X
تبلیغات
علم گیاه پزشکی

علم گیاه پزشکی
www.AGRIUT.tk 
قالب وبلاگ

کلکسیون ملی قارچ های زنده ایران، کلکسیون نماتدشناسی و کلکسیون ملی باکتری های مفید با هدف حفظ تنوع زیستی در کشور راه اندازی شد.براساس گزارش روابط عمومی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور این کلکسیون ها به همت محققان این موسسه و در راستای نگه داری ذخایر ژنتیکی راه اندازی شده است. درهمین رابطه مهندس اشرافی رئیس حوزه ریاست  موسسه تحقیقات گیاه پزشکی وابسته به سازمان تحقیقات و آموزش ترویج کشاورزی وزارت جهادکشاورزی به خراسان گفت: هدف از راه اندازی این کلکسیون ها حفظ ذخایر ژنتیکی میکرو ارگانیزم های مفید در کشاورزی و درواقع حفظ تنوع زیستی کشور است. وی افزود: این میکرو ارگانیسم ها برای کشاورزی مفید هستند و عوامل بیماری زا را محدود می کنند و هم چنین به دلیل اثرات متقابلی که روی سایر عوامل بیماری زا مانند آفات کشاورزی دارند، می توان با کمک آن ها بیماری ها را مهار کرد. درواقع میکرو ارگانیزم ها یک نوع ضد حیات برای آفات کشاورزی و عوامل بیماری زای گیاه محسوب می شوند و باتوجه به نقش مهم باکتری های مفید، کلکسیون ملی باکتری های مفید در کشور راه اندازی شده است. درهمین راستا دکتر علیزاده علی آبادی سرپرست کلکسیون ملی باکتری های مفید گفت: موسسه تحقیقات گیاه پزشکی باتوجه به وظایف راهبردی خود در حفظ ذخایر زیستی، از ۲ سال پیش و در قالب یک طرح ۵ ساله که به تصویب سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی رسیده، اقدام به راه اندازی کلکسیون کشت پروکاریوت مرتبط با گیاهان کرده است.به گزارش روابط عمومی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی، مجموعه قارچ های زنده ایران نیز ثبت جهانی شده است.دکتر حسن عسگری، رئیس موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور در همین رابطه گفت: مجموعه ملی قارچ های زنده ایران در کشور و خاورمیانه منحصر به فرد است. به گفته دکتر مهرداد عباسی رئیس بخش تحقیقات رستنی های این موسسه، قارچ های نگه داری شده در مجموعه ملی قارچ های زنده در کشاورزی و به ویژه گیاه پزشکی موثر است و عوامل بیماری زای گیاهان، نماتدها، علف های هرز و نیز سایر قارچ ها را دربر می گیرد و مانند کتابخانه ای زنده، بیانگر تنوع قارچ های زنده ایران است.وی افزود: در کلکسیون ملی قارچ های زنده ایران، نمونه هایی متعلق به ۱۲۰ جنس و ۳۸۰ گونه نگه داری می شود که هر روز به این تعداد افزوده می شود. عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور با اشاره به اهمیت کلکسیون های ملی در نگه داری و حفظ ذخایر ژنتیکی و تنوع زیستی کشور گفت: کلکسیون های ملی، امکانات فوق العاده ای هستند که دراختیار استادان و دانشجویان علوم کشاورزی و زیستی قرار دارد تا نتیجه سال ها تحقیق و پژوهش بنیادین و کاربردی درزمینه شناسایی نماتدهای بیماری زا و صیاد گیاهی را در یک مجموعه منسجم در دسترس داشته باشند.

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ دوشنبه سی ام آذر 1388 ] [ 15:39 ] [ مسیح سخنور ]

روش SIT که در حال حاضر برای استفاده موفق از اصول نر عقیمی به کار می رود(Bortlett1990 ) تغییرات مهمی را از زمان فرمولاسیون اصلی Knipling نیافت و تلاش هایی که در طول این دوره صورت گرفت بیشتر به منظور سرعت بخشیدن به مراحل برنامه و نیز آسان سازی مشکلات بوده است . اصول کلی این تکنیک عبارتند از:

 1- تکنیک هایی که تولید مقدار زیادی از حشرات را با کیفیت عالی ممکن

سازد. ( Rearing  Component   ) 

2- تکنیک هایی که عقیم کردن شمار زیادی از حشرات رابا دقت ممکن سازد. (Treatment  Component)

3- حشرات قابل رقابت که به طور منطقی بتوانند بعد از عقیم سازی و رها شدن در بین جمعیت وحشی بقا یابند.(Competitiveness  Component )

4- سیستم های اقتصادی مناسب برای رهاسازی حشرات عقیم در مناطق مورد نظر وجود داشته باشد . (Release  Component )

5- زمان رها سازی باید با دوره حد اکثر تولید مثل هدف مورد نظر مطابقت داشته باشد.

6- تعداد کافی از حشرات عقیم شده باید رها شوند تا بر جمعیت طبیعی غلبه کنند.

7- یک جمعیت بسته و یک منطقه ایزوله تا از مهاجرت احتمالی افراد وحشی بارور به داخل جمعیت جلوگیری کند.(Reinfestation Component ) 

8-ابزاری که جمعیت حشرات بومی را قبل وبعد از رهاسازی حشرات عقیم به درستی ارزیابی کند . (Evaluation Component )

نکته قابل توجه در مورد برنامه SIT این است که Knipling یک محاسبات آماری و ریاضی از پتانسیل تکنیک عقیم سازی حشرات قبل از سال 1937 فراهم کرد و در حدود 13 سال (اواسط 1950) به طول انجامید تا او امتحانات اولیه را به اجرا بگذارد . او در خلال این مدت مشغول توسعه و تحول در روش های آماری و فرضیات خود بود . همچنین او در این مدت فرصت مناسبی برای اجرای ایده های خود نیافت بنابراین به انتظار نشست.

مزایا ومحدودیت های SIT

 

این روش کنترلی نیز مانند هرروش کنترلی دیگردارای مزایا و معایبی می باشد .

محدودیت های آن عبارتند از:

1- بسیاری از حشرات در اثر تابش اشعه در دزهای پایین باروری خود را حفظ کرده وعقیم نمی شوند . بدیهی است تابش در مقادیر بالاتر باعث مرگ آنها می گردد .

2- بسیاری از حشرات را نمی توان در شرایط آزمایشگاهی وروی غذای مصنوعی به تعداد زیاد پرورش داد .

3- شرایط جغرافیایی واکولوژیکی محل های زندگی بسیاری از حشرات، مانع استفاده از این روش در مبارزه با آنها می شود . به عنوان مثال برخی از حشرات دارای گسترش جغرافیایی بسیار وسیعی می باشند ودر نتیجه رهاسازی نرهای عقیم در این قبیل نواحی عملا غیر ممکن می گردد .

4- این روش مبارزه ازتنها روش هایی است که می تواند یک گونه حشره آفت را تا مرز نابودی 100 درصد پیش ببرد و این نکته از نظر علم اکولوژی غیر قابل قبول است چون این علم نابودی یک گونه جانوری در طبیعت را باعث اختلال در اکوسیستم می دانند .

مهمترین مزایای SIT عبارتند از:

1- SIT یک روش منطقی وامن محیطی است که تکنولوژی هسته ای راه به عنوان ابزاری برای کنترل آفات در نظر می گیرد .

2- SIT وقتی از دیگر روش های کنترلی پیشی می گیرد که می تواند با ارائه یک فرمول نهایی میزان جمعیت آفت وخسارت ناشی از آن را به حد صفر برساند. فقط ترکیبی از چندین روش کنترلی در مدیریت تلفیقی آفات می تواند به کاهش اساسی یا ریشه کنی آفات منجر شود .

3- SIT به عنوان یک روش دوست دار محیط شناخته شده است  زیرا هیچ گونه آلودگی در محیط زیسته ایجاد نکرده وتاثیری روی دشمنان طبیعی آفت وسایر حشرات غیر هدف ندارند .

4- عامل تنوع و توسعه کشاورزی در بخش های زیادی از جهان می شود.

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ دوشنبه سی ام آذر 1388 ] [ 15:35 ] [ مسیح سخنور ]

                                    

هر جا كه سیب كشت می شود این بیماری نیز وجود دارد بویژه در خزانه های سیب در سراسر جهان بیماری مهمی محسوب می گردد در ایالات متحده این بیماری با ایجاد شبكه زنگاری (زبر و چوب پنبه ای Russeting) روی پوست میوه موجب كاهش ارزش میوه تا 50% می شود.

علائم:
سفیدك سطحی سیب به قسمتهای مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و میوه ها حمله می كند.
علائم روی برگها بصورت لكه های خاكستری تا سفید كثیف ظاهر می شوند و اگر برگهای جوان آلوده شوند دچار پیچ خوردگی و بد شكلی شده و نهایتاً خشك می شوند. شكوفه های درخت بر اثر زمستانگذارانی قارچ در جوانه های زایشی زودتر از بقیه قسمتها آلوده می شوند. در اثر آلودگی شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكیده و كاسبرگها گوشتی و كلفت می شوند و توانایی تشكیل میوه را از دست می دهند. كاسبرگها خیلی حساس هستند.میسلیومها كنیدیوفورها و كنیدیهای قارچ روی سرشاخه ها منظره سفید رنگی را ایجاد می كنند رشد این شاخه ها متوقف شده و فواصل میانگره ها كوتاه می ماند و نهایتاً سرشاخه ها خشك می شوند معمولاً روی سرشاخه ها فرم جنسی قارچ (كلیستوتسیوم) تشكیل می شود . میوه ها نیز آلوده شده و حالت شبكه چوب پنبه ای در سطح میوه ها (زنگار میوه) بوجود می آید. در مورد گلابی هم پوشش سفید میوه تا اواسط تابستان روی میوه باقی می ماند و بعد این پوشش محو می شود و اثر آن بصورت لكه زنگاری(Russet) باقی می ماند در خزانه ها قارچ به همه برگهای در حال رشد حمله كرده و موجب كندی رشد قسمت های انتهایی شاخه ها می شود .

عامل بیماری :
روی سیب و گلابی قارچ زیر است:

Te) Podosphaera leucotricha (Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)
An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

كلیستوتس P.leucotricha دارای زوائد دو شاخه ای شكل اند هر چند در این گونه حالت دو شاخه ای به سختی دیده می شود داخل كلیسترتسیوم فقط یك آسك وجود دارد كه حاوی 8 آسكوسپور بیضوی است . این قارچ هتروتالیك است.
كنیدیهای O.farinosum شفاف، تك سلولی و دو سر تخت و استوانه ای شكل اند و بصورت زنجیری روی كنیدیوفور تشكیل می شوند.

