد بایستی خنک (حدود 4 درجه سانتیگراد) و خشک باشد، بایستی قبل از قرار دادن پیازها در آنجا آن را ضدعفونی نمود بدین منظور می‌توان به ازاء هر متر مکعب انبار ، مقدار 20 سی‌سی فرمالین تجارتی مصرف نمود.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 توسط مسیح سخنور |

سوختگي بوتريتيس گل رز:

سوختگي بوتريتيس با قارچ Botrytis cineraea كه يكي از بيماري هاي معمول رز است ايجاد مي شود.

اين قارچ گسترش جهانی دارد و گستره ي ميزبانهاي فوق العاده زيادي دارد.

علائم روي تمام بخش هاي هوايي كه شامل گل ها، جوانه ها، ساقه ها و قسمت هاي انتهايي در حال رشد است  پيشرفت مي كند.

پيشرفت بيماري در دوره اي از سرما ،ابري و آب و هواي مرطوب مطلوب است.

بيشتر ،علائم سوختگي بوترتيس به صورت قهوه اي خاكستري و نا آشكار روي سطوحي از قسمت هاي الوده ي گياهي ظاهر مي شود.

خال هاي قهوه اي روشن كوچك يا زخم ها روي گلبرگ ها و جوانه ها ظاهر مي شوند. شكوفه هاي الوده ممكن است قبل از باز شدن بيفتند.

بوتريتيس اغلب مي تواند انتهاي درختاني كه هرس شده اند و همه ي جراحت هاي حاصل از بريدگي را آلوده كند.

اين نوع از آلودگي در بلايت ساقه مي تواند  به صورت شانكر باشد. بوتريتيس مي تواند به صورت تاثير گذار روي همه ي بقاياي گياهي باقي بماند.

بهداشت يك مديريت حياتي براي بوتريتيس است كه شامل جمع آوري بقاياي گياهي و گل هاي فرسوده و جمع اوري تمام برگهاي ريخته شده طي پاييز است.

بيماري ساقه را مي توان قبل از شكستن ساقه در بهار هرس كرد.

داشتن يك فضاي مناسب بين گياهان براي تضمين گردش هواي خوب و كاهش رطوبت هوا كمك مي كند.

گام هايي براي جلوگيري از آبياري باراني و آبياري زود هنگام در روز  موقعيت مطلوب را براي پاتوژن از بين مي برد.

توان گياه با برنامه هايي تحت عنوان حفاظت كشت حفظ مي شود.

اسپري هاي قارچ كش مكمل ساير روش هاي كنترل بلايت بوتريتيس هستند.

از ميان تركيبات پيشنهادي

 chlorothalonil,captan,copper sulphate pentahdrat,iprodione,mancozeb,potassium bicarbonate,thiophanat methyl

در ايالت كنكتيكوت تاييد شدند.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم دی 1388 توسط مسیح سخنور |

متن ترجمه شده این قسمت در مطلب قبلی آمده است

Introduction

Cytospora canker (or Valsa canker) is a very destructive peach disease that causes reduced yields and even death of trees. Cankers occurring on large scaffold branches, in the main crotches, or on the trunk may enlarge to girdle and kill the portion of the tree above that point. Though considered primarily a peach disease in New York, Valsa canker can also infect apricots, plums, prunes, and sweet and sour cherries.


Symptoms

The first visible symptom is the oozing of gum near the point of infection, beginning in April or early May. The gum first has a light amber color that gradually turns to a dark brown. Beneath the gum, the inner bark begins to collapse, leaving a sunken area on the surface of the bark. The fungus advances more rapidly up and down the branch than around the branch, giving the canker an elongated or elliptical shape. The bark dries out and dies but usually remains intact the first year. In succeeding years the bark becomes broken, disfigured, and covered with a black fungus overgrowth. Old cankers often show "annual rings" of wound callus that mark each season's advance of the fungus followed by the tree's attempt to delimit the wound. Along with the gum oozing from the canker, there may be frass from lesser peachtree borers that often invade the cankers.

An often overlooked symptom is the dieback (Fig. 1) of Valsa-infected twigs in the spring and early summer, usually accompanied by gumming at the base of the twig. The second year a typical canker may develop on the main branch around the base of the dead twig.