چرخه بیماری :

ریسه درون جوانه ها مهمترین بخش زمستانگذران قارچ می باشد این قارچ انگل اجباری است . اگر آسكوكارپ تشكیل گردد می تواند موجب بقاء قارچ گردد ولی بنظر نمی رسد كلیستوتسیوم در چرخه زندگی قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهای P.leucotricha موجب آلودگی نمی شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرایط محیطی ریسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و تولید كنیدیوم می كند كنیدی ها با باد پخش شده و موجب آلودگی اولیه می شوند سپس از زخمها و لكه های جدید نیز كنیدیوفورها تولید كنیدیهای جدید را كرده و موجب انتشار بیماری و آلودگی های ثانویه می گردند. فعالیت قارچ در تابستان شدیداً كاهش می یابد ولی در اواخر تابستان و پائیز مجدداً فعال شده و با انتشاركنیدیها موجب آلودگی های جدید می گردد، نهالهای موجود در خزانه بعلت اینكه تا اواخر پائیز رشد می كنند بسیار مستعد آلودگی هستند. البته برگهای جوان درخت سیب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگی حساس هستند و پس از آن آلودگی فقط در برگهایی دیده می شود كه بطور مكانیكی صدمه دیده اند. كنیدیها در سطح برگ وقتی رطوبت نسبی حدود 70% باشد به خوبی تندش می كنند. اوج تولید و آزاد سازی اسپورها در ظهر انجام می شود. قارچ در گستره دمایی0C 32-4 فعالیت می كند ولی بهینه دمای آن 0C20-16 است. این بیماری در مناطق نیمه خشك به فراوانی دیده می شود ولی به ندرت در مناطق خشك ظاهر می شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنیدیها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خیلی بیش تر از رطوبت است زیرا میزان آب در داخل كنیدیها بالا بوده و رطوبت تأثیر كمتری در جوانه زنی اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت میسلیوم قارچ در جوانه های آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقی می مانند و جوانه های انتهایی مهمترین مكان برای زمستانگذرانی قارچ عامل بیماری هستند.
اگر آلودگی 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحله گلدهی صورت گیرد حالت زنگار روی میوه های سیب و گلابی بوجود می آید.

کنترل :
1- هرس شاخه ها و سرشاخه های آلوده: می تواند موجب كاهش مایه تلقیح اولیه گردد. كاهش مایه تلقیح اولیه و حفاظت برگ، میوه و جوانه از عفونت ثانویه در مبارزه با این بیماری مهم است.
2-ارقام مقاوم: ارقام سیب با حساسیت كمتر عبارتند از : سیب زرد لبنانی ، دلیشز،گلدن دلیشز، واین ساپ ، یورك ایمپریال ، نیتانی، لورد لمبورن.
ارقام گلابی مقاوم به سفیدكهای سطحی عبارتند از :دوآنژو،لوئیزبون Louise Bonne
3-شیمیایی: قارچكشهای علیه سفیدكهای حقیقی عبارتند از : گوگرد ، بنزیمدازول ها، ضد بیوسنتز ارگوسترول
(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپریمات ، پیرازوفوس،تری آدیمفون، دینوكاپ (كاراتان).
قبل از پیدایش گلها ، مصرف سفیدك كشهای بسیار مؤثر مثل تری آدیمفون كه به شدت از تولید كنیدی جلوگیری می كنند ضرورت ندارد. در اروپای غربی به علت وجود هوای ملایم در زمستان و شرایط مناسب بیماری در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشی می كنند.

زمان سمپاشی:
الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجیحاً از سموم سیستمیك استفاده می شود . چون خنكی هوا مانع تسعید گوگرد است و از طرفی دیگر سموم سیستمیك روی آلودگی درون جوانه ها مؤثرند.
ب)نوبت دوم بعد از ریزش گلبرگها كه می توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنین كاراتان و سایر سموم سیستمیك نیز قابل استفاده اند(بعضی ارقام سیب و گلابی به گوگرد حساسند و موجب گیاهسوزی آنها می شود كه بایستی دقت نمود).
ج) نوبت سوم : بستگی به شرایط جوی و میزان پیشرفت بیماری دارد بیش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشی باشد. قارچ كشهای باز دارنده بیوسنتز ارگوسترول زمانیكه بیماری هنوز شدت پیدا نكرده است بسیار موثرند.

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ] [ 11:15 ] [ مسیح سخنور ]

Kingdom: Fungi
Phylum: Ascomycota
Class: Sordariomycetes
Subclass: Sordariomycetidae
Order: Diaporthales
Family: Valsaceae
Genus: Cytospora

 

[ شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ] [ 8:50 ] [ مسیح سخنور ]

عامل بیماری: Uncinula necator

علایم بیماری:

علایم بیماری سفیدک حقیقی در روی همه ی اندامهای هوایی جوان ظاهر می گردد.
علایم این ابتدا به صورت لکه های سفید در سطح فوقانی برگ ظاهر می شود و سپس روی آنها کنیدیوفورهای قارچ به صورت پودر یا پوشش آردی ظاهر می گردنداگر بیماری تشدید یابد سطح تحتانی برگها نیز ممکن است به سمت بالا لوله شود.برگهای آلوده در تابستان قهوه ا ی شده زودتر از پائیز خزان می کنند. علائم بیماری درون سر شاخه های جوان نیز به صورت لکه های سفید ظاهر می گردند.در پائیز لکه ها به رنگ قهوه ای مایل به سیاه در می آیند.
قارچ روی غوره ها را به صورت پودر سفید رنگی می پوشاند. حبه ها ترش و نارس باقی می مانند .در حبه های رسیده تر آن قسمت از پوست حبه که آلوده به بیماری است رشد نمی کند ولی در اثر رشد مداوم قسمت سالم حبه ترک خورده و دانه آن نمایان می گردد.
بهترین راه مبارزه علیه سفیدک حقیقی مو استفاده از گل گوگرد و یا گوگرد قابل حل در آب مانند لوزال به نبت چهار در هزار می باشد.
گل گوگرد در دمای بیشتراز 21 درجه سانتی گراد تصعید می شود و گاز حاصل روی قارچ موثر است. دردمای بالاتر از 30 درجه سانتی گراد مقدار گاز حاصل شده زیاد بوده ممکن است سبب سوختگی شود .
گل گوگرد را بهتر است در فصل زراعی سه نوبت زیر به هنگام صبح به کار برد:
نوبت اول:موقعی که جوانه ها تازه روییده اند و در رویهر شاخه 4 تا 10 برگ وجود دارد.در این نوبت 15 کیلو گرم گل گوگرد در هکتار مصرف می شود.
نوبت دوم:در موقع گل دادن موستان به نسبت 30 کیلوگرم در هکتار مصرف می شود.
نوبت سوم:موقعی است که غوره های ترش ظاهر شده یعنی حدوددو تا سه هفته پس از سمپاشی نوبت دوم به نسبت 45 کیلوگرم در هکتار مصرف می گردد.در مناطق خشک که احتمال گیاه سوزی در اثر مصرف گوگرد باشد بهتر است از قارچ کش کاراتان به نسبت 1تا 1.5 در هزار علیه این بیماری استفاده نمود.

[ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 ] [ 17:45 ] [ مسیح سخنور ]


عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول گزارش شده است.

رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea است. در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota قرار می گیرد.

آلودگی و گسترش:
پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری كشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند. نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.

شرح بیماری :
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی كه دمای هوا پایین است، حمله میكند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.

علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاكستری كدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های كه بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممكن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن است در طول یك فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید. ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.

كنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نیست. حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.

پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده كند. بنا براین بهتر است تا جایی كه ممكن است از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در آنها كشت می شده اند خودداری كنیم.

ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست .

آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در آن شك دارید، آن را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود. محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.

آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید. پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك قرار داده شوند. اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.

تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری است كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر است از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.

مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.

نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.

راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.

بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب است و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.

از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.

اقدامات زراعی مثل استفاده از كودها، مدیریت صحیح آبیاری و كنترل علفهای هرزكم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند. هدف اكثر آنها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری است. البته هیچكدام از آنها باعث معالجه بیماری و حذف آن از درخت نمی شوند.
[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 19:25 ] [ مسیح سخنور ]

نماتد چغندر قند ابتدا در آلمان در سال 1859 توسط Hermans Schact در مزارع چغندر کاری کشف شد و بعداً در سال 1871 اشمیدت Schmidt این انگل را تحت نام Heterodera schachtii نامـگذاری کرد. این نماتد علاوه بر چغندر قند به سبزیهای مختلف مثل چغندر لبویی ، کلم بروکلی ، کلم ، گل کلم ، شاهی ، ترب ، مارچوبه،تربچه، اسفناج، گوجه فرنگی ، و شلغم حمله می‌کند در حال حاضر در اروپای شمالی ،انگلستان ، امریکا ، کانادا و ژاپن گزارش شده است . این نماتد اولین بار در ایران در سال 1348 توسط شفر و اسماعیل پور از مزارع چغندر قند تربت حیدریه استان خراسان جمع آوری گردیده است . علاوه بر استان خراسان ،این نماتد در آذربایجان ، اصفهان کرمانشاه ، و فارس شیوع دارد . در ایران انواع کلم ، ترب ، تربچه ، شلغم ، و شاهی و اسفناج نیز از میزبانهای آن تعیین و شاخته شده است .

بر اساس مطالعات کلاکلی و فریور میهن (1358) نماتد Heterodera schachtii شکل جنسی ماده و نر می باشد ماده های جوان و کامل به طور طبیعی لیموئی شکل و در ابتدای امر رنگ آنها سفید شیری است که به آسانی و با چشم غیر مسلح بر روی ریشه گیاه میزبان دیده می شود و معمولاً بین 0.6 تا 0.8 میلیمتر طول و 0.4 تا 0.5 میلیمتر عرض آنها می باشد . رنگ سفید ماده های جوان پس از افتادن در خاک بدون گذراندن مرحله زرد رنگشان از سفید تبدیل به قــهوه‌ای می‌گردد. در این مواقع به آنها سیست اطلاق می شود . هر سیست محتوی تعداد 5 تا 300 تخــم ( لارو سن یک داخل تخم می باشد ) و لارو سن دوم می باشد که بسته به شرایط این تعداد متفاوت است نماتد نر بر خلاف ماده کرمی شکل می باشد و طول آنها بین 1.3 تا 1.6 میلیمتر و اسپیر spear آن گره دار و قوی است.

چرخه زندگی نماتد شامل تخم ، لارو نر و ماده که قبل از بلوغ دارای چهار مرحله لاروی بوده و سرانجام سیست ماده می باشد تخم کوتاه ، استوانه ای ، دو طرف گرد و تعداد کمی فقط در سیست ماده می باشند تعدادتخم از 50 تا 600 عدد تغییر می‌کند آنها در داخل سیست مادر تفریخ می شوند و یا اینکه در داخل ماده ژلاتینی چسبیده به بدن مادر که از بدن مادر به خارج هدایت شده است تفریخ می گردند.

نماتدها در خاک آلوده گسترش یافته و همچنین نشاهای آلوده ، وسایل کشاورزی و ماشین آلات براحتی بیماری را انتقال می دهند.Globodera در یک طیف درجه حرارت نسبتاً محدود تکثیر می‌کند . تفریخ تخمها و نفوذ لارو بداخل میزبان در پایین تر از 14 درجه ساتیگراد بندرت اتفاق بیافتد . تفریخ و نفوذ در دمای 16 درجه شروع شده و دمای بهینه آن 25 درجه سانتیگراد می باشد و تقریباً در بالاتر از 29.5 درجه هیچ تفریخ یا نفوذ صورت نمی‌گیرد. رطوبت زیاد و دمای بالا سیست ها را به آسانی از بین می برد . بیشتر آنها در آب 54 درجه سانتیگراد به مدت 5 دقیقه از بین می روند.