 

 

Disease cycle

Cytospora canker is caused by two species of fungi, Leucocytospora cincta and Leucocytospora leucostoma. These fungi cannot invade through intact, healthy bark, but require a wound or dead or dying tissue to become established before they can infect healthy tissue. The most common points of entry are: (1) winter-injured tissue in narrow-angled crotches, in tender twigs and buds, or in sunscalded bark; (2) pruning cuts made when the tree is dormant or during wet weather; (3) pruning stubs, which dry out and die back to the main branch; (4) injuries made by insects and diseases; (5) mechanical injuries to the bark and branches.

New infections usually start in the late fall or early spring when the tree is dormant but the temperatures are just high enough for fungus activity. As the temperature rises during late spring and the tree becomes active, the growth of the fungus slows down. The tree forms wound callus that tends to envelop the canker. As the tree becomes dormant again in the fall, the fungus resumes activity and enlarges the canker. Growth of the fungus occurs in winter whenever the temperature rises above freezing and stops again in the spring when growth of the tree resumes.

The Cytospora fungi produce spores in tiny, black, pimple-like fruiting bodies which break out through the bark. The spores are disseminated mainly by splashing rain but also to some degree by wind, insects, birds, people, tools, and machines.


Management Strategies

Preventing Cytospora canker infections is a matter of overall orchard management and proper tree care:

Setting a new orchard:

1. Select a site for the new orchard well away from the old, Cytospora infected trees, or completely remove all of the cankers from the old trees.

2. Select a site with deep, well-drained soil and with good air drainage to reduce the possibility of winter injury.

3. Plant only the hardier varieties.

4. Use rootstocks which are hardy and induce early hardening of the scion.

(Examples: Siberian C and Harrow Blood)

5. Plant only disease-free nursery stock.

Fertilization & Watering:

1. To avoid late, cold-tender growth in the fall, fertilize in late winter or early spring.
2. Avoid excessive nitrogen fertilization; also avoid potassium deficiency.
3. Water during dry weather.

Pruning and Training:

1. Prune in early spring between the time when trees begin growth and full bloom. Do not leave pruning stubs.

2. Prune on a regular program so that large cuts will not be necessary.
3. Spread narrow-angled branch crotches or remove one of the branches forming the narrow- angled crotch. Start a training program early with young trees.

4. Remove all weak and dead wood.

 

Cultivation and Injuries:

1. Plant a permanent sod cover to avoid root injury which occurs with cultivation.
2. If clean cultivation is practiced, do not cultivate later than mid-July. At the last cultivation, sow a cover crop.

3. Avoid chemical and mechanical injuries to the trunk and branches. Do not hit the trunk with the mower when mowing the sod cover.

Manage Insects and Diseases:


1. Control peachtree borer and lesser peachtree borer.

2. Control brown rot, and remove any brown-rotted fruit from the trees before brown rot cankers form on the twigs.

Sanitation:

1. In February and March remove all cankers on small branches, cutting at least 4 inches below margin of the canker. (NOTE: This is not the regular pruning).

2. If the canker is on the trunk or on a scaffold branch, remove all diseased tissue, both bark and wood, with a chisel or knife. Before cutting healthy tissue with a tool which has been used to cut infected tissue, disinfect the blade by swabbing it in a solution of 7 parts denatured alcohol and 3 parts water.

3. Burn or bury all cankered prunings.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم دی 1388 توسط مسیح سخنور |

مقدمه (Introduction):

شانکر سیتوسپورا یا Valsa canker یکی از مخرب ترین بیماری های درختان هلو است که سبب کاهش محصول و در نهایت مرگ درخت می گردد. شانکرها به صورت بریدگی های بزرگی ایجاد می گردد که بیشتر در محل انشعاب شاخه ها یا محل تنهی اصلی درخت به صورت حلقه ای ظاهر می گردد وباعث مرگ جزئی در قسمت بالای شانکر می شود.

گرچه این بیماری بر روی درختان هلو در نیویورک قابل ملاحظه است، می تواند بر روی زردآلو، آلو و گیلاس ترش و شیرین هم تاثیرات مخربی داشته باشد.

چرخه ی بیماری:

دو گونه ی مهم ایجاد کننده بیماری شانکر سیتوسپورا Leucocytospora cincta و Leucocytospora leucostoma می باشند.این بیماری قادر نیست به درختان سالم و صدمه ندیده حمله کند و نیازمند بافتی جراحت دیده یا مرده برای فعالیت می باشد.