علائم و نشانه‌های خسارت

علائم اندام هوایی گیاه ارتباط به سن ، فصل و دما دارد . اولین علائم بیماری در روی چغندر قند در اوایل فصل تابستان و در هنگام تابش آفتاب به صورت پژمردگی برگهای بوته چغندر بروز می کند و در هنگام شب ودر هوای خنک برگها مجدداً حالت عادی و شادابی خود را باز می یابند .شکل عمومی بوته عقب افتاده و زرد و کم رشد است


بعد از حمله Globodera roostochiensis ریشه اصلی کوچکتر از معمول ولی دارای ریشکهای فرعی زیاد از حد و افشان می‌باشند. تقریباً در همه موارد بعد از نفوذ نماتد قارچها حمله کرده و سبب سیاهی بافت ریشه می‌شود. اگر تعداد زیادی لارو به ریشه حمله کند، سبب از بین رفتن ریشه‌ها می‌گردد. مهمترین علائم حمله نماتد وجود سیست (Cyst)های سفید رنگ به اندازه حدود یک میلیمتر یا ته سنجاق است که با چشم عادی و غیر مسلح قابل رؤیت هستند. اگر چه بافت مورد حمله نماتد قدری ضخیم می‌شود اما هیچ برآمدگی یا غده‌ای در درون بافت گیاه مانند نماتد مولد غده بوجود نمی‌آید.

کنتــــــــــــرل

اگر چه تناوب زراعی کاملاً در حذف Globodera موثر نیست ولی اگر هر 4 سال یک بار محصول حساس کاشته شود سیست ها به ندرت می‌توانند آلودگی ایجاد کنند تناوب طولانی ترنیز بهتر است اگر به مدت 12 سال گیاه حساس در زمین کاشته نشود ، آلودگی تقریباً از بین خواهد رفت تناوب باید همراه با حذف همه علفهای هرز حساس باشد.

روش دیگر مبارزه این است که به محض اینکه دما اجازه دهد باید کاشت انجام شود بعضی از ارقام سیب زمینی و کروسیفر در دمای زیر 15درجه می‌توانند رشد کنند و این گیاهان قبل از اینکه خسارت بزنند بخوبی رشد نموده و محصول تولید می‌نمایند.

PH پایین خاک یعنی حدود 4 و یا PH بالا سبب کندی تفریخ تخم ها می شود اما PH=6 برای تفریخ بسیار مناسب است استفاده از بخار آب در مواردی از قبیل خزانه ، گلخانه و شاسی ها امکان پذیر است. در مزرعه باید از سموم نماتدکش استفاده نمود . کیسه ها ، وسایل کشاورزی و ماشین آلات باید در زیر پوشش با سموم گازی شکل ضد عفونی شوند موقعی که وسایل و ماشین آلات از مزرعه ای مشکوک انتقال داده شده و مورد استفاده قرار گیرند ، باید ضد عفونی شود . متیل بروماید یک گاز بسیار خطرناک بوده باید با احتیاط از آن استفاده گرد. فضایی که باید ضد عفونی شود باید حتماً محاسبه گردد و به نسبت 380 گرم در متر مکعب باید گاز متیل بروماید استفاده شود حداقل به مدت 16 ساعت باید وسایلی که ضد عفونی می‌گردد پوشانده شود. دمای محیط کمتر از 15 درجه سانتیگراد نباشد . در هنگامیکه پوشش برداشته می شود باید از ماسک ضد گاز استفاده نمود . برچسب کپسول گاز باید بخوبی مطالعه گرد.

خاک مزرعه را با نماتد کش های مختلف می‌توان ضد عفونی نمود. یکی از بهترین سموم نماتد کش که تاکنون عرضه شده است عبارتست از (Dichloropropene + Dichloropropane) D-D. خاک مورد ضدعفونی باید رطوبت متوسطی داشته ودمای آن حداقل 15 درجه سانتیگراد باشد . مواد فرار باید در عمق 15 تا 30 سانتیمتر در خاک تزریق شود این ماشینها باید خوب کالیبره شده تامواد سمی با غلظت معینی در خاک تزریق گردد. برای سایر نماتدها باید غلظت دو برابر استفاده شود. گاهی دو نوبت سمپاشی به فاصله 3 تا 4 هفته توصیه می‌گردد. هیچ گیاهی حداقل تا دو هفته بعد از استعمال سم نباید کاشته شود .

اگر امکان داشته باشد، تناوب طولانی بعد از ضد عفونی خاک باید رعایت شود سموم متام سدیم (Metham sodium ) ، دازومت (Dazomet ) می توانند مورد استفاده قرار گیرد. گاهی اوقات D-D درعمق 20سانتیمتری در خاک تزریق می شود و سپس سم متام سدیم در عمق کمتری تزریق می‌گردد تا نماتدها سطح خاک نیز از بین بروند. 
[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 19:20 ] [ مسیح سخنور ]

بيماری لب شتری يا بيماری باد سرخ هلو یکی از بیمای های شایع درختان هلو در ایران است و خسارات زیادی به باغداران وارد می کند. ،این بیماری اولين بار در اوايل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمريکا نيز بيماری مزبور زودتر از ساير بيماری های هلو مشخص گرديده است و در سال 1845 از ايالات شرقی آمريکا گزارش شده است . در ايران نيز احتمالاً بيماری از قديم الايام وجود داشته است ولی اولين گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندياری می باشد . بيماری پيچيدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرايط محيطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هايی از چين ، افريقا ، استراليا ، آمريکای جنوبی، آمريکای شمالی و زلاند نو شديد می باشد . در ايران بيماری از نواحی آذربايجان ، سواحل دريای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری ديگر نيز وجود داشته باشد .


علائم بيماری


خسارت بيماری شامل پيچيدگی ، تورم و تغيير رنگ و ريزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بيش از درختان پير در برابر اين بيماری حساس هستند و به طور کلی بيماری در مناطق گرم وخشک اهميت اقتصادی ندارد . مشخص ترين علائم بيماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به اين که در بهار برگ ها پيچيده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفيد ، زرد يا قرمز در می آيد . به همين جهت در اصطلاح زبان فارسی بيماری لب شتری ناميده می شود . ميوه ها نيز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بريزند . برگ های آلوده به بيماری زود ريخته و برگ هائی که بعداً تشکيل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بيماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز يا ارغوانی در آمدند تشکيل اسپورهای قارچ عامل بيماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همين موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. اين ريزش برگ بستگی به شرايط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوايل تير ماه يا در مرداد ماه می ريزد و اگر مقدار زيادی از برگ ها خزان کند برگ های جديدی از جوانه های خواب تشکيل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نيز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و يا اينکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .


شکوفه ها و ميوه های جوان آلوده نيز اغلب قبل از موعد می ريزد . روی پوست ميوه های بزرگتر ، قسمت های تغيير رنگ يافته و چروکيده ای ظاهر می شود .

 

 


عامل بيماری


قارچ عامل پيچيدگی برگ هلو اولين بار در سال 1875 توسط برکلی به نام

Ascomyces deformans مشخص گرديده اما اين نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغيير يافت ، تولازنه درسال 1866نام اين قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند ميسيليوم و هيف های رويشی اين قارچ با قارچ های ديگر متفاوت و مشخص می باشد . هيف های نسبتاً کوتاه ، خميده ، پيچيده و طويل آنها بسيار متغير و بندهای هيف نيز نامنظم می باشد و اين نوع هيف ها را معمولاً در بافت پارانشيم برگ می توان يافت . هيف های زايشی يا آسک زای قارچ روی هيف های رويشی تکامل يافته تشکيل می گردد . هيف های رويشی زير اپيدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رويند . اين هيف ها در بين سلول های اپيدرمی نفوذ کرده و آزادانه بين اپيدرم و کوتيکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمايند . سپس بزودی لايه هيمنيوم بين بافت اپيدرم و کوتيکول تشکيل می گردد . آنگاه هيمنيوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکيل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغير و به طول 17-36 ميکرون و عرض 7-15 ميکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بين 3-7 ميکرون است تشکيل می شود . آسکوسپورها عموماً به طريق جوانه زدن تندش می يابند و توليد کنيدی می کنند .


چرخه بيماری:


گلميک می نويسد که قارچ عامل بيماری پيچيدگی برگ هلو زمستان را به صورت ميسليوم روی شاخه ها و بدون اينکه داخل بافت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنيدی هائی توسط ميسليوم روی برگ های جوان تشکيل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشيوع بيماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش يافت در بين بافت اپيدرم و کوکتيکول لايه قارچی متراکم و سفيدی به نام هيمنيوم تشکيل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ايجادمی گردد. آسکوسپورها تقريباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و يا درختان مجاور انتقال می يابند و در آنجا جوانه زده و توليد ميسليوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی اين قارچ به وسيله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکيل می گردد انجام می شود . اين اسپورها روی فلس های جوانه ها يا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گيرند و با فراهم شدن شرايط محيطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نويسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرايط برای شيوع بيماری پيچيدگی برگ هلو نامساعد است.


روشهای کنترل:


1- برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .


Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A


2- سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.


3- پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .


Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames , Iowa, U.S.A
4- دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.


5- با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.


6- سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .


The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.


7- سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .


University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.


8- سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.


9- برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بردو توصيه می شود .

[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 19:16 ] [ مسیح سخنور ]

تقلید از طبیعت یک روش مناسب برای توسعه مواد پیشرفته است. محققان فناوری‌نانو نیز به‌طور فزاینده‌ای با الهام از طبیعت نانوساختارهایی را پیدا می‌کنند که به آنها برای غلبه بر چالش‌های موجود نوید می‌دهد. هم‌اکنون، محققان مؤسسه فناوری جرجیا ساختار ریز چشمان مرکب یک مگس خانگی را مورد بررسی قرار داده‌اند و این ساختار را به‌طور کامل و دقیقی، با استفاده از یک روش ترسیب لایه اتمی دما پایین نسخه‌برداری کرده‌اند. حشرات توانایی‌های بی‌نظیری دارند. تعدادی از محققان فناوری‌نانو سعی می‌کنند تا به‌منظور رسیدن به عملکردهای عالی و بی‌نظیر در افزاره‌ها و مواد ساخته بشر، از ساختارهای طبیعی نسخه‌برداری کنند. دکتر زانگ لین وانگ، رئیس مرکز تعیین مشخصات نانوساختارها در مؤسسه فناوری جرجیا، قبلاً ساخت الهام‌گرفته از طبیعت را مورد استفاده قرار داده‌است. وانگ و گروهش در سال 2006، برای رسیدن خواص نوری قابل تنظیم نانوساختارهای بال‌های پروانه را نسخه‌برداری کردند. او اکنون به دنبال تقلید از ساختار چشمان یک مگس خانگی است.
وانگ توضیح می‌دهد: «ما تلاش می‌کنیم یک ساختار زیستی را نسخه‌برداری، سپس خواص فیزیکی آن را اندازه‌گیری کنیم، تا متوجه شویم که چرا این ساختار خواص غیر معمول و بی‌نظیر از خود نشان می‌دهد. با انجام این کار، ما برای ساخت نانوساختارهای غیر معمول و بی‌نظیر سعی می‌کنیم مسیر ساخت مؤثری را پیدا کنیم که از تکامل طبیعت پیروی می‌کند. سطح چشم این مگس با برجستگی‌های بسیار فشرده پوشیده شده‌است، که به‌صورت بالقوه با به دام انداختن فوتون‌های بیشتر، بازده بینایی را افزایش می‌دهند. ما به‌دقت ساختار ریز چشم مرکب این مگس خانگی را مورد بررسی قرار دادیم، سپس به‌طور کامل با آلومینا و با استفاده از یک فرایند ترسیب لایه اتمی دما پایین، تمام پیکربندی آن را نسخه‌برداری کردیم».
حشرات چشم‌های مرکبی دارند. در واقع به جای یک لنز، آنها در سرتاسر یک کره با صدها یا هزاران چشم(هر کدام یک واحد) که ommatidiumها نامیــــــده می‌شوند، می‌بینند؛
هدف دانشمندان مؤسسه فناوری جرجیا، تمرکز روی خواص نوری نانوساختار چشم این مگس است. آنها برای درک انتقال نور مرئی، نور ماورای بنفش و نور مادون قرمز در سرتاسر این ساختار تلاش می‌کنند.
وانگ جزئیات این تحقیق را این چنین شرح می‌دهد: «ما با حذف قالب چشم مرکب این مگس در دمای بالا، و به‌طور همزمان بلوری ‌‌شدن پوشش آلومینایی، به یک نسخه آلومینایی از این نانوساختار رسیدیم. موفقیت ما در نسخه‌برداری از این نانوساختار نه تنها شامل ریخت‌شناسی آن بود، بلکه کیفیت و خواص نوری آن را نیز دربرمی‌گرفت، و خواص ضد انعکاسی بی‌نظیر این چشم، به نسخة آلومینایی آن نیز به ارث رسید. ما با اندازه‌گیری طیف انعکاسی این نسخه، شرح دادیم که این نسخه آلومینیایی چشم یک مگس، یک ساختار ضد انعکاسی مؤثر برای نور مرئی در یک زاویه برخورد بالا تا 80 درجه، است».
وانگ می‌گوید که این نسخة آلومینیایی چشم مگس با ساختار ضد انعکاسی، پتانسیل بالقوة بزرگی در کاربردهایی از قبیل پوشش‌های نوری، آرایه‌های لنزی یا حسگری دارد.
این محققان نتایج کار خود را در مجله Nanotechnology منتشر کرده‌اند.