نقاط مشترک مداخله کننده در نفوذ این بیماری به گیاه میزبان عبارتند از:

1.    صدمات مکانیکی بافتی ایجاد شده در زمستان که بر روی شاخه ها و جوانه ها زاویه ی حاده ایجاد نماید

2.    هرس و برش شاخه ها به هنگام خواب زمستانه درخت یا در روزهای بارانی و مرطوب

3.    هرس ریشه ای که باعث Die back در تنه ی اصلی شود

4.    صدمات ایجاد شده توسط حشرات و دیگر بیماری ها

5.    صدمات مکانیکی ایجاد شده روی پوست و تنه درخت

آلودگی جدید معمولا در اوایل بهار (بهار زودرس)که درخت هنوز در خواب زمستانه است ولی دمای هوا برای فعالیت قارچ مناسب است ایجاد می شود.به هنگام بهار دیررس درخت فعال می گردد و با افزایش دما فعالیت قارچ هم آغاز می گردد ولی به دلیل فعال بودن درخت، فعالیت قارچ آهسته پیش می رود.

رشد قارچ در زمستان که دمای هوا بالاتر از نقطه انجماد باشد ادامه می یابد و در اوایل بهار (موقعی که رشد درخت آغاز می شود) توقف می یابد.

سیتوسپورا اسپورهای خود را درون اندامی سیاه رنگ، ظریف و جوش مانند (که در بیرون پوست قرار می گیرد) قرار می دهد.اسپورها اغلب به هنگام بارندگی منتشر می شوند ولی در بعضی مواقع باد، حشرات، پرندگان، انسانها، ابزار و ماشین آلات کشاورزی نیز می توانند آن را منتقل کنند.

مدیریت تلفیقی:

به هنگام احداث باغ جدید:

1.  مکان جدیدی برای احداث باغستان اتخاذ کنید که تا پیش از آن سابقه حضور سیتوسپرا در آن منطقه وجود نداشته باشد و یا به کلی بقایای درختان آلوده به بیماری را نابود سازید

2.    مکانی که انتخاب می کنید دارای زهکش مناسب و تهویه ای خوب باشد

3.    از واریته ها و ارقام مقاوم تر استفاده کنید

4.  نهالها را از مکانهایی تهیه کنید که احتمال وجود بیماری سیتوسپورا در آن مکانها به دلیل وجود سرما یا عوامل محیطی دیگر کمتر باشد

5.    قلمستان نگهداری نهالها تا پیش از کاشت، عاری از بیماری باشد

کود دهی و آبیاری:

1.    کود دهی به هنگام بهار زود رس به درخت

2.    اجتناب از کود دهی بیش از اندازه نیتروژن و همچنین جلوگیری از کمبود پتاس خاک

3.    جلوگیری از ایجاد استرس آبی با آبیاری به موقع در زمانهایی که زمین خشک و هوا گرم است

مدیریت حشرات آفت و بیماری های دیگر:

1.    کنترل و محافظت از درختانی که توسط حشرات روی تنه ی آنها سوراخ ایجاد شده است

2.  کنترل بیماری پوسیدگی قهوه ای و حذف کامل میوه های دارای پوسیدگی قهوه ای تا قبل از اینکه شانکر سیتوسپورا از این طریق وارد بافت گیاه شود

رعایت اصول بهداشتی:

1.  در ماه های فوریه و مارس(معادل اواسط بهمن تا اواسط فروردین) تمامی شانکر ها را به دقت حذف نمایید.(از 4 اینچ پایین تر از قسمت بیماری برش دهید

2.  اگر بیماری بر روی تنه ی اصلی وجود دارد، تمامی بافت آلوده را به طور کامل با چاقو برش دهید.دقت نمایید که قبل از استفاده از چاقو و همچنین بعد از آن و برای درختان دیگر آن را با محلول 3 قسمت آب و 7 قسمت الکل تقلیبی ضدعفونی کنید

تمامی قسمتهای هرس شده ی آلوده به بیماری را بسوزانید یا در زیر خاک مدفون کنید.