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ شنبه بیست و یکم آذر 1388 ] [ 13:11 ] [ مسیح سخنور ]
کلينيک گياه پزشکی مرکزی است که در آنجا بازرسی و تشخيص مسائل و مشکلات مربوط به سلامتی گياه صورت گرفته و توصيه های لازم در مورد روش های کنترل مشکلات ارائه می شود . مرکز همچنين به صورت محلی جهت بررسی مشکلات گياه و نيازهای کشاورزان و نيز به عنوان مرکز اطلاع رسانی برای خدمات ترويجی و کشاورزان عمل می نمايد . کلينيک های گياه پزشکی رابطی بين مراکز تحقيقات ملی کشاورزی ، مراکز ترويجی و جامعه کشاورزی بوده و فعاليت عمده ی آنها ارائه خدمات تکنيکی به طور مستقيم به کشاورزان می باشد. کلينيک ها کانالی اساسی برای دستيابی کشاورزان به مراکز علمی تخصصی کشاورزی تامين می نمايند . علاوه بر اين ، نيازهای تحقيقاتی زارعين می تواند از طريق کلينيک ها به عنوان اولويت های تحقيقاتی در دستور کار قرار گيرد. کلينيک های گياه پزشکی از نظر پيچيدگی کار با توجه به موقعيت (منطقه) و امکان دسترسی به خدمات تخصصی از قبيل روش های ويروس شناسی متفاوتند ، برخی از آنها به ويژه زمانيکه با مراکز تحقيقات ملی کشاورزی در ارتباط هستند ممکن است وظايف قرنطينه ای داشته و درگير هدايت آزمايشات مزرعه ای باشند ، با اين حال بيشتر کلينيک ها در مشارکت زارعين در فعاليت های تحقيقاتی و آموزشی مربوط به مديريت آفات نقش دارند. بلک(1993) مديريت و سازمان دهی کلينيک های گياهی در کشورهای در حال توسعه را مورد بررسی قرار داده و بر نقش عمده ی کلينيک ها در فراهم آوردن امکانات اساسی جهت انجام کليه ی فعاليت های مربوط به مديريت عملی آفات تاکيد نموده است .
توانايی کلينيک گياه پزشکی در تشخيص مشکلات مربوط به سلامتی گياه پايه و اساس تاسيس آن می باشد .
 
تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی
[ شنبه چهاردهم آذر 1388 ] [ 11:7 ] [ مسیح سخنور ]
 
کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.

کنترل بیولوژیک

- طبیعی؛
- کاربردی.

کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.
کنترل بیولوژیک یا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلی است:

۱) انواع موجودات آفت هدف؛
۲) انواع دشمنان طبیعی؛
۳) روش‌های بکارگیری دشمنان طبیعی
۱) انواع موجودات آفت هدف

الف) بطور کلی حشرات مهم‌ترین گروه از موجوداتی هستند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان هدف مطرح بوده‌اند. آفات (حشرات) به دلیل ازدیاد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جدید موجبات ورود حشرات شکارگر از مناطق دیگر را برای کنترل‌شان ایجاد کرده‌اند.
اما مهم‌ترین راسته‌ای که تعدادی از گونه‌های آن تحت کنترل بیولوژیک قرار گرفته‌اند راسته (Hemiptera) می‌باشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (Homoptera) در بر گیرنده شته‌ها، شپشک‌ها، سفیدبالک‌ها و پسیل‌ها می‌باشند. همین حشرات هستند که در روی گیاهان زینتی جزء مهمترین آفات محسوب می‌شوند لذا امکان کنترل بیولوژیک آفات گیاهان زینتی بسیار زیاد است.
چرا بیشترین برنامه کنترل بیولوژیک برعلیه حشرات راسته (Homoptera) صورت می گیرد؟
بدلیل اینکه تعداد زیادی از گونه‌های راسته (Homoptera) به همراه گیاهان زینتی و محصولات کشاورزی از منطقه پراکنش بومی خود وارد منطقه جدیدی شدند که فاقد دشمنان طبیعی بودند. لذا برای مبارزه با این آفات، دشمنان طبیعی این حشرات نیز از منطقه پراکنش آن‌ها به منطقه جدید وارد شدند تا تحت کنترل در آیند. در ضمن بسیاری از حشرات این راسته مانند شپشک‌ها غیر متمرکز بوده بنابراین امکان کنترل بیولوژیک آن‌ها فراهم است.

ب) گروه دیگری از حشرات مورد نظر در برنامه‌های کنترل بیولوژیک کنه‌ها هستند. مخصوصاً سه خانواده (Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهم‌ترین کنه‌های گیاهخوار هستند که بر علیه آن‌ها کنترل بیولوژیک انجام شده است.

ج) دسته دیگر این حشرات، حلزون‌ها و راب‌ها هستند که به آن‌ها لیسَک نیز گفته می‌شود. برای کنترل بیولوژیک حلزون‌ها و راب‌ها کوشش‌هایی انجام شده است ولی نتیجه بخش نبوده است.

د) گروه دیگری از موجودات مورد بحث، علف‌های هرز هستند، بطور کلی ۱۱۶ گونه از علف‌های هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامه‌های کنترل بیولوژیک تاکنون مطرح بوده‌اند که ۵۰ درصد آن‌ها متعلق به سه خانواده Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.

ذ) علاوه بر این‌ها، بیماری‌های گیاهی و مهره‌داران هم می‌توانند از اهداف برنامه‌های کنترل بیولوژیک باشند، حتی انسان می‌تواند در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان یک هدف قلمداد شود.

۲) انواع دشمنان طبیعی

مبحث دوم انواع موجوداتی هستند که برای کنترل بیولوژیک آفاتی که ذکر کردیم مورد استفاده قرار می‌گیرند.

الف) حشرات پارازیتوئید از عمومی‌ترین دشمنان طبیعی آفات به شمار می‌آیند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به روش‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. برنامه‌های کنترل بیولوژیک در مورد حشرات پارازیتوئید بیشتر درباره‌ی دو راسته (Hymenoptera) یا بال‌غشائیان و زنبورها یا (Diptera) می‌باشد.
در راسته (Hymenoptera)، زنبورهای بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) دارای اهمیت بیشتری هستند.
در خانواده (Braconidae)، تمام گونه‌های زیر خانواده‌ی (Aphidiinae) بدون استثنا پارازیتوئید، شپشک‌ها هستند و در برنامه‌های کنترل بیولوژیک آفات گلخانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند.

از خانواده زنبورها، بالا خانواده (Chalcidoidea) از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. در این بالا خانواده، خانواده‌های (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات گیاهان زینتی هستند.
گروه دیگری از پارازیتوئیدها، متعلق به راسته (Diptera) یا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوق‌العاده حائز اهمیت هستند.

ب) گروه دیگر از دشمنان طبیعی، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونه‌های گیاهخوار تغذیه می‌کنند. مهم‌ترین شکارگرها در راسته (Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) که به آن‌ها کفشدوزک‌ها اطلاق می‌شود و تعدادی دیگر از خانواده‌ها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بال‌توری‌ها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بال‌توری (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانواده‌های(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

ج) گروه دیگر از عوامل بیماری‌زا، بندپایان هستند. مهم‌ترین عوامل بیماری‌زای بندپایان مربوط به ویروس‌ها، نماتدها، تک سلولی‌ها، قارچ‌ها و باکتری‌ها هستند.
در بین باکتری‌ها، باکتری‌های گونه(Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتری‌هایی هستند که برای کنترل گروه‌های مختلفی از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در گروه ویروس‌ها، شانزده خانواده از ویروس‌ها با حشرات ارتباط دارند ولی خانواده (Baculoviridae)
دارای اهمیت بیشتری است و برای کنترل حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اما دلیل اینکه ویروس‌ها مانند باکتری‌ها براحتی تولید نمی‌شوند چیست؟

ویروس‌ها برای تولید مثل نیاز به جسم موجود زنده دارند، یعنی آن‌ها در داخل موجود زنده تکثیر پیدا می‌کنند در حالیکه باکتری‌ها براحتی بر روی مخمرها تکثیر می‌شوند. به همین دلیل استفاده از باکتری‌ها در کنترل بیولوژیک حشرات توسعه یافته و کاربرد بیشتری دارد.

د) گروه دیگر از دشمنان طبیعی قارچ‌ها هستند بخصوص قارچ‌های خانواده (Entomophthoraceae) و زیر گروه‌های (Zygomycotina) و (Deutromycotina)که برای کنترل حشرات و گیاهان زینتی مخصوصاً گونه‌ای به نام (Verticillium lecanii) مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ذ) دسته دیگر از عوامل کنترل حشرات، تک سلولی‌ها هستند، شاخه‌های (Apicomplexa) و (Microspora) از مهم‌ترین تک سلولی‌ها هستند که بر روی حشرات ایجاد بیماری می‌کنند. مخصوصاً تک سلولی‌های جنس (Nosema) از اهمیت بیشتری برخوردارند. تعدادی از گونه‌های این جنس بصورت تجارتی تولید شده‌اند و برای کنترل ملخ‌ها و آبدزدک‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

ر) گروه دیگر از حشرات مورد استفاده در کنترل بیولوژیک، حشراتی هستند که از علف‌های هرز تغذیه می‌کنند. در این بین خانواده‌های (Chrysomelidae) و (Curcurlionidae)از راسته (Coleoptera) و (Pyralidae) از راسته (Lepidoptera)از اهمیت زیادی برخوردارند.
[ سه شنبه دهم آذر 1388 ] [ 12:38 ] [ مسیح سخنور ]

شپشک‌های نرم تن متعلق به خانواده(Coccidae) می‌باشند. تعدادی از مهم‌ترین گونه‌های این خانواده که در روی محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی ایجاد خسارت می کنند عبارتند از :

hesperidum Coccus
 Saissetia oleae
 Saissetia coffeae

مهم‌ترین پارازیتوئیدهای شپشک‌های نرم تن متعلق به خانواده(Aphelinidae) و(Encyrtidae) هستند.
از خانواده (Encyrtidae) مهم‌ترین گونه متعلق به جنس (Metaphycus) و (Encyrtus) هستند. جنس helvolus) (Metaphycus در کشور ایران وجود دارد و به عنوان یکی از عوامل کنترل بیولوژیک تکثیر و در گلخانه‌ها و در روی گیاهان زینتی رهاسازی می‌شود که می‌تواند شپشک‌های نرم تن را تحت کنترل در بیاورد.
گونه دیگری که در کنترل بیولوژیک مورد استفاده هستند زنبورهایی به طول ۲ میلی‌متر می‌باشند که مراحل مختلف پورگی شپشک‌های نرم تن را پارازیته می‌کنند. در این گونه، حشرات ماده زرد رنگ و حشرات نر تا حدودی تیره تر هستند.
هر حشره ماده در طول روز ۵ شپشک ماده را پارازیته می‌کند و چندین برابر این تعداد را از طریق تغذیه از بین می‌برد. در حقیقت زنبورها هم شکارگر هستند و هم پارازیتوئید.
رشد کامل حشرات در ۳۰ درجه سانتی‌گراد حدود 11 روز و 18 درجه سانتی‌گراد حدود 33 روز به طول می‌انجامد.
از خانواده (Encyrtus) به گونه‌ای بنام (Encyrtus lecaniorum) وجود دارد که نوعی زنبور پارازیتوئید است و برای کنترل شپشک‌های نرم تن در گلخانه‌ها رهاسازی می‌شود. در خانواده (Aphelinidae) مهم‌ترین شپشک‌های نرم تن پارازیتوئید متعلق به گونه (Coccophogus) هستند. از این گونه(Coccophagus lycimnia) گونه‌ای است که در ایران نیز وجود دارد. این گونه تقریباً در تمام نقاط دنیا پراکنده می‌باشد، و برای کنترل بیولوژیک بعضی شپشک‌های نرم تن مورد استفاده قرار می‌گیرد.
آیا هر یک از این زنبورهای ذکر شده بر علیه نوع خاصی از شپشک‌ها کاربرد دارد؟
خیر، از آنجا که هیچکدام از این زنبورها مونوفاژ (Monophage) نیستند، و صرفاً از گونه‌ای خاص از شپشک‌ها تغذیه می‌کنند در محیط‌های گلخانه‌ای که تعداد آفات مشخص است تمرکز پیدا می‌کنند.
گروه دیگر از شپشک‌هایی که بر روی گیاهان زینتی و گلخانه‌ای فعال هستند، شپشک‌های آردآلود می‌باشند. این گروه متعلق به خانواده (Pseudococcidae) هستند. تعدادی از مهم‌ترین شپشک‌های این خانواده بر روی گیاهان زینتی عبارتند از :


Pseudococcus citri
adonidum Pseudococcus
 Pseudococcus obscorus


مهم‌ترین دشمنان طبیعی این شپشک‌ها، کفشدوزک‌های خانواده (Coccinellidae) مخصوصاً گونه‌ای بنام (Cryptolaemus montrouzieri) است که این گونه درایران بصورت تجارتی تولید می‌شود و برای کنترل شپشک‌های نرم تن، بخصوص در شمال کشور کاربرد دارد. طول این کفشدوزک در حدود چهار تا پنج میلی ‌متر استو بدنی قهوه‌ای و سری نارنجی رنگ دارد. این حشرات بعد از پنج روز از آغاز جفت‌گیری، شروع به تخم‌گذاری می‌کنند. کفشدوزکهای ماده تخم خود را در داخل جوانه های گیاهان مخصوصا در داخل توده های تخم شپشک های آرد آلود قرار می دهند و در مدت عمر خود قادر هستند حدود ۵۰۰ تخم شپشک های آرد آلود را مورد تغذیه قرار بدهند. لارو و حشرات کامل کفشدوزکها از مراحل مختلف شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند. اما حشرات کامل برای تغذیه ترجیحا از تخم و لاروهای سنین اولیه و لاروهایی که به رشد کامل رسیده اند و همچنین مراحل مختلف رشدی شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند.
کفشدوزک‌های (Cryptolaemus montrouzieri) گونه‌ای پلی‌فاژ(Polyphage) هستند، علاوه بر شپشک‌های آردآلود از شپشک‌های نرم تن (Coccidae) نیز تغذیه می‌کنند.
در دمای ۲۱ درجه سانتی‌گراد هر لارو این حشرات حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ پوره سنی 3-2 شپشک‌های آردآلود را مورد تغذیه قرار می‌دهند تا به رشد کامل برسند.
درجه حرارت تاثیر فوق‌العاده زیادی بر سیکل زندگی و دوره رشدی این کفشدوزک‌ها دارد. به عنوان مثال در ۳۰ درجه سانتی‌گراد، مدت زمان لازم برای رشد کامل این حشرات حدود ۲۵ روز می‌باشد اما در 18 درجه سانتی‌گراد این مدت به ۷۲ روز افزایش می‌یابد.
حداکثر کارآیی این کفشدوزک‌ها در چه شرایطی می‌باشد؟ در دمای بالای ۳۲ درجه سانتی‌گراد و زیر ۱۶ درجه سانتی‌گراد این حشرات فاقد توانایی تولید مثل (غیرفعال) هستند. بهترین دما برای فعالیت این کفشدوزک‌ها ۲۸ درجه سانتی‌گراد می‌باشد.
گروه دیگر از دشمنان طبیعی شپشک‌های آردآلود زنبورهای پارازیتوئید، مخصوصاًً خانواده (Encyrtidae) می‌باشند.
گونه‌ای از این خانواده زنبورهایی با نام (Leptomastix dactylopii) هستند که طول بدن آن‌ها 2 میلی‌متر است و تخم‌شان را در داخل بدن پوره‌های سنین مختلف شپشک‌ها قرار می‌دهند. این زنبورها در واقع یک پارازیتوئید داخلی یا(Endoparasitoid) هستند. تخم این حشرات پس از قرار گرفتن در داخل بدن شپشک‌های آردآلود تفریغ می‌شوند و لارو آن‌ها محتویات بدن شپشک آردآلود را مورد تغذیه قرار می‌دهد و نهایتا ًً در داخل بدن شپشک تبدیل به شفیره می‌گردند. شفیره این حشرات پس از مدتی تبدیل به حشره کامل گشته و حشره کامل از طریق سوراخی که در پوسته شپشک آردآلود ایجاد می‌کند از آن خارج می‌گردد.
زنبور دیگری که برای کنترل بیولوژیک شپشک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، زنبوری بنام (Anagyrus pseudcocci) از خانواده (Leptomastix dactylopii) است. طول دوره‌ی زندگی این زنبور کوتاه است.
زنبورهای ماده این گونه به رنگ قهوه‌ای و شاخک آن‌ها سفید است. این زنبورها به طور انبوه تکثیر می‌شوند و در محیط‌های گلخانه‌ای رهاسازی می‌شوند و بخوبی می‌توانند آفات را تحت کنترل درآورند.
کنترل بیولوژیک آفات در گلخانه، نسبت به کنترل بیولوژیک آن‌ها در محیط‌های طبیعی کاملاًً قابل دسترسی می‌باشد. بنابراین استفاده از سموم در محیط‌های گلخانه‌ای و بر روی گیاهان زینتی لازم نیست، بلکه با استفاده از دشمنان طبیعی در محیط‌های گلخانه‌ای مبارزه با آفات انجام می‌گیرد.

[ دوشنبه نهم آذر 1388 ] [ 20:7 ] [ مسیح سخنور ]

براساس یافته‌های یک دانشجوی کارشناسی ارشد حشره شناسی کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، اسانس گیاهان زیره سبز و برازمبل دارای اثرات ضدآفت بر برخی از آفات انباری هستند.
به گزارش گیاهپزشکان ایران و به نقل از ایسنا، فریده عربی، دانش آموخته حشرهشناسی کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس که این تحقیقات را با راهنمایی دکتر سعید محرمیپور انجام داده است با اشاره به اینکه حفاظت از محصولات انباری دغدغه اغلب انبارداران می‌باشد، اظهار داشت:‌ تحقیقات برای حفاظت محصولات انباری در برابرحشرات زیان‌آور با استفاده از ترکیبات گیاهی حشره‌کش رو به افزایش می‌باشد.

در این تحقیق خواص حشره‌کشی اسانس گیاهان دارویی زیره سبز و برازمبل روی حشرات کامل سهگونه از آفات انباری شامل سوسک چهار نقطه‌ای حبوبات، شپشه آرد و شپشه برنج موردبررسی قرار گرفت.
اسانس این گیاهان از بذر زیره سبز و اندام‌های هوائی خشک شده برازمبل به طریق تقطیر با آب، توسط دستگاه کلونجر استخراج شد. وی با اشاره به مدت زمان تحقیق خود گفت: آزمایشات روی حشرات کامل یک تا هفت روزه سوسک چهار نقطه‌ای حبوبات، شپشه آرد و شپشهبرنج در دمای 27 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 65 درصد در شرایط تاریکی با پنجتکرار انجام گرفت.
جهت انجام آزمایش LT50 غلظت‌های 32، 161، 322، 483 و 645میکرولیتر بر لیتر از اسانس گیاهان مورد مطالعه روی سه گونه از آفات انباری موردبرسی قرار گرفت. عربی در توضیح نتایج حاصل از آزمایشات زیست سنجی گفت: براساس نتایج حاصل از آزمایشات، سوسک چهار نقطه‌ای حبوبات نسبت بهاسانس زیره سبز و شپشه آرد نسبت به اسانس برازمبل در مقایسه با دو گونه آفت دیگرحساسیت بیشتری از خود نشان دادند.
در آزمایش بررسی دوام سمیت تنفسی اسانس‌های گیاهی مشخص شد اسانس برازمبل دوام بیشتری نسبت به اسانس زیره سبز دارد.این دانش‌آموخته حشره شناسی در ادامه بااشاره نتایج حاصل از آزمایش اثر دور کنندگی اسانس‌های گیاهی فوق روی حشرات موردمطالعه تصریح کرد: اسانس‌های گیاهی به طور معنی داری، دارای اثر دور کنندگی برحشرات مورد مطالعه هستند.
در بررسی خاصیت تخم کشی و لاروکشی اسانس‌های گیاهان موردمطالعه مشخص شد، اسانس زیره سبز سمیت بیشتری نسبت به اسانس برازمبل دارد. عربی با بیان اینکه نتایج حاصل از اثراسانس‌ها بر تخم‌ها و لاروهای سنین مختلف نشان داد که با افزایش سن، میزان مقاومتبه هر دو اسانس افزایش یافته است، افزود: در بررسی اثر اسانس‌های گیاهی بربازدارندگی تخمریزی سوسک چهار نقطه‌ای حبوبات مشاهده شد اثر بازدارندگی اسانس هر دوگونه گیاهی با افزایش غلظت به طور معنی‌دار افزایش پیدا کرده است؛
به طوری که دربالاترین غلظت (5/0 میکرولیتر اسانس در هر گرم بذر) زیره سبز 16/81 در صد و بزامبل 80/64 در صد ممانعت از تخمریزی کرده‌اند.
[ دوشنبه نهم آذر 1388 ] [ 20:1 ] [ مسیح سخنور ]

پرورش دشمنان طبیعی حشرات شامل مراحل مختلفی است:


انتخاب دشمن طبیعی؛ دشمنان طبیعی از نظر توانایی کنترل با هم متفاوتند که این تفاوت به دلیل اختلاف در خصوصیات زیستی آن‌ها است. از جمله این خصوصیات می‌توان به قدرت باروری، قدرت جستجو و فاکتورهای دیگر نیز اشاره کرد.
1) کیفیت دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی مورد استفاده برای تکثیر و رهاسازی باید عاری از بیماری و هیپرپارازیتوئیدها باشند. دشمن طبیعی انتخاب شده برای تکثیر باید دارای کیفیت مناسب باشد. جمعیت موسس انتخاب شده، برای برنامه تکثیر باید یک جمعیت سالم و قوی باشد هم‌چنین حفظ کیفیت دشمنان طبیعی در طی سالیان متمادی نیز از اهمیت فوق‌العاده زیادی برخوردار است. زیرا ورود دشمنان طبیعی به محیط بسته در واقع جمعیت آن‌ها را از یک جمعیت باز به یک جمعیت بسته تبدیل می‌کند که با گذشت چند سال احتمال کاهش تنوع ژنتیکی و هم چنین زوال ژنتیکی وجود دارد. به همین دلیل القا ژن به داخل جمعیت بصورت مرتب ضروری می‌نماید.
چگونگی القا ژن: معمولاً در برنامه‌های تکثیر بطور مرتب از جمعیت‌های وحشی گونه، به جمعیت‌های پرورشی اضافه می‌شود تا از کاهش تنوع ژنتیکی جلوگیری شود.
2) هزینه پرورش دشمنان طبیعی؛ برای موفقیت و توسعه کنترل بیولوژیک باید دشمنان طبیعی پرورش داده شده قدرت رقابت اقتصادی با سایر روش‌های کنترل آفات بویژه مبارزه شیمیایی را داشته باشند.
تعدادی از دشمنان طبیعی براحتی بر روی میزبان طبیعی خود پرورش داده می‌شوند. برای مثال کنه فیتوزیولوس پرسیمیلس (Phytoseiulus persimilis) براحتی بر روی تترا نیکوسلتیکه و گیاه لوبیا پرورش داده می‌شود. نمونه دیگر انکارسیا فورموزا (Encarsia formosa) است که بر روی (Trialearodes vaporariorum) به سادگی تکثیر می‌یابد.
ولی در مورد بعضی از دشمنان طبیعی سیستم‌های طبیعی خیلی پر هزینه هستند. در سال‌های اخیر توجه زیادی به پرورش دشمنان طبیعی آفات گلخانه‌ای بر روی میزبان‌های مصنوعی انجام گرفته است. البته زمانی خواهد رسید که مبارزه بیولوژیک با مبارزه شیمیایی رقابت کند. کنترل بیولوژیک سه نوع مختلف دارد. در کنترل بیولوژیک کلاسیک یک دشمن طبیعی را در منطقه‌ای رهاسازی می‌کنند که برای همیشه مستقر می‌شود و جمعیت آفت را تحت کنترل در می‌آورد .در این مورد هزینه خیلی ناچیز است اما سود بالایی دارد. به این صورت که هزینه روش‌های کنترل بیولوژیک حدود یک پنجاهم مبارزه شیمیایی درمی‌آید.
3) ذخیره سازی و حمل و نقل دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی فقط در چند ماه از سال خریدار دارند. در حالیکه در طول سال باید جریان تولید دشمنان طبیعی حفظ شود. زمانی که تقاضا برای دشمن طبیعی وجود ندارد باید دشمن طبیعی را ذخیره نمود.
در مورد بعضی از دشمنان طبیعی بررسی‌هایی تاکنون انجام شده. مثلاً در مورد پشه آفیدولتوس آفیدومیزا (Aphidoletes aphidomyza) ثابت شده است که در دمای حدود یک درجه سانتی‌گراد تا مدت دو ماه حفظ می‌شود. هم‌چنین بال توری معمولی کریزوپرلا کارنئا (Chrysoperla carnea)، که برای کنترل بیولوژیک شته‌ها مورد استفاده قرار می گیرد، را می‌توان حدود 31 هفته ذخیره سازی کرد.

4) روش‌های کاربرد دشمنان طبیعی؛ زمان و نحوه‌ی رهاسازی دشمنان طبیعی در کارآیی و موفقیت آن‌ها بسیار موثر است.
روش‌های کاربرد در مورد گونه‌های مختلف دشمنان طبیعی بسیار متفاوت است. بعنوان مثال زنبور انکار سیافورموزا را بر روی کارت‌هایی می‌چسبانند. بر روی هر کارت تعداد زیادی از شفیره‌های آفت وجود دارد که پارازتیه است و داخل گلخانه‌ها به نهال‌ها و گیاهان زینتی آویزان می‌کنند. زنبورهای پارازیتوئید که خارج می‌شوند شروع به پارازتیه کردن میزبان خودشان می‌کنند. در صورتیکه بعضی از دشمنان طبیعی بوسیله هواپیما رهاسازی می‌شوند.
5) ارزیابی فرآورده بیولوژیک یا دشمنان طبیعی؛ برای اطمینان از کاهش جمعیت آفت به پایین‌تر از سطح زیان اقتصادی ارزیابی دشمنان طبیعی ضروری است. این ارزیابی می‌تواند از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم در شرایطی که دشمن طبیعی را رهاسازی کردیم، با شرایطی که دشمن طبیعی وجود ندارد، انجام شود. از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم می‌توان میزان کارآیی دشمن طبیعی را سنجید. هم‌چنین از طریق شمارش تعداد آفات در یک واحد سطح معین، در محلی که دشمن طبیعی استفاده شده و در محلی که دشمن طبیعی وجود ندارد نیز این کار میسر می‌شود.
بی‌خطر بودن دشمنان طبیعی، دشمنان طبیعی رهاسازی شده باید سایر موجودات مفید را مورد حمله قرار ندهند

[ دوشنبه نهم آذر 1388 ] [ 19:54 ] [ مسیح سخنور ]

مگس‌های مینوز


مگس‌های مینوز از جمله آفات مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهای زینتی هستند. مگس‌ها متعلق به خانواده آگرومایزید (Agromyzidae) هستند.

تعدادی از مهم‌ترین گونه‌های (Agromyzidae) عبارتند از :


1)Liriomyza trifolii
2)Liriomyza sativae
3)Liriomyza bryoniae


در ایران این گونه‌ها جزء آفات مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی هستند. این مگس‌ به طول حدود 2 تا 3 میلی متر به رنگ سیاه و دارای لکه‌های زرد رنگ در روی بدن‌شان هستند. حشرات کامل با فرو کردن تخم‌ریز خود به داخل بافت گیاه از ترشحات گیاهی تغذیه می کنند. محل فرو کردن تخم‌ریز عموماً بصورت لکه‌های زرد رنگی در سطح برگ گیاهان دیده می‌شود.
بعد از قرار گرفتن تخم در بافت گیاهی، لارو خارج شده از بافت ایجاد گالری‌ها یا تونل‌هایی مارپیچ در سطح برگ گیاهان می‌کند. ضخامت این گالری‌ها با افزایش اندازه لارو افزایش پیدا می‌کند.
از مهم‌ترین دشمنان طبیعی این آفات، زنبورهای پارازیتوئید هستند که بصورت پارازیتوئید داخلی یا ایندوپارازیتوئید و پارازیتوئید خارجی یا اِگزوپارازیتوئید از لاروهای این آفات تغذیه می‌کنند.
از مهم‌ترین پارازیتوئیدها می‌توان به گونه‌هایی مثل اپیوس پالیدوسOpius pallidus) ) و داکنوزا سیبریکا (Dacnusa sibrica) که پارازیتوئید داخلی هستند و گونه دیگری بنام دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) که پارازیتوئید خارجی است اشاره کرد.
پارازیتوئیدهای داخلی تخم‌شان را در داخل بدن لارو میزبان قرار می‌دهند و حشرات کامل از داخل شفیره میزبان خارج می شوند. بدین صورت که مراحل رشد و نمو لارو پارازیتوئید در داخل بدن لارو میزبان طی می‌شود و وقتی که آفت به مرحله شفیرگی رسید میزبان را می‌کشد و از داخل شفیره میزبان خارج می‌شود.
پارازیتوئیدهای خارجی تخم‌شان را در مجاورت لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار می‌دهند. ولی قبل از تخم‌گذاری تخم‌ریزشان را به داخل بدن لارو میزبان فرو می‌کنند و باعث فلج شدن او می‌شوند، سپس تخم‌شان را در کنار بدن لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار می‌دهند. بعد از مدت حدود 2 روز لارو خارج می‌شود و چون لارو میزبان فلج است، نمی‌تواند از محل تخم میزبان دور شود و لارو پارازیتوئید بعد از خروج از تخم شروع به تغذیه از لارو آفت می‌کند.
زنبورهای واکتورایسبریکا وOpius pallidus) ) از خانواده براکونیده پارازیتوئید خارجی هستند. این زنبورها تخم‌هایشان را در داخل بدن لارو میزبان که در داخل بافت گیاهی است قرار می‌دهند.

با توجه با اینکه این لاروها در داخل برگ هستند زنبورها چطور آن‌ها را پیدا می کنند؟
زنبورهای پارازیتوئید بوسیله‌ی اندام‌های حسی (شاخک‌ها و تخم‌ریز) میزبان را پیدا می‌کنند. تعدادی از طریق تخم‌ریز، و تعدادی از پارازیتوئیدها از طریق شاخک میزبان را پیدا می‌کنند. این زنبورها از طریق شاخک که همانند رادار عمل می‌کند در سطح برگ گیاهان جستجو می‌کنند و بافتی را که دارای لارو است را مشخص کرده و سپس لارو میزبان‌شان را پارازیته می‌کنند.

طول عمر حشرات کامل حدود دو هفته است و حدود 90 تخم را در طی این مدت در داخل بدن لاروهای میزبان قرار می‌دهند.
نبور دیگری که بعنوان دشمن طبیعی مهم این گروه از آفات مطرح است دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) است که یک پارازیتوئید خارجی می‌باشد که تخم خودش را در مجاورت لارو میزبان قرار می‌دهد. بعد از حدود دو روز تخم تفریغ می‌شود و در مدت حدود 6 روز مراحل لاروی این زنبور کامل می‌شود و دوره شفیرگی آن حدود 9 روز طول می‌کشد، سپس برگ گیاه را سوراخ کرده و از آن خارج می‌شود.


بطور کلی در سال‌های اخیر توجه زیادی به کنترل بیولوژیک مگس‌های مینوز خانواده‌های آگرومایزیده Agromyzidae)) شده است. مخصوصاً در کشورهای اروپایی که آفات محصولات گلخانه‌ای را با فرآورده‌های بیولوژیک کنترل می‌کنند. این آفات را در سال‌های اخیر بوسیله دشمنان طبیعی تحت کنترل در آورده‌اند. البته تولید دشمنان طبیعی این گروه از آفات نسبتاً مشکل است و هزینه بیشتری در مقایسه با تولید دشمنان طبیعی، آفاتی مثل کنه دو نقطه‌ای و سفید بالک‌ها دارد.


 پروانه‌ها


گروه دیگری از آفاتی که گاهی بعنوان آفات مهم در گلخانه‌ها و بر روی محصولات زینتی جلوه‌گر می‌شوند پروانه‌ها هستند. مخصوصاً تعدادی از گونه‌های پروانه‌های خانواده نوکتوئیده (Noctuidae). از گونه‌های مهم این خانواده می‌توان به گونه‌هایی مثل مامسترا براسیکه (Mamestra braccicae)، اوتوگرافا گاما (Autographa gamma)، نوکتوا پرونوبا (Noctua pronuba) و گونه‌های دیگری مثل اسپودوپترا لیترالیس Spodoptera lituralis)) و هلییونتیس آرمیژرا (Helionthis armigera) اشاره کرد. این پروانه‌ها مثل بسیاری دیگر از پروانه‌ها، تخم‌شان را روی برگ گیاهان قرار می‌دهند، و بعد از اینکه لارو خارج می‌شود بوسیله قطعات دهانی سائیده شروع به تغذیه از برگ و سایر قسمت‌های گیاه می‌کنند. بعد از تکمیل دوره لاروی در داخل خاک تبدیل به شفیره می‌شوند.
برای کنترل بیولوژیک پروانه‌ها عموماً از باکتری‌ها استفاده می‌شود. در این بین باکتری باسیلوس تورنژنسیس (Bacillus thuringiensis) مهم‌ترین نقش را در کنترل بیولوژیک پروانه‌ها دارد.
فرآورده‌های مختلفی از این باکتری تولید شده که هر یک بر روی گروه‌های مختلفی از حشرات مؤثر واقع شده‌اند. حشرات و از جمله لارو پروانه‌ها وقتی که توکسین‌های این باکتری را مورد تغذیه قرار می‌دهند قطعات دهانی و نیز دستگاه گوارش آن‌ها را فلج می‌کنند و باکتری در مدت حدود 48 ساعت میزبانش (پروانه‌) را از بین می‌برد.
هم‌چنین گروه‌های دیگری از این باکتری وجود دارند که برای کنترل گروه‌های دیگری از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.

تولید این باکتری‌ها به چه صورت انجام می‌شود؟
باکتری‌ها عموماً براحتی در محیط‌های کشت تخمیری پرورش داده می‌شوند و در جمعیت‌های انبوه برای کنترل آفات مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند.
اگر خود باکتری برای کنترل بیولوژیک مورد استفاده قرار گیرد بعنوان یک خطر بالقوه محسوب می‌شود زیرا می‌تواند انواع حشرات اعم از حشرات مضر یا مفید را از بین ببرد.

[ دوشنبه نهم آذر 1388 ] [ 19:51 ] [ مسیح سخنور ]

سفید بالکها متعلق به خانواده آلیرودیده (Aleyrodidae) میباشند که حداقل سه گونه از آن‌ها در کشور ما از اهمیت فوقالعاده زیادی برخوردارند و عبارتند از:


1. سفید بالک گلخانه (Trialeurodes vaporariorum)
2. بِمی‌سیا تاباسی (Bemisia tabaci)
3. بِمی‌سیا اورجنتی‌فولی (Bemisia orgentifolii)
دو گونه اخیر عمدتاً در شرایط مزرعهای و صحرایی از آفات مهم گیاهان بویژه پنبه هستند ولی بدلیل وسیع بودن طیف میزبانی آن‌ها در روی گیاهان زینتی و محصولات گلخانهای نیز فعالیت میکنند. سفید بالک گلخانه با شرایط گلخانهای تکامل و سازش پیدا کرده و یکی از آفات مهم و کلیدی محصولات گلخانه‌ای است.
این آفات تخمهایشان را از طریق ساقه بسیار کوتاهی داخل بافت گیاهان قرار میدهند. بعد از اینکه تخم تفریغ شد و لاروها خارج شدند، با قطعات دهانی زننده مکنده خود شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و باعث زرد شدن و در جمعیتهای بالا باعث ریزش و خشک شدن برگ گیاهان می‌شوند.
از مهم‌ترین پارازیتوئید آفات محصولات گلخانهای، میتوان به زنبورهای خانواده آفلینیده (Aphelinidae) اشاره کرد. در این خانواده گونههای مختلف جنس اِنکارسیا (Encarsia) از دشمنان طبیعی و مهم این آفات هستند. در بین گونههای جنس اِنکارسیا گونهای به نام انکارسیا فورمازا (Encarsia formosa)انتشار جهانی دارد و به عنوان یک فرآورده بیولوژیک و دشمن طبیعی تکثیر شده، و برای کنترل سفیدبالکها در شرایط گلخانهای رها سازی میشود.
طول بدن این زنبور حدود یک میلیمتر بوده و قسمت قفسه سینه آن سیاه رنگ و شکمش زرد رنگ است، تخم خود را در داخل بدن پورههای سنین مختلف (Trialeurodes) قرار میدهد و بجز حشره کامل بقیه مراحل رشدی آن در داخل بدن میزبان سپری می­شود. بعد از کامل شده حشره، زنبور بالغ از طریق جویدن پوسته بدن میزبان از آن خارج میشود.
زنبور انکارسیا فورمازا را بر روی میزبان طبیعی یعنی سفید بالک گلخانهای و بر روی گیاه توتون بصورت انبوه تکثیر کردهاند. گاهی بر روی یک برگ توتون میتوان هزار عدد از این زنبور را تکثیر و در گلخانهرها سازی کرد، تولید نتاج نر در این زنبور بسیار نادر و کم است.
در تعدادی از زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفلینیده (Aphelinidae) مخصوصاً گونههای جنس انکارسیا (Encarsia) مانند انکارسیا فورموزا و انکارسیا لوتهآ (Encarsia lutea) تولید نتایج نر از طریق هیپر پارازیتیسم (Hyper parasitism) یا اتو پارازیتسم (Auto parasitism) است . هیپر پارازیتیسم به پدیده‌ای گفته میشود که یک پارازیتوئید، پارازیتوئید دیگر را پارازیته می‌کند، در اتو پارازیتیسم یک پارازیتوئید نتاج خودش را پارازیته میکند.
در تعدادی از زنبورهای خانواده آفلینیده، پدیده اتو پارازیتیسم دیده میشود یعنی تولید نتاج نر از طریق پارازیته کردن نتایج ماده‌ی گونه خودش بوجود میآید.
در شرایط گلخانهای طول عمر زنبورهای ماده در دمای 18 تا 30 درجه سانتی‌گراد حدود 27 الی 30 روز است، بنابراین طول عمر زنبورهای کامل بشدت تحت تأثیر دما است.
تعداد تخمهایی که هر حشره ماده میگذارد. بین 50 تا 350 عدد متغیر است و عوامل مختلفی از جمله ساختمان سطح برگ گیاهان در میزان کارآیی این زنبورها فوقالعاده مؤثر است. این زنبورها بر روی گیاهانی که سطح برگهایشان کرکدار است از کارآیی خوبی برخوردار نیستند. در کشورهای اروپایی و آمریکایی این زنبورها به فراوانی تکثیر می‌شوند و برای کنترل بیولوژیک مگسهای سفید یا سفید بالک‌ها مورد استفاده قرار میگیرند. در سال 1994 در سطحی حدود چهار هزار هکتار در کشورهای آمریکایی و اروپایی از این زنبورها برای کنترل بیولوژیک سفید بالکها استفاده شد.
از دیگر عوامل کنترل سفید بالکها قارچهای ورتیسیلیوم لکانئی (Verticilium lecanii) و آشرسونیا آلیرودیس (Aschersonia aleyrodis) هستند. بعضی از فرآورده‌های قارچ ورتیسیلیوم لکانئی مثل ورتالک (Vertalec) برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرد و فرآوردههای دیگر آن مانند مایکوتال (Mycotal) برای کنترل سفید بالکها بکار میرود.
قارچ آشرسونیا آلیرودیس در روی حشرات کامل و تخم‌های بمیسیا تاباسی (Bemisia tabaci) و تریالئورودیس وپاراریوروم (Trialeurodes vaporariorum) عموماً ایجاد خسارت نمیکند بلکه فقط مراحل پورگی این آفات را مورد حمله قرار میدهد. و در محیطهایی که تخم این قارچ پاشیده نشده است، نمی‌تواند گسترش پیدا کند. برخلاف قارچ ورتیسیلیوم لکانئی که میتواند در سطح برگ گیاهان گسترش یابد این گونه نمیتواند پراکنش خودش را افزایش بدهد.
از دیگر دشمنان طبیعی سفید بالکها میتوان به کفشدوزکها اشاره نمود که بعضی از گونه­های آن‌ها برای کنترل این آفات مورد استفاده قرار گرفتهاند . از جمله گونه این کفشدوزک­ها دلفاستوس پوسیلوس (Delphastus pusilus) است که از دشمنان طبیعی مهم این آفات بشمار میرود.
مبحث کنترل بیولوژیک کنههای تارتن
از کنههای تارتن متعلق به خانواده تترانیکیده (Tetranychidae) گونه تترانیکوس اورتیکه (Tetranychus urticae) از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانهای است که تخمهایش را در سطح گیاهان قرار میدهد و بعد از اینکه تخم‌ها تفریغ و پورهها خارج میشوند با کلیسرهایشان شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و در نتیجه به گیاه خسارت وارد می­کنند.
یکی از مهم‌ترین دشمنان طبیعی این کنهها فیتوزئولوس پرسیمیلیس (Phytoseiulus persimilis) است که پرداتور (Predator) یا شکارگر بوده و برای کنترل بیولوژیک کنههای تارتن در بسیاری از نقاط دنیا مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 1960 این کنه را از روی یک محموله گل ارکیده که از شیلی به آلمان وارد شده بود شناسایی کردند. سپس به روشهای تکثیر انبوه آن مبادرت ورزیدند و سرانجام در سال 1994 در سطحی معادل حدود هشت هزار هکتار از این کنه پرداتور برای کنترل کنههای تارتن استفاده کردند. این شکارگرها را میتوان براحتی بر روی کنه تارتن و روی لوبیا پرورش داد.
[ دوشنبه نهم آذر 1388 ] [ 19:46 ] [ مسیح سخنور ]

شته ها متعلق به خانواده آفیدیده (Aphididae) هستند و تعدادی از آن‌ها از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانه‌ای محسوب میشوند. مهم‌ترین دشمنان طبیعی شتهها زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفی دیئیده(Aphidiidae) هستند که در برخی از منابع بعنوان زیر خانوادهها آفیدئینه (Aphidiinae) از خانواده براکونیده (Braconidae) ذکر میشود. در این خانوادهها تعدادی از گونهها از جنسهای مختلف مانند زنبورهای جنس پروان(Proan) ، لایزیفلبوس(Lysiphlebus) ، افدروس (Ephedrus) و تری‌اکسیس (Trioxys) وجود دارند که صرفاً پارازیتوئید گونههای مختلف شتهها هستند.