 

 ترجمه شده توسط مسیح سخنور

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام آذر 1388 توسط مسیح سخنور |

کلکسیون ملی قارچ های زنده ایران، کلکسیون نماتدشناسی و کلکسیون ملی باکتری های مفید با هدف حفظ تنوع زیستی در کشور راه اندازی شد.براساس گزارش روابط عمومی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور این کلکسیون ها به همت محققان این موسسه و در راستای نگه داری ذخایر ژنتیکی راه اندازی شده است. درهمین رابطه مهندس اشرافی رئیس حوزه ریاست  موسسه تحقیقات گیاه پزشکی وابسته به سازمان تحقیقات و آموزش ترویج کشاورزی وزارت جهادکشاورزی به خراسان گفت: هدف از راه اندازی این کلکسیون ها حفظ ذخایر ژنتیکی میکرو ارگانیزم های مفید در کشاورزی و درواقع حفظ تنوع زیستی کشور است. وی افزود: این میکرو ارگانیسم ها برای کشاورزی مفید هستند و عوامل بیماری زا را محدود می کنند و هم چنین به دلیل اثرات متقابلی که روی سایر عوامل بیماری زا مانند آفات کشاورزی دارند، می توان با کمک آن ها بیماری ها را مهار کرد. درواقع میکرو ارگانیزم ها یک نوع ضد حیات برای آفات کشاورزی و عوامل بیماری زای گیاه محسوب می شوند و باتوجه به نقش مهم باکتری های مفید، کلکسیون ملی باکتری های مفید در کشور راه اندازی شده است. درهمین راستا دکتر علیزاده علی آبادی سرپرست کلکسیون ملی باکتری های مفید گفت: موسسه تحقیقات گیاه پزشکی باتوجه به وظایف راهبردی خود در حفظ ذخایر زیستی، از ۲ سال پیش و در قالب یک طرح ۵ ساله که به تصویب سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی رسیده، اقدام به راه اندازی کلکسیون کشت پروکاریوت مرتبط با گیاهان کرده است.به گزارش روابط عمومی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی، مجموعه قارچ های زنده ایران نیز ثبت جهانی شده است.دکتر حسن عسگری، رئیس موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور در همین رابطه گفت: مجموعه ملی قارچ های زنده ایران در کشور و خاورمیانه منحصر به فرد است. به گفته دکتر مهرداد عباسی رئیس بخش تحقیقات رستنی های این موسسه، قارچ های نگه داری شده در مجموعه ملی قارچ های زنده در کشاورزی و به ویژه گیاه پزشکی موثر است و عوامل بیماری زای گیاهان، نماتدها، علف های هرز و نیز سایر قارچ ها را دربر می گیرد و مانند کتابخانه ای زنده، بیانگر تنوع قارچ های زنده ایران است.وی افزود: در کلکسیون ملی قارچ های زنده ایران، نمونه هایی متعلق به ۱۲۰ جنس و ۳۸۰ گونه نگه داری می شود که هر روز به این تعداد افزوده می شود. عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور با اشاره به اهمیت کلکسیون های ملی در نگه داری و حفظ ذخایر ژنتیکی و تنوع زیستی کشور گفت: کلکسیون های ملی، امکانات فوق العاده ای هستند که دراختیار استادان و دانشجویان علوم کشاورزی و زیستی قرار دارد تا نتیجه سال ها تحقیق و پژوهش بنیادین و کاربردی درزمینه شناسایی نماتدهای بیماری زا و صیاد گیاهی را در یک مجموعه منسجم در دسترس داشته باشند.

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام آذر 1388 توسط مسیح سخنور |

روش SIT که در حال حاضر برای استفاده موفق از اصول نر عقیمی به کار می رود(Bortlett1990 ) تغییرات مهمی را از زمان فرمولاسیون اصلی Knipling نیافت و تلاش هایی که در طول این دوره صورت گرفت بیشتر به منظور سرعت بخشیدن به مراحل برنامه و نیز آسان سازی مشکلات بوده است . اصول کلی این تکنیک عبارتند از:

 1- تکنیک هایی که تولید مقدار زیادی از حشرات را با کیفیت عالی ممکن

سازد. ( Rearing  Component   ) 

2- تکنیک هایی که عقیم کردن شمار زیادی از حشرات رابا دقت ممکن سازد. (Treatment  Component)

3- حشرات قابل رقابت که به طور منطقی بتوانند بعد از عقیم سازی و رها شدن در بین جمعیت وحشی بقا یابند.(Competitiveness  Component )

4- سیستم های اقتصادی مناسب برای رهاسازی حشرات عقیم در مناطق مورد نظر وجود داشته باشد . (Release  Component )

5- زمان رها سازی باید با دوره حد اکثر تولید مثل هدف مورد نظر مطابقت داشته باشد.