بطور کلی زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفیدیده به طول حدود 2 تا 3 میلیمتر و عموماً به رنگ سیاه هستند. این زنبورها بعد از جفت گیری تخم‌شان را در داخل بدن شتهها قرار میدهند و بصورت ایندو پارازیتوئید یا پارازیتوئید داخلی لاروهایشان در داخل بدن شتهها رشد و نمو میکنند تا اینکه به مرحله حشره کامل برسند. بعد از رشد و نمو کامل لارو در داخل بدن شتهو تبدیل به شفیره، بدن شته بصورت مومیایی و به رنگ زرد تا قهوه­ای بنظر میرسد. درحالیکه بدن شتههای دیگر پارازیته شده توسط برخی از زنبورهای پارازیتوئید به رنگ سیاه درمی‌آید. همچنین زنبور کامل همانند زنبورهای پارازیتوئید شپشک­ها بعد از رشد و نمو کامل لارو با ایجاد یک سوراخ در پوست بدن شته، از آن خارج می­شود. بطور کلی در شرایط معمولی و دمای حدود 25 تا 30 درجه سانتی‌گراد، مرحله زندگی این زنبورها حدود 15 تا 20 روز به طول می‌انجامد.
خانواده آفلینیده (Aphelinidae) از دیگر زنبورهای پارازیتوئید شتهها هستند که از نظر اندازه کوچک‌تر از زنبورهای خانواده آفیدئیده هستند و طول بدن‌شان عموماً حدود یک میلی‌متر است. در این خانواده گونههای آفلینوس (Aphelinus) و آفلینوس آسیکیس (Aphelinus asychis) از پارازیتوئیدهای شتهها محسوب میشوند و از نظر بیولوژیک بسیار شبیه به زنبورهای خانواده آفیدئیده میباشند. با این تفاوت که بعضی از گونههای زنبورهای خانواده آفیلینیده (Aphelinidae) اِکتوپارازیتوئید هستند یعنی تخم‌شان را روی بدن شتهها قرار میدهند تا لاروشان بصورت خارجی از بدن شتهها تغذیه ­­کنند.
گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.
گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.
طول بدن لارو سن اول در حدود 3/0 میلی‌متر و لاروهای کامل حدود دو تا سه میلی‌متر هستند. لاروهای اولیه از پورهسنین اول شتهها و لاروهای کامل از کلیه مراحل مختلف شتهها تغذیه میکنند. مرحله جنینی آن‌ها حدود 2 تا 3 روز طول میکشد و بطور کلی این پشهها حدود 60 گونه از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند، به عبارت دیگر پلی‌فاژ(Polyphage)هستند.
از دیگر شکارگرها که برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرند بال‌توریهای خانواده کرایزوپیده (Chrysopidae) مخصوصاً گونهای بنام کرایزوپرلاکارنئا(Chrysoperla carnea) است. این گونه تخمهایش را که دارای ساقهای بوده، در زیر یا روی سطح برگ گیاهان قرار میدهد و بعد از آنکه لاروها خارج شدند با قطعات دهانی مکنده خودشان به تغذیه از شتهها می‌پردازند. (بر خلاف کفشدوزکها که تمام بدن شته را مورد تغذیه قرار میدهند این بال‌توریها با قطعات دهانی مکنده خودشان محتویات بدن شته ها را مورد تغذیه قرار میدهند و پوست یا جسد آ‌ن‌ها را استفاده نمی‌کنند.)
سپس در زیر برگ گیاهان در داخل یک پیله ابریشمی تبدیل به شفیره میشوند که بعد از سپری شدن مرحله شفیرگی که ممکن است حدود یک تا دو هفته طول بکشد حشرات کامل ظاهر میشوند.
از دیگر دشمنان طبیعی شته ها، سنهای خانواده آنتوکوریده (Anthocoridae)هستند. سن­ها از راسته همی‌پترا مخصوصاً گونههایی از جنس اوریوس (Orius) مانند اوریوس ایندی­سیوس(Orius indisiosus) از شتهها در گلخانهها و روی گیاهان زینتی تغذیه میکنند.
این سنها هم مانند بال‌توریها دارای قطعات دهانی زننده مکنده هستند و خرطوم و استایلِت­های مربوط به آروارههای بالا و پایین خود را داخل بدن شتهها فرو میکنند و محتویات و مایع بدن شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند.
از دیگر دشمنان طبیعی شته ها که احتمالاً اکثر مردم آن‌ها را در طبیعت مشاهده کردهاند کفشدوزکها هستند. گونههایی از کفشدوزکها مانند کفشدوزک هفت نقطهای ککسینلا سپتمپونکتاتا (Coccinella septempunctata) و هیپودامیا وریه‌گاتا (Hyppodamia variegata) هم در مرحله لاروی و هم در مرحله حشره کامل از شتهها تغذیه میکنند و از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شتهها هستند.
عموماً کفشدوزکها طیف وسیعی از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند و از یک گونه خاص از شتهها تغذیه نمی‌کنند. اگر در محیط گلخانه‌ای فقط 2 یا 3 نوع کفشدوزک رها شود تمام شته‌ها را از بین می‌برند. بطوریکه کفشدوزک 7 نقطه‌ای حدود 50 نوع شته را تغذیه می‌کند یا به عبارت دیگر پلی‌فاژ است.
گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، قارچ‌ها هستند. قارچ ورتی‌سیلیوم لیکانی(Verticilium lecanii) به عنوان یکی از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شته ها بصورت تجارتی تکثیر میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. اسپورهای این قارچ در محیطهای گلخانهای می‌باشند و بعد از اینکه اسپورها در محیط مرطوب جوانه میزنند مسیلیومهایشان وارد بدن شته ها شده که باعث از بین رفتن آن‌ها میشود.
[ دوشنبه نهم آذر 1388 ] [ 19:41 ] [ مسیح سخنور ]
بنا بر يافته هاي جديد, گياهان داراي نوعي "ساعت ژنتيكي" هستند كه زمان به پايان رسيدن خواب زمستاني و شروع گلدهي بهاره را تعيين ميكند. سالهاست كه دانشمندان در جستجوي پاسخ اين پرسش هستند كه گياهان چگونه زمان مناسب براي گلدهي را تشخيص ميدهند.
اكنون دو گروه از پژوهشگران انگليسي و آمريكايي موفق به يافتن سرنخهايي شده اند كه ميتواند اين معما را توجيه كند, و اميدوارند به كمك آن بتوان توليد محصولات گياهي را افزايش داد.
نتايج اين تحقيق در نشريه "نيچر" چاپ شده است.
در يكي از دو پژوهش انجام شده (چكيده انگليسي), محققان موفق شده اند پاسخ اين سوال را بيابند كه چرا برخي گياهان براي گلدهي به يك دوره سرما نياز دارند.
با وجودي كه ژن هاي زيادي به عنوان مسوول گلدهي شناسايي شده است. پژوهشگران دانشگاه ويسكانسين ژن ديگري را شناسايي كردند, كه VIN3 ناميده شده. ژن VIN3 منجر به متوقف شدن عمل ژن ديگري (به نام FLC) ميشود كه وظيفه آن توليد پروتئيني است كه جلوي گلدهي را ميگيرد. پروفسور "ريچارد آماسينو" بيوشيميست دانشگاه ويسكانسين توضيح ميدهد: "اين بخشي از سازوكاري است كه طول دوره سرما را اندازه ميگيرد."
دوره سرمايي كه برخي گياهان براي گلدهي به آن نياز دارند اصطلاحا "ورناليزاسيون" نام دارد.
برخي گونه هاي گياهي در پاييز رشد ميكنند و در زمستان به خواب ميروند. اين گياهان بايد مجهز به سيستمي باشند كه بر اثر يك موج گرماي موقتي "اشتباها" به گل نروند. به گفته پروفسور آماسينو, ژن VIN3 بخشي از سيستمي است كه سپري شدن كامل زمستان را تشخيص ميدهد. وي كه اين ژن را به كمك همكارش "سيبوم سونگ" مكان يابي كرده, ميگويد اين ژن تنها زماني فعال ميشود كه گياه يك دوره سرما را تجربه كرده باشد.
آنها اين ژن را در يكي از ارقام گياه "آرابيدوپسيس" (گياهي وحشي از تيره كلم كه دو بار در سال به گل ميرود) سويه هاي جهش يافته بدون ژن VIN3 اصلا به گل نرفتند. به اعتقاد گروه پژوهشي آماسينو, پروتئين ساخته شده توسط ژن VIN3 پروتئين ژن FLC
(كه با نام هيستون ها شناخته ميشوند) را تغيير ميدهد.
در پاييز ژن FLC به شدت فعال است, ولي در بهار بعد از ورناليزاسيون, عمل ژن FLC متوقف ميشود و لذا گياه به گل ميرود.
در پژوهش دوم (چكيده انگليسي) كه در موسسه جان اينز در انگلستان انجام شد, گروه پژوهشي تغييرات شيميايي را كه گياه ميتواند به كمك آنها گذراندن دوره سرما را "به ياد بياورد" بررسي كردند. آنها در پژوهشهاي پيشين خود دو ژن VRN1 و VRN2 را به عنوان ژن هاي موثر در گلدهي شناسايي كرده بودند. در اين پژوهش اخير آنها دريافتند كه ژني كه H3 ناميده شده و عامل تغييرات شيميايي در هيستون است, مانند نوعي حافظه عمل ميكند كه گياه به كمك آن ميتواند تشخيص دهد كه يك دوره طولاني سرما را سپري كرده است.
پروفسور "كارولين دين" سرپرست تيم پژوهشي جان اينز, اين پديده را چنين تشريح ميكند: "در سرماي شديد انگلستان ما منتظر نشانه هاي بهار هستيم تا بتوانيم سرما را فراموش كنيم. اما گياهان به عكس عمل ميكنند: آنها سرما را به خاطر ميسپارند تا بتوانند در زمان مناسب به گل بروند. شناختن ماهيت اين پديده علاوه بر اين كه از ارزش علمي بالايي برخوردار است, از نظر كاربردي هم اهميت دارد, چرا كه زمان گلدهي بر ميزان محصول اثر قابل ملاحظه اي ميگذارد."

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

 

[ چهارشنبه چهارم آذر 1388 ] [ 9:15 ] [ مسیح سخنور ]
 این فایلها با پسوند PDF می باشند.

Ascomycota 

Basidiomycota

Chromista

Chytridiomycota

Fungal Nutrition & Growth

Fungal Reproduction

Fungal Taxonomy

General structure of fungi

Introduction to Mycology

Parasexual Cycle & Heterokaryosis

Smut and Rust fungi

Zygomycota

دریافت این فایلها به صورت رایگان می باشد.

این فایلها مناسب جهت کنکور ارشد بیماریهای گیاهی می باشند.ضمنا جزوات برتر در زمینه حشره شناسی(دکتر عبادی) سم شناسی(دکتر رخشانی) بیماری های گیاهی(دکتر شریف نبی) و دیگر دروس گیاهپزشکی به زودی (تا پایان آذر ماه)در این وبلاگ قابل دانلود خواهد بود.


لطفا نظر بدهید

[ یکشنبه یکم آذر 1388 ] [ 9:11 ] [ مسیح سخنور ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط جمعی از دانشجویان گیاهپزشکی دانشگاه صنعتی اصفهان و با مدیریت مسیح سخنور ایجاد گردیده است.امید است گامی هرچند کوچک در جهت پیشرفت علم کشاورزی و گیاهپزشکی برداشته باشیم.آفات و بیماریهای گیاهی و راههای کنترل بیولوژیک و شیمیایی آنها نرم افزار ها و مقالات معتبر در زمینه گیاهپزشکی و منابع و سوالات کارشناسی ارشد
امکانات وب
آپلود فایل

ابزار آپلود