6- تعداد کافی از حشرات عقیم شده باید رها شوند تا بر جمعیت طبیعی غلبه کنند.

7- یک جمعیت بسته و یک منطقه ایزوله تا از مهاجرت احتمالی افراد وحشی بارور به داخل جمعیت جلوگیری کند.(Reinfestation Component ) 

8-ابزاری که جمعیت حشرات بومی را قبل وبعد از رهاسازی حشرات عقیم به درستی ارزیابی کند . (Evaluation Component )

نکته قابل توجه در مورد برنامه SIT این است که Knipling یک محاسبات آماری و ریاضی از پتانسیل تکنیک عقیم سازی حشرات قبل از سال 1937 فراهم کرد و در حدود 13 سال (اواسط 1950) به طول انجامید تا او امتحانات اولیه را به اجرا بگذارد . او در خلال این مدت مشغول توسعه و تحول در روش های آماری و فرضیات خود بود . همچنین او در این مدت فرصت مناسبی برای اجرای ایده های خود نیافت بنابراین به انتظار نشست.

مزایا ومحدودیت های SIT

 

این روش کنترلی نیز مانند هرروش کنترلی دیگردارای مزایا و معایبی می باشد .

محدودیت های آن عبارتند از:

1- بسیاری از حشرات در اثر تابش اشعه در دزهای پایین باروری خود را حفظ کرده وعقیم نمی شوند . بدیهی است تابش در مقادیر بالاتر باعث مرگ آنها می گردد .

2- بسیاری از حشرات را نمی توان در شرایط آزمایشگاهی وروی غذای مصنوعی به تعداد زیاد پرورش داد .

3- شرایط جغرافیایی واکولوژیکی محل های زندگی بسیاری از حشرات، مانع استفاده از این روش در مبارزه با آنها می شود . به عنوان مثال برخی از حشرات دارای گسترش جغرافیایی بسیار وسیعی می باشند ودر نتیجه رهاسازی نرهای عقیم در این قبیل نواحی عملا غیر ممکن می گردد .

4- این روش مبارزه ازتنها روش هایی است که می تواند یک گونه حشره آفت را تا مرز نابودی 100 درصد پیش ببرد و این نکته از نظر علم اکولوژی غیر قابل قبول است چون این علم نابودی یک گونه جانوری در طبیعت را باعث اختلال در اکوسیستم می دانند .

مهمترین مزایای SIT عبارتند از:

1- SIT یک روش منطقی وامن محیطی است که تکنولوژی هسته ای راه به عنوان ابزاری برای کنترل آفات در نظر می گیرد .

2- SIT وقتی از دیگر روش های کنترلی پیشی می گیرد که می تواند با ارائه یک فرمول نهایی میزان جمعیت آفت وخسارت ناشی از آن را به حد صفر برساند. فقط ترکیبی از چندین روش کنترلی در مدیریت تلفیقی آفات می تواند به کاهش اساسی یا ریشه کنی آفات منجر شود .

3- SIT به عنوان یک روش دوست دار محیط شناخته شده است  زیرا هیچ گونه آلودگی در محیط زیسته ایجاد نکرده وتاثیری روی دشمنان طبیعی آفت وسایر حشرات غیر هدف ندارند .

4- عامل تنوع و توسعه کشاورزی در بخش های زیادی از جهان می شود.

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط جمعی از دانشجویان گیاهپزشکی دانشگاه صنعتی اصفهان و با مدیریت مسیح سخنور ایجاد گردیده است.امید است گامی هرچند کوچک در جهت پیشرفت علم کشاورزی و گیاهپزشکی برداشته باشیم.آفات و بیماریهای گیاهی و راههای کنترل بیولوژیک و شیمیایی آنها نرم افزار ها و مقالات معتبر در زمینه گیاهپزشکی و منابع و سوالات کارشناسی ارشد
masihsokhanvar@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin