علم گیاه پزشکی
www.AGRIUT.tk 
قالب وبلاگ

فهرست مهمترین بیماریهای گیاهان زراعی و ارائه خلاصه ای از هر بیماری:

۱.سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew

2.بيماري زنگ برگي (قهوه‌اي) گندم wheat leaf rust
3.زنگ سياه ساقه گندم wheat black stem rust

4.بيماري زنگ برگي( قهوه‌اي )جو Barley leaf rust

5.بيماري زنگ نواري يا زنگ زرد گندم Wheat strip rust
6.زنگ تاجي يولاف Crown rust
7.هيپرپارازيت زنگ Rust hyperparasite
8.کوتولگی زبر ذرت Maize Rough Dwarf virus
9.سياهك آشكار جو و يولاف Crown & barley loose smut
10.سياهك سخت جو Barley covered smut
11.بیماریهای گیاهچه و بذر پنبه cotton seeding diseases
12.پوسیدگی سیاه ساقه آفتابگردان phytophthora stem Rot یا Black stem Rot
13.زنگ آفتابگردان sunflower rust
14.لکه موجی آفتابگردان sunflower target spot
15.لکه قهوه ای یونجه Alfalfa common leaf spot
16.گال زگیلی یونجه Alfalfa crown wart
17.سفیدک کرکی یونجه Alfalfa downy mildew
18.لکه آجری یونجه و لکه سیاه شبدر
19.ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus
20.نماتد ساقه یونجه Alfalfa stem nematode
21.پژمردگی ورتیسلیومی(پژمردگی آوندی) پنبه Cotton Verticillium wilt
22.پژمردگی آوندی فوزاریومی(زردی فوزاریومی) Cotton Fusarium wilt
23.پوسیدگی های غوزه(boll rot) و تار پنبه cotton boll rot
24.بیماری باکتریایی لکه زاویه ای پنبه Cotton Bacterial angular leaf spot
25.بیماریهای ویروسی پنبه cotton virus diseases
26.بیماری ریزوکتونیایی حبوبات Rizoctonia solani
27.پوسیدگی خشک ریشه حبوبات (پوسیدگی فوزاریومی)
28..بیماری برق زد گی نخود سفید chic-pea Ascochyta blight
29.زنگ لوبیا و زنگ باقلا bean rust & broad bean
30.بیماری پوسیدگی ذغالی
31.بیماری پوسیدگی اسکروتی
32.بیماری آنتراکنوز لوبیا Bean anthracnose
33.بیماری لکه شکلاتی باقلا Broad bean chocolate spot
34.بیماریهای باکتریایی حبوبات
35.بیماریهای ویروسی حبوبات:
36.ویروس موزائیک زرد لوبیا Bean Yellow mosaic Virus
37.ویروس موزائیک معمولی لوبیا Bean common mosaic virus
38.ویروس موزائیک خیار Cucumber mosaic virus
39.ویروس برگ قاشقی (لوله شدن برگ) (زردی) باقلا Bean leaf roll virus
40.ویروس پژمردگی باقلا Broadbean wilt virus
41.ویروس موزائیک توته ای نخودفرنگی Pea enation mosaic virus
42.ویروس موزائیک شته زاد لوبیا چشم بلبلی Cowpea aphidborne mosaic virus
43.ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus
44.بوته میری کنجد
45.گل سبز (فیلودی) کنجد
46.بلاست برنج

47.بیماری پوسیدگی غلاف برنج Sheath blight
48.بیماری فوزاریومی برنج(بوته گنایی برنج) Rice bakanae
49.ویروس کوتولگی برنج Rice dwarf virus
50.بیماری گال سیاه برنج Rice black gall
51.بیماری پوسیدگی ذغالی سویا Soybean Charcoal Rot
52.سفیدک کرکی (داخلی ) سویا Soybean downy mildew
53.سوختگی باکتریایی سویا soybean bacterial blight
54.لکه قهوه ای سویا soybean brown spot
55.پوسیدگی اسکلروتی سویا Soybean sclerotium blight
56.لکه موجی سویا Soybean target spot
57.زنگ گلرنگ Safflower rust
58.سفیدک سطحی گلرنگ Safflower powdery mildew
59.لکه قهوه ای گلرنگ Safflower brown spot
60.مرگ گیاهچه گلرنگ
61.سیاهک نیشکر Sugarcane smut
62.ویروس موزائیک نیشکر sugarcane mosaic virus
63.سفیدک کرکی توتون وتنباکو Tobacco blue mold (Downy Mildew
64.سفیدک حقیقی(پودری) توتون و تنباکو Tobacco powdery mildew
65.ساق سیاه توتون و تنباکو Black shank
66.نماتد گالی توتون و تنباکو(نماتد ریشه گرهی) Root Knot nematode
67.گل جالیز Broom rape
68.پوسيدگي باكتريائي ساقه maize bacterial stalk rot
69.سياهك معمولي ذرت Common corn smut
70.سياهك پاكوتاه dwarf bunt (سياهك بدبو stinking smut)
71.سياهكهاي پنهان موضعي(هندی) Karnal bunt
72.سياهك برگی غلات Flag smut
73.بيماري لكه چشمي غلات Graminicola eye spot
74.پژمردگي اسكلر شيومي يا بادزدگي جنوبي
75.بيماري آنتراكنوز غلات Graminicola anthracnose
76.سفيدك كركي غلات Cereal downy mildew
77.بوته گنایی غلات Cereal crazy top
78.بیماری سفيدك پودري غلات Cereal powdery mildew
79.بيماري كچلي (اسکالد) جو Barley scald
80.لكه برگي سركوسپورايي غلات Cercospora leaf spot
81.بيماري ارگوت(ناخنک) غلات Graminicola Ergot
82.سياهك خوشه ذرت
83.پوسيدگي زغالي ذرت Maize Charcoal rot
84.لکه برگی ذرت Maize leaf spot
85.پوسيدگي باكتريائي ريشه چغندر قند Beet bacterial root rot
86.سفيدك سطحي چغندر Beet powdery mildew
87.سفيدك داخلي چغندر قند Beet downy mildew
88.لكه گرد برگ چغندر Beet Cercospora leaf spot
89.پوسيدگي ريشه چغندر Beet root rot
90.پيچيدگي و تورم رگبرگها Beet Curly Top
91.موزائيك چغندر Beet mosaic virus
92.رایزومونیای چغندر قندBeet necrotic yellow vein virus
93.پوسيدگي مغزي ريشه چغندر

[ سه شنبه یازدهم خرداد 1389 ] [ 8:20 ] [ مسیح سخنور ]
بیماری سفیدک سطحی سیب

عامل بیماری

عامل بیماری از قارچهای رده Ascomycetes راسته Erysiphales و خانواده Erysiphaceae به نام podosphaera leucotriha salmon است که فولکرهای کلیستوتسیوم آن بی‌رنگ یا قهوه‌ای رنگ و انتهای آن دو شاخه بوده و حاوی یک آسک است. این قارچ از آنجا که دارای زادآوری جنسی و غیرجنسی است.
لذا فرم غیر جنسی آن Oidium Farinosum نامگذاری گردیده که دارای کنیدی‌بر و کنیدی است. کنیدی‌برها طویل و انشعاب کمی دارند که بر روی آن کنیدیهای بیضوی یا مستطیلی قرار دارد.

جوانه زدن کنیدی پس از 2 ساعت شروع می‌شود و محل جوانه زدن در اثر تماس با میزبان بهتر به انجام می‌رسد. در شرایط مساعد جوانه کنیدی از گوشه آن شروع و لوله تندش از آنجا بیرون می‌آید که این لوله تندش ابتدا کوچک است و به زودی اندام چسبنده‌ای به نام آپوسوریوم مشخص می‌شود که توسط آن روی نباتات تثبیت می‌گردد. سپس از وسط این اندام چسبنده هیف به درون میزبان رخنه می‌کند و در فضای بین‌سلولی کله‌ها ، گسترش می‌یابند. سلول مادری بعد از استقرار و گسترش قارچ و شروع تغذیه از میزبان از بین نمی‌رود که این از مشخصه اصلی و کلی سفیدک‌هاست.

4 روز پس از سپری شدن دوران کمون و ظهور علائم بیماری ، کنیدیوفورها از قسمتهای سلول رویشی کلی ظاهر می‌گردند. رشته‌های میسلیوم قارچ سطحی بوده و در سطح قسمت مورد ابتلا از قبیل برگ ، گل ، میوه‌های جوان ، ساقه های یکساله می‌روید و تامین مواد غذایی توسط لکه‌ها صورت می‌گیرد. کنیدی‌ها زنجیروار و بطور نامحدود بر روی کنیدیوفور تشکیل می‌شوند و در آلودگی ثانوی نقش اساسی را بازی می‌کنند.


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 9:14 ] [ مسیح سخنور ]
بیماریهای شاخه و شاخه چه
 
1) قارچ نمدی ( S.pseudopedicellatum )
2) خشکیدگی مرکبات ( Mall secco )
3) بیماری صورتی رنگ و سوختگی ریسمانی (pink disease  )
4) پوسیدگی اسکلروتینیایی شاخه چه ( S.sclerotiorum )
5) زگیل اسفروپسیسی ( Sphaeropsis scab )
6) پوسیدگی چوب (  wood rot)
7) لکه قیری (  Tar spot)
 
بیماری های قارچی پس از برداشت
 
 1) پوسیدگی آلترناریایی (Alternaria rot  )
2) آنتراکنوز ( Colletotrichum gloeosporioides )
3) پوسیدگی آسپرژیلوسی (   Aspergillus rot )
4) پوسیدگی قهوه ای (Brown rot  )
5) پوسیدگی پنبه ای ( cottony rot )
6) پوسیدگی دوتیورلایی (dothiorella rot  )
7) پوسیدگی فوزاریومی ( Fusarium rot )
8) کپک خاکستری ( Gray mold )
 
فسادهای پنسیلیومی
 
1) کپک آبی ( Blue mold )
2) کپک سبز (Green mold  )
3) کپک ریش ریشی ( Whisker mold )
4) پوسیدگی پلئوسپورایی ( Pleospora rot )
5) پوسیدگی ترش ( Sour rot )
6) پوسیدگی دیپلودیایی دمگاه ( Diplodia stem - end rot )
7) پوسیدگی فوموپسیسی دمگاه ( Phomopsis stem – end rot )
8) پوسیدگی تریکودرمایی (Trichoderma rot  )
 
بیماری های سیستمیک قابل انتقال با پیوند
 
1) سرخشکیدگی استرالیایی مرکبات ( Australian citrus dieback )
2) لکه سبز مرکبات (  Citrus leaf mottling  )
3) ریز برگی مرکبات ( Citrus stubborn )
4) سبزردی ابلق (Variegated chlorosis  )
5) جاروک (Witches  )
6) بیماری های ویروئیدی (Viroid disease  )
7) کاکسیا (Cachexia  )
8) اگزوکورتیس ( scaly butt )
9) پوست انگومی ( gummy bark )
10) حفره انگومی ( Gum pocket )
11) آبله انگومی ( gummy pitting )
12) پوست ورایی
 
بیماریهای قارچی ریشه
 
1) پوسیدگی سیاه ریشه (black root rot  )
2) پژمردگی فوزاریومی (Fusarium wilt  )
3) پوسیدگی گانودرمایی ریشه ( Ganoderma root rot )
4) پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه  ( Armillaria root rot )
5) پوسیدگی فیماتوتریکومی ریشه ( Phymatotrichum root rot )
6) بیماری های فیتوفتورایی (  Phytophthora rot )
7) پوسیدگی رزلینیایی ریشه ( Rosellinia root rot )
8) پوسیدگی یوستولینیایی طوقه و ریشه ( Ustulina root and collar rot )
 
نماتودها
 
1) نماتودهای زخم زا (  Lesion nematode)
2) زوال تدریجی ( Slow decline )
3) زوال گستران ( Spreading decline )
4) نماتود نیشی (  Sting nematode)
5) نماتودهای غلافی ( Sheath nematode )
6) نماتود ریشه گرهی (Root knot nematode  )
7) نماتد ریشه کل ( Stubby-root nematode )
8) نماتد چنبره ای ( Spiral nematode )
 
بیماری های شاخساره و میوه
 
1) بیماری های آلترناریایی ( Alternaria rot )
2) لکه قهوه ای آلترناریایی نارنگی ( Alternaria Brown spot of mandarins )
3) لکه برگی مرکبات ( Citrus leaf spot )
 
بیماری های آنتراکنوزی
 
1) ریزش پس گل میوه ( Postbloom fruit drop )
2) آنتراکنوز لیمو آب (lime anthracnose  )
3) لکه موجی برگ مرکبات (Areolate leaf spot  )
4) لکه تیره (  Black spot)
 
بیماری های بوتریتیسی
 
بیماری های لکه گریسی
 
1) بیماری لکه گریسی ( Greasy spot )
2) ملانوز ( سیاه زبری ) (Mlanose  )
3) لکه فئورامولاریایی میوه و برگ (  Phaeoramularia fruit and leaf spot)
4) سفیدک پودری ( Powdery mildew )
 
زگیلک مرکبات
 
1) زگیلک مرکبات (Citrus scab  )
2) لکه سپتوریایی (Septoria spot  )
3) لکه دوده ای (Oil spotting  )
4) فضله مگسی (Flyspeck  )
5) کپک دوده ای ( Sottu mold )
[ پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 ] [ 18:41 ] [ مسیح سخنور ]
[ چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389 ] [ 17:3 ] [ مسیح سخنور ]

بیماری مهمی است که متاًسفانه کار چندانی روی آن صورت نگرفته است. عامل این بیماری Fusarium solani است که دارای فرمهای تخصص یافته میباشد:

روی لوبیا F.solani f .sp .phaseoli روی نخود فرنگی F.solani f.sp. pisi

و روی باقلاF.solani f.sp. fabae البته در استان فارس بیشتر پوسیدگی های ریشه مربوط بهF.oxysporum میباشد. تشخیص این دو گونه از یکدیگر به راحتی انجام میگیرد: کلنی F.oxysporum روی محیط کشت حالت گلی رنگ دارد ولی F.solani بیشتر خاکستری یا مایل به آبی است. جدار ماکروکنیدی درF.oxysporum خیلی نازک ولی در F.solani خیلی ضخیم است. در F.oxysporum ماکروکنیدی داسی شکل است ولی درF.solani دیواره دو طرف ماکروکنیدی تقریبا حالت موازی دارد و قسمت وسط حالت استوانه ای است. F.solani در محیط کشت اکثرا ماکروکنیدی تولید میکند و به ندرت میکروکنیدی میدهد ولی F.oxysporum به ندرت تولید ماکروکنیدی میکند.

فوزاریوم بر روی ریشه پوسیدگی خشک ایجاد میکند که حالت یکنواخت دارد و بر خلاف ریزوکتونیا شانکر ایجاد نمیکند. در مورد F.solani تمام ریشه های اصلی تغییر رنگ داده وقهوه ای ،خشک و پوک میشود و ریشه های فرعی هم قهوه ای میشوند. هر دو گونه تولید کلامیدوسپور میکنند که هم بین ریسه ای وهم انتهای ریسه ایست که در بقایای گیاهی باقی مانده و باعث بقای قارچ می شود.

چون قارچهای عامل این بیماری دارای نژادهای اختصاصی میباشند مهمترین روش کنترل ، از تناوب زراعی می باشد. تهیه بستر مناسب کاشت که باعث تسهیل رشد ریشه گردد نیز در کاهش میزان بیماری مًوثر است. منبع ازت نیز بسیار مهم است. بهتر است که کود ازته را به صورت سولفات و نیترات آمونیوم استفاده کنیم. چون نیترات و سولفات روی ریشه دهی، PH خاک و مبارزه بیولوژیکی اثر کرده و باعث فعالتر شدن قارچ در مبارزه میشود

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ] [ 14:49 ] [ مسیح سخنور ]

این بیماری در بیشترنقاط ایران از روی نخود ایرانی و باقلا گزارش شده است که در باقلا به آن آسکوکیتای باقلا گویند. عامل بیماری در برق زدگی نخودAscochyta rabiei و در برق زدگی باقلا Ascochyta fabae میباشد. فرم جنسی قارچ Didymella rabieiiبا نام قدیمی Mycosphaerella rabie است. این قارچ یک آسکومیست است که در مرحله غیر جنسی تولید پیکنیدیوم و در فرم جنسی تولید آسکوکارپ از نوع پریتسیوم کاذب مینماید که البته فرم جنسی در شرایط ایران چندان مهم نیست. پیکنیدیوم وپیکنیدیوسپورهای دو سلولی شفاف آن در اپیدمیولوژی بیماری خیلی مهم هستند. این بیماری در مناطق نخودکاری ایران و از جمله استان فارس وجود دارد.

این بیماری در مناطق معتدل وگرمتر بیشتر دیده میشود. علایم بیماری خیلی واضح است. در مزرعه نخود قسمتی مثل این است که صاعقه زده باشد و زرد وخشک شده بنظرمی رسد. این بیماری در مزرعه بصورت لکه ای دیده می شود. بارندگی شدید سبب پخش اسپور قارچ و شیوع شدید آلودگی میشود. شرایط مساعد جهت گسترش بیماری بارندگی شدید همراه با باد میباشد.

روی برگچه وکپسول ها لکه های گرد و روی ساقه لکه های کشیده سفید رنگ که بعداً قهوه ای شده و درآنها نقاط ریز سیاهرنگی که پیکنید یوم ها هستند، تشکیل میشود. چون به کپسول میزند سبب آلودگی بذر می شود. بذرهای به شدت آلوده، لاغروچروکیده می شوند و روی آنها پیکنیدیوم تشکیل میشود. اگر بذر آلوده کشت شود و رطوبت هم بالا باشد اولین علایم آلودگی روی طوقه نباتات کوچک دیده میشود که در شرایط گرم ومرطوب قارچ از روی طوقه به قسمتهای بالایی رفته وبرگچه ها را آلوده میکند و آلودگی شیوع می یابد.

بقای قارچ در روی بقایای گیاهی وبذر انجام می گیرد . این قارچ هتروتا لیک است. احتمال دارد زمستانگذرانی قارچ در فارس بصورت آسکو کارپ در کاه وکلش باشد چون درفارس هر دو تیپ قارچ مشاهده شده است. آسکوسپورها نیز شبیه پیکنید یوسپورها هستند. مهمترین کانون آلودگی بذر آلوده است. گاهی تا 2% آلودگی بذردیده شده است. برای این قارچ 1% آلودگی بذر بسیار بالاست و کافی است که تمام مزرعه را آلوده کند. بهنیه دما 20 درجه سانتیگراد و هوای مرطوب برای اپیدمی لازم است. در آمریکا قارچ را از علفها ی هرزی مثل تاج خروس ،پیچک و حتی نوعی عدس ، یونجه و تاجریزی جدا کرده اند.

کنترل:

1- تناوب وشخم عمیق. چون سالیان دراز در خاک نمی ماند تناوب دو ساله کافی است.

2- بذر سالم. بذررا باید از جاهایی که بیماری نیست تهیه کرد.

3- آبیاری بصورت کرتی یا بارانی نباشد.

4- تنظیم تاریخ کاشت ، طوری که به بارندگی نخورد. بخصوص در زمان تشکیل غلاف.

5- سمپاشی. هم ضد عفونی بذر میتوان انجام داد وهم سمپاشی بعد از هر بارندگی موًثر بوده است. اکسی کلرورمس باعث سوختگی گیاه میشود وحتی برای ضد عفونی بذر هم مناسب نیست چون باعث مرگ جوانه میشود. دراستان فارس 3-2 سمپاشی کافی است.

6- ارقام مقاوم استفاده شود. نخودهای سیاه (لپه) تا حدود زیادی مقاومند

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ] [ 14:45 ] [ مسیح سخنور ]

ریزوکتونیا به انواع حبوبات خسارت میزند منتهی در هر کدام بیماری خاصی ایجاد می کند. اصولاً این قارچ بیشتر نباتات کوچک و جوان را از بین میبرد. در بعضی حبوبات مثل لوبیا سبز و باقلا. ریزوکتونیا دربلوغ هم بیماری ایجاد میکند. این قارچ همچنین قادر به تولید پوسیدگی بذر هم میباشد.

در مورد عدس آلودگی ریزوکتونیا سبب تولید رنگ بنفش در برگ میشود. روی ساقه، طوقه و کوتیلدونها نیز زخم (شانکر )ایجاد میشود. ریزوکتونیا به قسمتهای هوایی هم حمله میکند و تولید حالت تار عنکبوتی (Web blight ) مینماید که بیشتر در مناطق دارای بارندگی زیاد دیده میشود. گروه آناستو موزی ریزوکتونیاهای حبوبا ت AGl می باشد.

مبارزه:

1- ارقام مقاوم

2- ضد عفونی بذر با کاپتان (آسانترین ،مطمئن ترین وبی خطر ترین است). قبلاً سموم تراکوت وDexanole هم درایران بوده ومصرف می شده است. PCNB هم مًوثراست ولی روی پی تیوم اثر ندارد.

3- عمق بذر در کاشت مهم است. چون قارچ بیشتر به بافت جوان میزند. اگر بافت جوان کمتر در معرض قارچ واقع شود بیماری کمتر است. بنابراین هر چه عمق کمتر باشد بهتر است

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ] [ 14:38 ] [ مسیح سخنور ]

این بیماری که خسارت اصلی آن در مناطق مرطوب بیشتر است در نقاط مختلف کشت کاهو در ایران مخصوصا در خوزستان همه ساله خسارت زیادی چه در مزرعه و چه در موقع حمل محصول به آن وارد می‌آورد. این بیماری از مدتها پیش در ایران وجود داشته، در بهار 1343 و زمستان 1342 در کاهوهای شمال ایران به شدت شایع شد و خسارت آن را نصف تا ثلث محصول تخمین زدند.

در اسفند 41 و بهار 42 بطوری که این بیماری در مزارع کردکوی شایع بود که زارعین به علت شیوع بیماری از برداشت محصول خودداری کردند. در نقاط دیگری مثل گرگان ، مازندران ، گیلان تا آستارا بیماری گزارش داده‌اند. در جنوب ایران در برازجان و خوزستان که مرکز کشت کاهو زودرس می‌باشد نیز بیماری خسارت زیادی وارد می‌آورد.
در روی برگهای کاهو لکه‌های کوچکی در ابتدا به رنگ سبز کم‌رنگ بوده و به تدریج تغییر رنگ یاخته و به رنگ قهوه‌ای درمی‌آید. این لکه‌ها غالبا مدور بوده و در وسط آنها نسج گیاه خشک و نکروز شده و در بعضی از نمونه‌ها این لکه‌ها به صورت دوایر متحدالمرکزی درمی‌آیند. عموما لکه‌ها دارای هاله‌ای شفاف در اطراف خود می‌باشند در شرایطی که رطوبت محیط زیاد باشد و در مدتی که شدت بیماری زیاد باشد لکه‌ها به یکدیگر متصل شده و تمام سطح برگ را فرا می‌گیرد بطوری که کاهو ارزش بازاری خود را از دست می‌دهد و طعم و مزه‌اش نیز تغییر می‌کند. بیماری معمولا از نوک برگها به طرف پایین و از برگهای خارجی و حسن به برگهای مرکزی پیشروی می‌کند.

مشخصات قارچ عامل بیماری

فرم غیر جنسی قارچ عامل بیماری لکه قهوه‌ای کاهو از تیره Dematiaceae و ژانر Stemphylium می‌باشد. کنیدیفرها به رنگ قهوه‌ای دارای دیواره عرضی می‌باشد. در روی کنیدیفرها کنیدهایی به رنگ قهوه‌ای مایل به سیاه تشکیل می‌شود. شکل کنیدی‌ها بیضی یا چهار گوش و یا مستطیل بوده ولی عموما دارای شکل غیرمنظم می‌باشند. این کنیدی‌ها دارای دیواره‌های عرضی و طولی بوده و اغلب طح خاری آنها دارای خارهای ریزی می‌باشند. فرم جنسی این قارچ از تیره pleosporaceae است. این فرم قارچ در داخل برگهای مرده و پوسیده بوجود می‌آید. در محیط آزمایشگاه نیز توانسته‌اند این حالت از قارچ را ایجاد نمایند.

بیولوژی قارچ 

این قارچ هم به صورت پارازیت و هم به صورت ساپروفیت در روی قسمتهای مختلف گیاهان زندگی می‌کند. تظاهرات زندگی آن در ابتدای فعالیت به صورت لکه‌های رنگ پریده و سپس به صورت لکه‌های قهوه‌ای مدور در سطح برگ کاهو که یکی از میزبانهای آن می‌باشد دیده می‌شود. در سطح این لکه‌ها کنیدیفرو در انتهای آن کنیدی در اثر طویل شدن جدار خارجی کنیدیفر بوجود می‌آید. بدین ترتیب که موقع جوانه زدن اسپور جدارهای داخلی از خارجی جدا شده و باعث رشد کنیدی می‌شود.

کنیدی‌ها به علت سبکی توسط باد ، آب و یا عوامل دیگر به آسانی منتشر می‌شود و بیماری از بوته‌ای به بوته دیگر و از مزرعه‌ای مزرعه دیگر منتقل می‌گردد. اسپورهایی که در محل مناسب قرار گیرند تندش پیدا کرده و از راه روزنه‌ها وارد گیاه میزبان خود می‌شوند و وجود خراش و یا زخمها برای آلودگی لزومی ندارد. میسلیوم حاصله از تندش کنیدی در پارانشیم برگ گسترش یافته ولی معمولا حدود رشد آن در روی برگ زنده محدود نمی‌شود. در این تماما برگ خشکیده و قارچ فاصله بین سلولها و داخل سلولها را پر می‌کند. از هر اسپور پس از جوانه زدن 1 تا 2 لوله تندش خارج شده و با ایجاد رشته‌های میسلیوس وارد روزنه و پارانشیم برگ می‌شود، دوره کمون بیماری فقط یک تا دو روز می‌باشد.

وقتی رشد قارچ کامل شد تولید کنیدیفر و کنیدی می‌کند که هر دو به رنگ قهوه‌ای می‌باشند، این اندامها از سطح برگ خارج شده و با انتشار خود بیماری را در مزارع و اطراف منتشر می‌کند.
مرحله ساپروفیتی از موقعی شروع می‌شود که برگهای مبتلا به سطح زمین می‌افتند. در اثر وجود رطوبت کافی قارچ رشد خود دو مرتبه شروع نموده و ایجاد پریتس می‌نماید که این پریتس‌ها حاوی آسک و آسکوسپورهایی هستند که فصول نامساعد را می‌گذرانند و بیماری را از سال به سال دیگر منتقل می‌کنند. پرتیس‌های این قارچ پس از 2 تا 3 هفته از کشت در محیط غذایی (P.D.A) محیط کشت سیب زمینی بوجود می‌آیند که در داخل آنها آسک‌ها و آسکوسپورها به خوبی قابل تشخیص می‌باشند.



img/daneshnameh_up/a/ad/lactuca2.JPG
مبارزه

بهترین راه مبارزه مصدوم نمودن بقایای گیاهان سال قبل است، چون در روی این اندامهای بیمار است که قارچ زمستان را به سر برده و با ایجاد پریتس بیماری را برای سال بعد نگه می‌دارد. این مورد بهترین راه شخم عمیق است. کنترل آبیاری نیز در کم کردن بیماری موثر است. چون این بیماری در مناطق مرطوب سرعت در مزرعه منتشر می‌شود باید بلافاصله پس از مشاهده اولین آ ثار بیماری کاهوها را با سمومی مثل زینب یا لوف‌اکول به نسبت 1.5 تا 2 در هزار هر 15 روز یک بار سمپاشی نمود بطوری که آخرین سمپاشی 20 روز قبل از برداشت محصول انجام پذیرد.

[ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ] [ 18:49 ] [ مسیح سخنور ]

نخستین بار فریز در سال 1819 در سوئد قارچ عامل بیماری‌زا Spilocaea pomi را مشخص کرد. از نظر اهمیت اقتصادی می‌توان گفت که لکه سیاه سیب پر خسارت‌ترین بیماری سیب در تمام نقاط جهان است و بطور کلی خسارت آن در طی دوره رویش بیش از خسارت مربوط به سایر بیماریهای سیب می‌باشد. این خسارت شامل نقصان مقدار محصول ، کاهش کیفیت و کمیت آن و افزایش هزینه بهره‌برداری می‌باشد. خسارت بیماری گاهی به 100% مقدار محصول می‌رسد.

این بیماری علائمی روی برگ و دمبرگ ، گلبرگ ، کاسبرگ ، تخمدان ، دمگل ، شاخه‌های جوان به شرح زیر ایجاد می‌نمایند.

برگهای جوان و شاداب حساسیت بیشتری نسبت به این بیماری از خود نشان می‌دهند. آلودگی در برگ ابتدا به صورت لکه‌های سبز زیتونی ظاهر می‌گردد و این لکه‌ها حاشیه نامنظم داشته و بتدریج گسترش می‌یابد. لکه‌ها ابتدا شفاف و متعاقبا منظره مخملی به خود می‌گیرند و با گذشت زمان به رنگ قهوه‌ای روشن تا قهوه‌ای تند درمی‌آیند.

لکه‌ها روی سطح فوقانی برگ واضح‌تر بوده و روی برگهای جوان ابتدا براق و حاشیه آنها پر مانند می‌باشد در حالی که روی برگهای مسن حاشیه لکه‌ها مشخص‌تر می‌باشد. با مسن شدن برگ بافتهای مجاور لکه ، ضخامت بیشتری پیدا می‌کند. وجود تعداد زیادی لکه باعث ریزش نابهنگام برگ می‌شود. دمبرگها نیز مبتلا شده و روی آنها لکه‌های کشیده تشکیل می‌شود.

مبارزه

مبارزه در مورد این بیماری طرق گوناگون دارد که می‌توان با بکار بستن چند مورد تواما به موفقیت در کنترل این بیماری نائل آمد این روشها عبارتند از:

انتخاب واریته مقاوم

واریته بل‌دوبوس‌کاپ (Belledeboskoop) دارای کلونهای مقاوم می‌باشد و از بین سیبهای ایرانی واریته میخوش اردبیل که درختی پر شاخ و برگ و دارای میوه‌های متوسط و کوچک است از خود مقاومت نشان می‌دهد و سیب‌های شمیرانی حساسیت کمتری به بیماری دارند. از بین سیبهای آذربایجان آق پاییزی و دریانی آلما مقاومت دارند ولی نوع قره یا زباخ حساس است. از این واریته‌های خارجی گلدون‌ورد حساسیت بیشتری به بیماری دارند.

از بین بردن اشکال زمستان گذرانی

انهدام برگهای آلوده و جمع‌آوری و سوزاندن آنها از تشکیل پسودوتیوم و در نتیجه آلودگی اول فصل ممانعت به عمل می‌آورد و نیز سمپاشی درختان در پاییز از تشکیل آنها جلوگیری می‌نماید. ضمنا شاخه‌های مریض را باید قطع نموده و آنها را سوزانید.

مبارزه شیمیایی

در بهار موقعی باید اقدام به سمپاشی نمود که دوره خیس بودن و بارندگی با توجه به حرارت به قدر کافی برای شروع آلودگی بطول انجامد و هر 7-5 روز یک بار یا بر حسب میزان بارندگی تا ریزش گلبرگ باید سمپاشی ادامه یابد و همیشه باید اطمینان داشت که پوششی از سم روی بافتهای جوان و حساس فراگرفته باشد. سمپاشی اول را می‌توان هنگام تورم جوانه‌ها که سبز هستند و دوم را قبل از باز شدن گلها و سوم بعد از ریزش گلبرگ و چهارم را 15 روز بعد ، انجام داد.

برای مبارزه با لکه‌های سیاه سیب سابق بر این از گوگرد و یا ترکیب بود و استفاده می‌شده است و اخیرا از قارچ‌کشهای آلی و یا قارچ‌کشهای سیستمیکی که تاثیر چشمگیر و خاصیت درمانی نیز دارند، استفاده می‌شود. بعضی از قارچ‌کشهایی که معمولا علیه این بیماری بکار می‌رود عبارتند از: کاپتان ، دودین ، ارتوساید و یا قارچ‌کش جزبی بنومیل و در اروپا.

[ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ] [ 18:46 ] [ مسیح سخنور ]

اسم علمی عامل بیماری Venturia pirina Adena ، اسم انگلیسی pearscab می‌باشد. این قارچ برای اولین بار توسط مادام لابیرت در بلغارستان ( 1832) مشاهده شده است همچنین در سال 1840 از فرانسه نیز گزارش شد. لکه سیاه گلابی خیلی شبیه لکه سیاه سیب است اما عینا همان قارچ نیست و هر کدام از این دو گونه قارچ محدود به میزبان خود می‌باشند و میزبان خاص خود را دارند. هر دو گونه آسکوسپورهای دو سلولی دارند که یک سلول بزرگتر از دیگر است. در لکه سیاره گلابی سلول بزرگتر در بالا قرار می‌گیرد ولی در لکه سیاه سیب سلول پایین‌تر ، بزرگتر است.
که سیاه گلابی در روی گلها معمولا محدود به حدود خاصی است. به عنوان مثال در لکه سیاه سیب روی شکوفه‌ها ، دمگل و نهنج حمله می‌کند اما در لکه سیاه گلابی علائم روی گلبرگ نیز دیده شده است. لکه سیاه گلابی روی برگ تشکیل لکه‌های مخملی به رنگ تیره را می‌دهد و تعداد لکه‌های سیاه سیب ، بیشتر از لکه سیاه گلابی می‌باشد. علت این امر احتمالا براق بودن سطح پایین برگ سیب و زرد و خشک شدن برگها می‌باشد. لکه سیاه گلابی روی میوه اغلب یک بیماری جدی است و منجر به دفورمه شدن و ترک خوردن میوه‌ها می‌شود.

ظاهرا علایم بیماری روی نهالها برای مدت چند سال فعال باقی می‌ماند و زمانی که شاخه‌ها 2 تا 3 ساله شد شکافهای طولی و متقاطع در پوست درخت ظاهر می‌شود بطوری که شاخه ظاهرا حالت ورقه‌ورقه به خود می‌گیرد و اغلب تولید کنیدی کاهش می‌یابد و میسلیوم‌ها حالت فشرده به خود می‌گیرند تحت شرایط مطلوب ممکن است پسودوتسیوم در آنها تولید شوند. لکه‌های بیماری روی فلس‌های جوانه نیز مشاهده شده است. قارچ عامل بیماری نه تنها روی شاخه و برگ ، بلکه روی دانه‌های گرده و شکوفه‌ها نیز ظاهر می‌شوند.

کنترل

اصول کنترل لکه سیاه گلابی شبیه لکه سیاه سیب می‌باشد، به این ترتیب که انهدام برگهای آلوده و جمع‌آوری و سوزاندن آنها از تشکیل پسودوتیوم و در نتیجه آلودگی اول فصل ممانعت بعمل می‌آورد و نیز سمپاشی درختان در پاییز از تشکیل آنها جلوگیری می‌نماید. ضمنا شاخه‌های مریض را باید قطع نموده و آنها را سوزانید.

از آنجایی که پسودوتیوم ممکن است روی برگهای خزان کرده زمستان‌گذرانی نموده و سیکل بیماری را تکمیل کنند، بنابراین باید این گونه برگها جمع آوری شده و نابود و سوزانده شوند و باید کاملا از جمع آوری و معدوم نمودن این گونه برگها که در پاییز قبل خزان نموده‌اند اطمینان کافی حاصل نمود. جوانه‌ها و شاخه‌های بیماری باید بریده شده و نابود شوند. پاشیدن سموم مسی روی شاخه‌ها ممکن است از اسپورزایی ، روی پوستولهای باقی مانده جلوگیری نماید.

داغ کن - کلوب دات کام
[ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ] [ 18:43 ] [ مسیح سخنور ]

بیماری خاکستری پیاز ابتدا توسط Sorauer در آلمان تشریح شده و در ایران منوچهری و شیرزادی وجود آن را در سال 1338 از کرج گزارش کرده‌اند. این بیماری یکی از خطرناک‌ترین بیماریهای پیاز می‌باشد که در اکثر نقاط جهان ، چه در مزرعه و یا در موقع برداشت و حمل و نقل ، و چه در انبار به پیاز و سیر حمله کرده و خسارت می‌رساند. ارقام مختلف پیاز سفید در مقابل این بیماری حساسیت زیادی داشته و بخصوص در انبار خسارت زیادی به آن وارد می‌شود. ولی ارقام زرد کمتر از ارقام سفید ، و پیازهای قرمز بندرت از این بیماری خسارت می‌بینند.
ارچ عامل بیماری به نام Botrytis alliimunn دارای رشته‌های میسلیومی دیواره‌دار قطور استوانه‌ای شکل می‌باشد. کنیدیفرها خوشه‌ای شکل و شاخه‌شاخه و به رنگ زیتونی هستند. کنیدی‌ها تک حجره‌ای بوده و دارای غشاء نازک و ظریفی می‌باشند و اندازه آنها 16 - 6 میکرومتر است. عامل بیماری در مرحله جنسی آسکوسپور درون آسک در آپوتسیوم روی اسکلروتیوم تولید می‌نماید.

شروع این بیماری بیشتر از ناحیه طوقه می‌باشد و بندرت در سایر قسمتهای پیاز دیده شده است، مگر اینکه قسمتی از پیاز قبلا زخمی شده باشد که در این صورت قارچ از محل زخم وارد شده و باعث آلودگی می‌شود. بافتهای آلوده به نظر فرورفته بوده و بیماری بتدریج به قسمتهای سالم پیشروی می‌نماید. در برش پیازهای پوسیده و در قسمتی که بیماری پیشرفته باشد، بافت مورد حمله خیس خورده به نظر می‌رسد و چندی بعد در قسمت آلوده و فرو رفته یک طبقه نمدی خاکستری رنگ که اجتماعی از میسلیوم‌های قارچی می‌باشد تشکیل می‌شود.

در صورت وجود رطوبت کافی توده خاکستری رنگ گردآلودی که دارای منظره دان‌دان می‌باشد، تشکیل می‌شود. در ضمن ، توده قارچی به قسمتهای داخلی هم نفوذ کرده و به سرعت تمام غده پیاز را فرا می‌گیرد. در سطح توده خاکستری مایل به سیاه کنیدیفرها و کنیدی‌های قارچ ظاهر می‌شود. اسپورهای قارچ بعد از رسیدن آزاد شده و توسط جریان هوا به اطراف پراکنده می‌شوند و این اسپورها می‌توانند تا چند روز زنده بمانند و اگر در شرایط مناسب رطوبتی و حرارتی قرار گیرند، پس از 7 تا 8 ساعت جوانه زده و از آن رشته میسلیومی خارج می‌شود که آلودگی جدید را بوجود می‌آورد و این دوره مرتبا ادامه پیدا می‌کند.

پیازهایی که بطور کامل به قارچ آلوده شده باشند، به صورت پیچیده و مومیایی درآمده و در غالب اوقات قسمتهای سیاه مایل به خاکستری که همان سختینه یا اسکلروت‌های قارچ می‌باشند به اندازه‌های مختلف و به ابعاد 0.5 تا 1 سانتیمتر دیده می‌شود. این اسکلروت‌ها معمولا در شرایط نامساعد حرارتی بوجود آمده و در مواقعی که درجه حرارت پایین‌تر از صفر باشد. رشته‌های میسلیومی تولید کنیدیفر و کنیدی نکرده و تشکیل اسکلروت را می‌دهند. دیواره‌های خارجی اسکلروت کم‌کم تیره‌تر شده و داخل آن از رشته‌های میسلیومی قطوری که مملو از مواد غذایی می‌باشند تشکیل می‌شود.

کنترل بیماری:

شاید مبارزه فیزیکی بهترین راه جلوگیری از بیماری باشد. بدین منظور باید پیازها را پس از برداشت و قبل از انبار نمودن آنها را تا مدتی در محل خشک نگهداری نمود تا مقداری از رطوبت سطحی آن گرفته شود. بدین منظور در نقاطی که فصل برداشت مصادف با بارندگی نباشد، مانند کرج پیازها را پس از خارج کردن از خاک در همان مزرعه بدون قطع برگها به مدت 2 تا 3 هفته در روی زمین پهن می‌کنند به طریقی که پیازها روی هم انباشته نشوند. ولی در نقاط مرطوب باید حتما آنها را زیر سرپناهی که در آنجا جریان هوا بخوبی برقرار باشد خشک نمود.

هرگاه پیازها را قبل از انبار کردن مدت 24 ساعت در محیط سربسته‌ای که در هر متر مکعب آن 20 سانتیمتر مکعب فرمل تجارتی تبخیر شده است قرار دهیم، در اثر وجود بخار فرمل ، اسپورهای قارچ که در مزرعه روی پیاز قرار گرفته‌اند کشته خواهد شد، و از این راه به سالم ماندن پیاز در انبار اطمینان حاصل می‌شود. بخار فرمل جذب پیاز نمی‌شود و برای مصرف کننده زیانی ندارد.

انباری که برای نگهداری پیاز مورد استفاده قرار می‌گیرد بایستی خنک (حدود 4 درجه سانتیگراد) و خشک باشد، بایستی قبل از قرار دادن پیازها در آنجا آن را ضدعفونی نمود بدین منظور می‌توان به ازاء هر متر مکعب انبار ، مقدار 20 سی‌سی فرمالین تجارتی مصرف نمود.

[ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ] [ 18:40 ] [ مسیح سخنور ]

سوختگي بوتريتيس گل رز:

سوختگي بوتريتيس با قارچ Botrytis cineraea كه يكي از بيماري هاي معمول رز است ايجاد مي شود.

اين قارچ گسترش جهانی دارد و گستره ي ميزبانهاي فوق العاده زيادي دارد.

علائم روي تمام بخش هاي هوايي كه شامل گل ها، جوانه ها، ساقه ها و قسمت هاي انتهايي در حال رشد است  پيشرفت مي كند.

پيشرفت بيماري در دوره اي از سرما ،ابري و آب و هواي مرطوب مطلوب است.

بيشتر ،علائم سوختگي بوترتيس به صورت قهوه اي خاكستري و نا آشكار روي سطوحي از قسمت هاي الوده ي گياهي ظاهر مي شود.

خال هاي قهوه اي روشن كوچك يا زخم ها روي گلبرگ ها و جوانه ها ظاهر مي شوند. شكوفه هاي الوده ممكن است قبل از باز شدن بيفتند.

بوتريتيس اغلب مي تواند انتهاي درختاني كه هرس شده اند و همه ي جراحت هاي حاصل از بريدگي را آلوده كند.

اين نوع از آلودگي در بلايت ساقه مي تواند  به صورت شانكر باشد. بوتريتيس مي تواند به صورت تاثير گذار روي همه ي بقاياي گياهي باقي بماند.

بهداشت يك مديريت حياتي براي بوتريتيس است كه شامل جمع آوري بقاياي گياهي و گل هاي فرسوده و جمع اوري تمام برگهاي ريخته شده طي پاييز است.

بيماري ساقه را مي توان قبل از شكستن ساقه در بهار هرس كرد.

داشتن يك فضاي مناسب بين گياهان براي تضمين گردش هواي خوب و كاهش رطوبت هوا كمك مي كند.

گام هايي براي جلوگيري از آبياري باراني و آبياري زود هنگام در روز  موقعيت مطلوب را براي پاتوژن از بين مي برد.

توان گياه با برنامه هايي تحت عنوان حفاظت كشت حفظ مي شود.

اسپري هاي قارچ كش مكمل ساير روش هاي كنترل بلايت بوتريتيس هستند.

از ميان تركيبات پيشنهادي

 chlorothalonil,captan,copper sulphate pentahdrat,iprodione,mancozeb,potassium bicarbonate,thiophanat methyl

در ايالت كنكتيكوت تاييد شدند.

[ یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 ] [ 15:40 ] [ مسیح سخنور ]

متن ترجمه شده این قسمت در مطلب قبلی آمده است

Introduction

Cytospora canker (or Valsa canker) is a very destructive peach disease that causes reduced yields and even death of trees. Cankers occurring on large scaffold branches, in the main crotches, or on the trunk may enlarge to girdle and kill the portion of the tree above that point. Though considered primarily a peach disease in New York, Valsa canker can also infect apricots, plums, prunes, and sweet and sour cherries.


Symptoms

The first visible symptom is the oozing of gum near the point of infection, beginning in April or early May. The gum first has a light amber color that gradually turns to a dark brown. Beneath the gum, the inner bark begins to collapse, leaving a sunken area on the surface of the bark. The fungus advances more rapidly up and down the branch than around the branch, giving the canker an elongated or elliptical shape. The bark dries out and dies but usually remains intact the first year. In succeeding years the bark becomes broken, disfigured, and covered with a black fungus overgrowth. Old cankers often show "annual rings" of wound callus that mark each season's advance of the fungus followed by the tree's attempt to delimit the wound. Along with the gum oozing from the canker, there may be frass from lesser peachtree borers that often invade the cankers.

An often overlooked symptom is the dieback (Fig. 1) of Valsa-infected twigs in the spring and early summer, usually accompanied by gumming at the base of the twig. The second year a typical canker may develop on the main branch around the base of the dead twig.


 

 

Disease cycle

Cytospora canker is caused by two species of fungi, Leucocytospora cincta and Leucocytospora leucostoma. These fungi cannot invade through intact, healthy bark, but require a wound or dead or dying tissue to become established before they can infect healthy tissue. The most common points of entry are: (1) winter-injured tissue in narrow-angled crotches, in tender twigs and buds, or in sunscalded bark; (2) pruning cuts made when the tree is dormant or during wet weather; (3) pruning stubs, which dry out and die back to the main branch; (4) injuries made by insects and diseases; (5) mechanical injuries to the bark and branches.

New infections usually start in the late fall or early spring when the tree is dormant but the temperatures are just high enough for fungus activity. As the temperature rises during late spring and the tree becomes active, the growth of the fungus slows down. The tree forms wound callus that tends to envelop the canker. As the tree becomes dormant again in the fall, the fungus resumes activity and enlarges the canker. Growth of the fungus occurs in winter whenever the temperature rises above freezing and stops again in the spring when growth of the tree resumes.

The Cytospora fungi produce spores in tiny, black, pimple-like fruiting bodies which break out through the bark. The spores are disseminated mainly by splashing rain but also to some degree by wind, insects, birds, people, tools, and machines.


Management Strategies

Preventing Cytospora canker infections is a matter of overall orchard management and proper tree care:

Setting a new orchard:

1. Select a site for the new orchard well away from the old, Cytospora infected trees, or completely remove all of the cankers from the old trees.

2. Select a site with deep, well-drained soil and with good air drainage to reduce the possibility of winter injury.

3. Plant only the hardier varieties.

4. Use rootstocks which are hardy and induce early hardening of the scion.

(Examples: Siberian C and Harrow Blood)

5. Plant only disease-free nursery stock.

Fertilization & Watering:

1. To avoid late, cold-tender growth in the fall, fertilize in late winter or early spring.
2. Avoid excessive nitrogen fertilization; also avoid potassium deficiency.
3. Water during dry weather.

Pruning and Training:

1. Prune in early spring between the time when trees begin growth and full bloom. Do not leave pruning stubs.

2. Prune on a regular program so that large cuts will not be necessary.
3. Spread narrow-angled branch crotches or remove one of the branches forming the narrow- angled crotch. Start a training program early with young trees.

4. Remove all weak and dead wood.

 

Cultivation and Injuries:

1. Plant a permanent sod cover to avoid root injury which occurs with cultivation.
2. If clean cultivation is practiced, do not cultivate later than mid-July. At the last cultivation, sow a cover crop.

3. Avoid chemical and mechanical injuries to the trunk and branches. Do not hit the trunk with the mower when mowing the sod cover.

Manage Insects and Diseases:


1. Control peachtree borer and lesser peachtree borer.

2. Control brown rot, and remove any brown-rotted fruit from the trees before brown rot cankers form on the twigs.

Sanitation:

1. In February and March remove all cankers on small branches, cutting at least 4 inches below margin of the canker. (NOTE: This is not the regular pruning).

2. If the canker is on the trunk or on a scaffold branch, remove all diseased tissue, both bark and wood, with a chisel or knife. Before cutting healthy tissue with a tool which has been used to cut infected tissue, disinfect the blade by swabbing it in a solution of 7 parts denatured alcohol and 3 parts water.

3. Burn or bury all cankered prunings.

[ جمعه بیست و پنجم دی 1388 ] [ 18:16 ] [ مسیح سخنور ]

مقدمه (Introduction):

شانکر سیتوسپورا یا Valsa canker یکی از مخرب ترین بیماری های درختان هلو است که سبب کاهش محصول و در نهایت مرگ درخت می گردد. شانکرها به صورت بریدگی های بزرگی ایجاد می گردد که بیشتر در محل انشعاب شاخه ها یا محل تنهی اصلی درخت به صورت حلقه ای ظاهر می گردد وباعث مرگ جزئی در قسمت بالای شانکر می شود.

گرچه این بیماری بر روی درختان هلو در نیویورک قابل ملاحظه است، می تواند بر روی زردآلو، آلو و گیلاس ترش و شیرین هم تاثیرات مخربی داشته باشد.

چرخه ی بیماری:

دو گونه ی مهم ایجاد کننده بیماری شانکر سیتوسپورا Leucocytospora cincta و Leucocytospora leucostoma می باشند.این بیماری قادر نیست به درختان سالم و صدمه ندیده حمله کند و نیازمند بافتی جراحت دیده یا مرده برای فعالیت می باشد.

نقاط مشترک مداخله کننده در نفوذ این بیماری به گیاه میزبان عبارتند از:

1.    صدمات مکانیکی بافتی ایجاد شده در زمستان که بر روی شاخه ها و جوانه ها زاویه ی حاده ایجاد نماید

2.    هرس و برش شاخه ها به هنگام خواب زمستانه درخت یا در روزهای بارانی و مرطوب

3.    هرس ریشه ای که باعث Die back در تنه ی اصلی شود

4.    صدمات ایجاد شده توسط حشرات و دیگر بیماری ها

5.    صدمات مکانیکی ایجاد شده روی پوست و تنه درخت

آلودگی جدید معمولا در اوایل بهار (بهار زودرس)که درخت هنوز در خواب زمستانه است ولی دمای هوا برای فعالیت قارچ مناسب است ایجاد می شود.به هنگام بهار دیررس درخت فعال می گردد و با افزایش دما فعالیت قارچ هم آغاز می گردد ولی به دلیل فعال بودن درخت، فعالیت قارچ آهسته پیش می رود.

رشد قارچ در زمستان که دمای هوا بالاتر از نقطه انجماد باشد ادامه می یابد و در اوایل بهار (موقعی که رشد درخت آغاز می شود) توقف می یابد.

سیتوسپورا اسپورهای خود را درون اندامی سیاه رنگ، ظریف و جوش مانند (که در بیرون پوست قرار می گیرد) قرار می دهد.اسپورها اغلب به هنگام بارندگی منتشر می شوند ولی در بعضی مواقع باد، حشرات، پرندگان، انسانها، ابزار و ماشین آلات کشاورزی نیز می توانند آن را منتقل کنند.

مدیریت تلفیقی:

به هنگام احداث باغ جدید:

1.  مکان جدیدی برای احداث باغستان اتخاذ کنید که تا پیش از آن سابقه حضور سیتوسپرا در آن منطقه وجود نداشته باشد و یا به کلی بقایای درختان آلوده به بیماری را نابود سازید

2.    مکانی که انتخاب می کنید دارای زهکش مناسب و تهویه ای خوب باشد

3.    از واریته ها و ارقام مقاوم تر استفاده کنید

4.  نهالها را از مکانهایی تهیه کنید که احتمال وجود بیماری سیتوسپورا در آن مکانها به دلیل وجود سرما یا عوامل محیطی دیگر کمتر باشد

5.    قلمستان نگهداری نهالها تا پیش از کاشت، عاری از بیماری باشد

کود دهی و آبیاری:

1.    کود دهی به هنگام بهار زود رس به درخت

2.    اجتناب از کود دهی بیش از اندازه نیتروژن و همچنین جلوگیری از کمبود پتاس خاک

3.    جلوگیری از ایجاد استرس آبی با آبیاری به موقع در زمانهایی که زمین خشک و هوا گرم است

مدیریت حشرات آفت و بیماری های دیگر:

1.    کنترل و محافظت از درختانی که توسط حشرات روی تنه ی آنها سوراخ ایجاد شده است

2.  کنترل بیماری پوسیدگی قهوه ای و حذف کامل میوه های دارای پوسیدگی قهوه ای تا قبل از اینکه شانکر سیتوسپورا از این طریق وارد بافت گیاه شود

رعایت اصول بهداشتی:

1.  در ماه های فوریه و مارس(معادل اواسط بهمن تا اواسط فروردین) تمامی شانکر ها را به دقت حذف نمایید.(از 4 اینچ پایین تر از قسمت بیماری برش دهید

2.  اگر بیماری بر روی تنه ی اصلی وجود دارد، تمامی بافت آلوده را به طور کامل با چاقو برش دهید.دقت نمایید که قبل از استفاده از چاقو و همچنین بعد از آن و برای درختان دیگر آن را با محلول 3 قسمت آب و 7 قسمت الکل تقلیبی ضدعفونی کنید

تمامی قسمتهای هرس شده ی آلوده به بیماری را بسوزانید یا در زیر خاک مدفون کنید.

 

 ترجمه شده توسط مسیح سخنور

[ یکشنبه ششم دی 1388 ] [ 20:39 ] [ مسیح سخنور ]

                                    

هر جا كه سیب كشت می شود این بیماری نیز وجود دارد بویژه در خزانه های سیب در سراسر جهان بیماری مهمی محسوب می گردد در ایالات متحده این بیماری با ایجاد شبكه زنگاری (زبر و چوب پنبه ای Russeting) روی پوست میوه موجب كاهش ارزش میوه تا 50% می شود.

علائم:
سفیدك سطحی سیب به قسمتهای مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و میوه ها حمله می كند.
علائم روی برگها بصورت لكه های خاكستری تا سفید كثیف ظاهر می شوند و اگر برگهای جوان آلوده شوند دچار پیچ خوردگی و بد شكلی شده و نهایتاً خشك می شوند. شكوفه های درخت بر اثر زمستانگذارانی قارچ در جوانه های زایشی زودتر از بقیه قسمتها آلوده می شوند. در اثر آلودگی شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكیده و كاسبرگها گوشتی و كلفت می شوند و توانایی تشكیل میوه را از دست می دهند. كاسبرگها خیلی حساس هستند.میسلیومها كنیدیوفورها و كنیدیهای قارچ روی سرشاخه ها منظره سفید رنگی را ایجاد می كنند رشد این شاخه ها متوقف شده و فواصل میانگره ها كوتاه می ماند و نهایتاً سرشاخه ها خشك می شوند معمولاً روی سرشاخه ها فرم جنسی قارچ (كلیستوتسیوم) تشكیل می شود . میوه ها نیز آلوده شده و حالت شبكه چوب پنبه ای در سطح میوه ها (زنگار میوه) بوجود می آید. در مورد گلابی هم پوشش سفید میوه تا اواسط تابستان روی میوه باقی می ماند و بعد این پوشش محو می شود و اثر آن بصورت لكه زنگاری(Russet) باقی می ماند در خزانه ها قارچ به همه برگهای در حال رشد حمله كرده و موجب كندی رشد قسمت های انتهایی شاخه ها می شود .

عامل بیماری :
روی سیب و گلابی قارچ زیر است:

Te) Podosphaera leucotricha (Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)
An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

كلیستوتس P.leucotricha دارای زوائد دو شاخه ای شكل اند هر چند در این گونه حالت دو شاخه ای به سختی دیده می شود داخل كلیسترتسیوم فقط یك آسك وجود دارد كه حاوی 8 آسكوسپور بیضوی است . این قارچ هتروتالیك است.
كنیدیهای O.farinosum شفاف، تك سلولی و دو سر تخت و استوانه ای شكل اند و بصورت زنجیری روی كنیدیوفور تشكیل می شوند.

چرخه بیماری :

ریسه درون جوانه ها مهمترین بخش زمستانگذران قارچ می باشد این قارچ انگل اجباری است . اگر آسكوكارپ تشكیل گردد می تواند موجب بقاء قارچ گردد ولی بنظر نمی رسد كلیستوتسیوم در چرخه زندگی قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهای P.leucotricha موجب آلودگی نمی شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرایط محیطی ریسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و تولید كنیدیوم می كند كنیدی ها با باد پخش شده و موجب آلودگی اولیه می شوند سپس از زخمها و لكه های جدید نیز كنیدیوفورها تولید كنیدیهای جدید را كرده و موجب انتشار بیماری و آلودگی های ثانویه می گردند. فعالیت قارچ در تابستان شدیداً كاهش می یابد ولی در اواخر تابستان و پائیز مجدداً فعال شده و با انتشاركنیدیها موجب آلودگی های جدید می گردد، نهالهای موجود در خزانه بعلت اینكه تا اواخر پائیز رشد می كنند بسیار مستعد آلودگی هستند. البته برگهای جوان درخت سیب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگی حساس هستند و پس از آن آلودگی فقط در برگهایی دیده می شود كه بطور مكانیكی صدمه دیده اند. كنیدیها در سطح برگ وقتی رطوبت نسبی حدود 70% باشد به خوبی تندش می كنند. اوج تولید و آزاد سازی اسپورها در ظهر انجام می شود. قارچ در گستره دمایی0C 32-4 فعالیت می كند ولی بهینه دمای آن 0C20-16 است. این بیماری در مناطق نیمه خشك به فراوانی دیده می شود ولی به ندرت در مناطق خشك ظاهر می شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنیدیها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خیلی بیش تر از رطوبت است زیرا میزان آب در داخل كنیدیها بالا بوده و رطوبت تأثیر كمتری در جوانه زنی اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت میسلیوم قارچ در جوانه های آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقی می مانند و جوانه های انتهایی مهمترین مكان برای زمستانگذرانی قارچ عامل بیماری هستند.
اگر آلودگی 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحله گلدهی صورت گیرد حالت زنگار روی میوه های سیب و گلابی بوجود می آید.

کنترل :
1- هرس شاخه ها و سرشاخه های آلوده: می تواند موجب كاهش مایه تلقیح اولیه گردد. كاهش مایه تلقیح اولیه و حفاظت برگ، میوه و جوانه از عفونت ثانویه در مبارزه با این بیماری مهم است.
2-ارقام مقاوم: ارقام سیب با حساسیت كمتر عبارتند از : سیب زرد لبنانی ، دلیشز،گلدن دلیشز، واین ساپ ، یورك ایمپریال ، نیتانی، لورد لمبورن.
ارقام گلابی مقاوم به سفیدكهای سطحی عبارتند از :دوآنژو،لوئیزبون Louise Bonne
3-شیمیایی: قارچكشهای علیه سفیدكهای حقیقی عبارتند از : گوگرد ، بنزیمدازول ها، ضد بیوسنتز ارگوسترول
(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپریمات ، پیرازوفوس،تری آدیمفون، دینوكاپ (كاراتان).
قبل از پیدایش گلها ، مصرف سفیدك كشهای بسیار مؤثر مثل تری آدیمفون كه به شدت از تولید كنیدی جلوگیری می كنند ضرورت ندارد. در اروپای غربی به علت وجود هوای ملایم در زمستان و شرایط مناسب بیماری در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشی می كنند.

زمان سمپاشی:
الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجیحاً از سموم سیستمیك استفاده می شود . چون خنكی هوا مانع تسعید گوگرد است و از طرفی دیگر سموم سیستمیك روی آلودگی درون جوانه ها مؤثرند.
ب)نوبت دوم بعد از ریزش گلبرگها كه می توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنین كاراتان و سایر سموم سیستمیك نیز قابل استفاده اند(بعضی ارقام سیب و گلابی به گوگرد حساسند و موجب گیاهسوزی آنها می شود كه بایستی دقت نمود).
ج) نوبت سوم : بستگی به شرایط جوی و میزان پیشرفت بیماری دارد بیش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشی باشد. قارچ كشهای باز دارنده بیوسنتز ارگوسترول زمانیكه بیماری هنوز شدت پیدا نكرده است بسیار موثرند.

تهیه شده توسط جعفر چاکرالحسینی

[ شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ] [ 11:15 ] [ مسیح سخنور ]

Kingdom: Fungi
Phylum: Ascomycota
Class: Sordariomycetes
Subclass: Sordariomycetidae
Order: Diaporthales
Family: Valsaceae
Genus: Cytospora

 

[ شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ] [ 8:50 ] [ مسیح سخنور ]

عامل بیماری: Uncinula necator

علایم بیماری:

علایم بیماری سفیدک حقیقی در روی همه ی اندامهای هوایی جوان ظاهر می گردد.
علایم این ابتدا به صورت لکه های سفید در سطح فوقانی برگ ظاهر می شود و سپس روی آنها کنیدیوفورهای قارچ به صورت پودر یا پوشش آردی ظاهر می گردنداگر بیماری تشدید یابد سطح تحتانی برگها نیز ممکن است به سمت بالا لوله شود.برگهای آلوده در تابستان قهوه ا ی شده زودتر از پائیز خزان می کنند. علائم بیماری درون سر شاخه های جوان نیز به صورت لکه های سفید ظاهر می گردند.در پائیز لکه ها به رنگ قهوه ای مایل به سیاه در می آیند.
قارچ روی غوره ها را به صورت پودر سفید رنگی می پوشاند. حبه ها ترش و نارس باقی می مانند .در حبه های رسیده تر آن قسمت از پوست حبه که آلوده به بیماری است رشد نمی کند ولی در اثر رشد مداوم قسمت سالم حبه ترک خورده و دانه آن نمایان می گردد.
بهترین راه مبارزه علیه سفیدک حقیقی مو استفاده از گل گوگرد و یا گوگرد قابل حل در آب مانند لوزال به نبت چهار در هزار می باشد.
گل گوگرد در دمای بیشتراز 21 درجه سانتی گراد تصعید می شود و گاز حاصل روی قارچ موثر است. دردمای بالاتر از 30 درجه سانتی گراد مقدار گاز حاصل شده زیاد بوده ممکن است سبب سوختگی شود .
گل گوگرد را بهتر است در فصل زراعی سه نوبت زیر به هنگام صبح به کار برد:
نوبت اول:موقعی که جوانه ها تازه روییده اند و در رویهر شاخه 4 تا 10 برگ وجود دارد.در این نوبت 15 کیلو گرم گل گوگرد در هکتار مصرف می شود.
نوبت دوم:در موقع گل دادن موستان به نسبت 30 کیلوگرم در هکتار مصرف می شود.
نوبت سوم:موقعی است که غوره های ترش ظاهر شده یعنی حدوددو تا سه هفته پس از سمپاشی نوبت دوم به نسبت 45 کیلوگرم در هکتار مصرف می گردد.در مناطق خشک که احتمال گیاه سوزی در اثر مصرف گوگرد باشد بهتر است از قارچ کش کاراتان به نسبت 1تا 1.5 در هزار علیه این بیماری استفاده نمود.

[ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 ] [ 17:45 ] [ مسیح سخنور ]


عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول گزارش شده است.

رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea است. در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota قرار می گیرد.

آلودگی و گسترش:
پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری كشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند. نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.

شرح بیماری :
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی كه دمای هوا پایین است، حمله میكند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.

علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاكستری كدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های كه بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممكن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن است در طول یك فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید. ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.

كنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نیست. حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.

پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده كند. بنا براین بهتر است تا جایی كه ممكن است از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در آنها كشت می شده اند خودداری كنیم.

ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست .

آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در آن شك دارید، آن را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود. محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.

آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید. پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك قرار داده شوند. اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.

تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری است كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر است از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.

مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.

نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.

راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.

بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب است و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.

از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.

اقدامات زراعی مثل استفاده از كودها، مدیریت صحیح آبیاری و كنترل علفهای هرزكم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند. هدف اكثر آنها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری است. البته هیچكدام از آنها باعث معالجه بیماری و حذف آن از درخت نمی شوند.
[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 19:25 ] [ مسیح سخنور ]

نماتد چغندر قند ابتدا در آلمان در سال 1859 توسط Hermans Schact در مزارع چغندر کاری کشف شد و بعداً در سال 1871 اشمیدت Schmidt این انگل را تحت نام Heterodera schachtii نامـگذاری کرد. این نماتد علاوه بر چغندر قند به سبزیهای مختلف مثل چغندر لبویی ، کلم بروکلی ، کلم ، گل کلم ، شاهی ، ترب ، مارچوبه،تربچه، اسفناج، گوجه فرنگی ، و شلغم حمله می‌کند در حال حاضر در اروپای شمالی ،انگلستان ، امریکا ، کانادا و ژاپن گزارش شده است . این نماتد اولین بار در ایران در سال 1348 توسط شفر و اسماعیل پور از مزارع چغندر قند تربت حیدریه استان خراسان جمع آوری گردیده است . علاوه بر استان خراسان ،این نماتد در آذربایجان ، اصفهان کرمانشاه ، و فارس شیوع دارد . در ایران انواع کلم ، ترب ، تربچه ، شلغم ، و شاهی و اسفناج نیز از میزبانهای آن تعیین و شاخته شده است .

بر اساس مطالعات کلاکلی و فریور میهن (1358) نماتد Heterodera schachtii شکل جنسی ماده و نر می باشد ماده های جوان و کامل به طور طبیعی لیموئی شکل و در ابتدای امر رنگ آنها سفید شیری است که به آسانی و با چشم غیر مسلح بر روی ریشه گیاه میزبان دیده می شود و معمولاً بین 0.6 تا 0.8 میلیمتر طول و 0.4 تا 0.5 میلیمتر عرض آنها می باشد . رنگ سفید ماده های جوان پس از افتادن در خاک بدون گذراندن مرحله زرد رنگشان از سفید تبدیل به قــهوه‌ای می‌گردد. در این مواقع به آنها سیست اطلاق می شود . هر سیست محتوی تعداد 5 تا 300 تخــم ( لارو سن یک داخل تخم می باشد ) و لارو سن دوم می باشد که بسته به شرایط این تعداد متفاوت است نماتد نر بر خلاف ماده کرمی شکل می باشد و طول آنها بین 1.3 تا 1.6 میلیمتر و اسپیر spear آن گره دار و قوی است.

چرخه زندگی نماتد شامل تخم ، لارو نر و ماده که قبل از بلوغ دارای چهار مرحله لاروی بوده و سرانجام سیست ماده می باشد تخم کوتاه ، استوانه ای ، دو طرف گرد و تعداد کمی فقط در سیست ماده می باشند تعدادتخم از 50 تا 600 عدد تغییر می‌کند آنها در داخل سیست مادر تفریخ می شوند و یا اینکه در داخل ماده ژلاتینی چسبیده به بدن مادر که از بدن مادر به خارج هدایت شده است تفریخ می گردند.

نماتدها در خاک آلوده گسترش یافته و همچنین نشاهای آلوده ، وسایل کشاورزی و ماشین آلات براحتی بیماری را انتقال می دهند.Globodera در یک طیف درجه حرارت نسبتاً محدود تکثیر می‌کند . تفریخ تخمها و نفوذ لارو بداخل میزبان در پایین تر از 14 درجه ساتیگراد بندرت اتفاق بیافتد . تفریخ و نفوذ در دمای 16 درجه شروع شده و دمای بهینه آن 25 درجه سانتیگراد می باشد و تقریباً در بالاتر از 29.5 درجه هیچ تفریخ یا نفوذ صورت نمی‌گیرد. رطوبت زیاد و دمای بالا سیست ها را به آسانی از بین می برد . بیشتر آنها در آب 54 درجه سانتیگراد به مدت 5 دقیقه از بین می روند.

علائم و نشانه‌های خسارت

علائم اندام هوایی گیاه ارتباط به سن ، فصل و دما دارد . اولین علائم بیماری در روی چغندر قند در اوایل فصل تابستان و در هنگام تابش آفتاب به صورت پژمردگی برگهای بوته چغندر بروز می کند و در هنگام شب ودر هوای خنک برگها مجدداً حالت عادی و شادابی خود را باز می یابند .شکل عمومی بوته عقب افتاده و زرد و کم رشد است


بعد از حمله Globodera roostochiensis ریشه اصلی کوچکتر از معمول ولی دارای ریشکهای فرعی زیاد از حد و افشان می‌باشند. تقریباً در همه موارد بعد از نفوذ نماتد قارچها حمله کرده و سبب سیاهی بافت ریشه می‌شود. اگر تعداد زیادی لارو به ریشه حمله کند، سبب از بین رفتن ریشه‌ها می‌گردد. مهمترین علائم حمله نماتد وجود سیست (Cyst)های سفید رنگ به اندازه حدود یک میلیمتر یا ته سنجاق است که با چشم عادی و غیر مسلح قابل رؤیت هستند. اگر چه بافت مورد حمله نماتد قدری ضخیم می‌شود اما هیچ برآمدگی یا غده‌ای در درون بافت گیاه مانند نماتد مولد غده بوجود نمی‌آید.

کنتــــــــــــرل

اگر چه تناوب زراعی کاملاً در حذف Globodera موثر نیست ولی اگر هر 4 سال یک بار محصول حساس کاشته شود سیست ها به ندرت می‌توانند آلودگی ایجاد کنند تناوب طولانی ترنیز بهتر است اگر به مدت 12 سال گیاه حساس در زمین کاشته نشود ، آلودگی تقریباً از بین خواهد رفت تناوب باید همراه با حذف همه علفهای هرز حساس باشد.

روش دیگر مبارزه این است که به محض اینکه دما اجازه دهد باید کاشت انجام شود بعضی از ارقام سیب زمینی و کروسیفر در دمای زیر 15درجه می‌توانند رشد کنند و این گیاهان قبل از اینکه خسارت بزنند بخوبی رشد نموده و محصول تولید می‌نمایند.

PH پایین خاک یعنی حدود 4 و یا PH بالا سبب کندی تفریخ تخم ها می شود اما PH=6 برای تفریخ بسیار مناسب است استفاده از بخار آب در مواردی از قبیل خزانه ، گلخانه و شاسی ها امکان پذیر است. در مزرعه باید از سموم نماتدکش استفاده نمود . کیسه ها ، وسایل کشاورزی و ماشین آلات باید در زیر پوشش با سموم گازی شکل ضد عفونی شوند موقعی که وسایل و ماشین آلات از مزرعه ای مشکوک انتقال داده شده و مورد استفاده قرار گیرند ، باید ضد عفونی شود . متیل بروماید یک گاز بسیار خطرناک بوده باید با احتیاط از آن استفاده گرد. فضایی که باید ضد عفونی شود باید حتماً محاسبه گردد و به نسبت 380 گرم در متر مکعب باید گاز متیل بروماید استفاده شود حداقل به مدت 16 ساعت باید وسایلی که ضد عفونی می‌گردد پوشانده شود. دمای محیط کمتر از 15 درجه سانتیگراد نباشد . در هنگامیکه پوشش برداشته می شود باید از ماسک ضد گاز استفاده نمود . برچسب کپسول گاز باید بخوبی مطالعه گرد.

خاک مزرعه را با نماتد کش های مختلف می‌توان ضد عفونی نمود. یکی از بهترین سموم نماتد کش که تاکنون عرضه شده است عبارتست از (Dichloropropene + Dichloropropane) D-D. خاک مورد ضدعفونی باید رطوبت متوسطی داشته ودمای آن حداقل 15 درجه سانتیگراد باشد . مواد فرار باید در عمق 15 تا 30 سانتیمتر در خاک تزریق شود این ماشینها باید خوب کالیبره شده تامواد سمی با غلظت معینی در خاک تزریق گردد. برای سایر نماتدها باید غلظت دو برابر استفاده شود. گاهی دو نوبت سمپاشی به فاصله 3 تا 4 هفته توصیه می‌گردد. هیچ گیاهی حداقل تا دو هفته بعد از استعمال سم نباید کاشته شود .

اگر امکان داشته باشد، تناوب طولانی بعد از ضد عفونی خاک باید رعایت شود سموم متام سدیم (Metham sodium ) ، دازومت (Dazomet ) می توانند مورد استفاده قرار گیرد. گاهی اوقات D-D درعمق 20سانتیمتری در خاک تزریق می شود و سپس سم متام سدیم در عمق کمتری تزریق می‌گردد تا نماتدها سطح خاک نیز از بین بروند. 
[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 19:20 ] [ مسیح سخنور ]

بيماری لب شتری يا بيماری باد سرخ هلو یکی از بیمای های شایع درختان هلو در ایران است و خسارات زیادی به باغداران وارد می کند. ،این بیماری اولين بار در اوايل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمريکا نيز بيماری مزبور زودتر از ساير بيماری های هلو مشخص گرديده است و در سال 1845 از ايالات شرقی آمريکا گزارش شده است . در ايران نيز احتمالاً بيماری از قديم الايام وجود داشته است ولی اولين گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندياری می باشد . بيماری پيچيدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرايط محيطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هايی از چين ، افريقا ، استراليا ، آمريکای جنوبی، آمريکای شمالی و زلاند نو شديد می باشد . در ايران بيماری از نواحی آذربايجان ، سواحل دريای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری ديگر نيز وجود داشته باشد .


علائم بيماری


خسارت بيماری شامل پيچيدگی ، تورم و تغيير رنگ و ريزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بيش از درختان پير در برابر اين بيماری حساس هستند و به طور کلی بيماری در مناطق گرم وخشک اهميت اقتصادی ندارد . مشخص ترين علائم بيماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به اين که در بهار برگ ها پيچيده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفيد ، زرد يا قرمز در می آيد . به همين جهت در اصطلاح زبان فارسی بيماری لب شتری ناميده می شود . ميوه ها نيز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بريزند . برگ های آلوده به بيماری زود ريخته و برگ هائی که بعداً تشکيل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بيماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز يا ارغوانی در آمدند تشکيل اسپورهای قارچ عامل بيماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همين موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. اين ريزش برگ بستگی به شرايط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوايل تير ماه يا در مرداد ماه می ريزد و اگر مقدار زيادی از برگ ها خزان کند برگ های جديدی از جوانه های خواب تشکيل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نيز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و يا اينکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .


شکوفه ها و ميوه های جوان آلوده نيز اغلب قبل از موعد می ريزد . روی پوست ميوه های بزرگتر ، قسمت های تغيير رنگ يافته و چروکيده ای ظاهر می شود .

 

 


عامل بيماری


قارچ عامل پيچيدگی برگ هلو اولين بار در سال 1875 توسط برکلی به نام

Ascomyces deformans مشخص گرديده اما اين نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغيير يافت ، تولازنه درسال 1866نام اين قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند ميسيليوم و هيف های رويشی اين قارچ با قارچ های ديگر متفاوت و مشخص می باشد . هيف های نسبتاً کوتاه ، خميده ، پيچيده و طويل آنها بسيار متغير و بندهای هيف نيز نامنظم می باشد و اين نوع هيف ها را معمولاً در بافت پارانشيم برگ می توان يافت . هيف های زايشی يا آسک زای قارچ روی هيف های رويشی تکامل يافته تشکيل می گردد . هيف های رويشی زير اپيدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رويند . اين هيف ها در بين سلول های اپيدرمی نفوذ کرده و آزادانه بين اپيدرم و کوتيکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمايند . سپس بزودی لايه هيمنيوم بين بافت اپيدرم و کوتيکول تشکيل می گردد . آنگاه هيمنيوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکيل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغير و به طول 17-36 ميکرون و عرض 7-15 ميکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بين 3-7 ميکرون است تشکيل می شود . آسکوسپورها عموماً به طريق جوانه زدن تندش می يابند و توليد کنيدی می کنند .


چرخه بيماری:


گلميک می نويسد که قارچ عامل بيماری پيچيدگی برگ هلو زمستان را به صورت ميسليوم روی شاخه ها و بدون اينکه داخل بافت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنيدی هائی توسط ميسليوم روی برگ های جوان تشکيل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشيوع بيماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش يافت در بين بافت اپيدرم و کوکتيکول لايه قارچی متراکم و سفيدی به نام هيمنيوم تشکيل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ايجادمی گردد. آسکوسپورها تقريباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و يا درختان مجاور انتقال می يابند و در آنجا جوانه زده و توليد ميسليوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی اين قارچ به وسيله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکيل می گردد انجام می شود . اين اسپورها روی فلس های جوانه ها يا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گيرند و با فراهم شدن شرايط محيطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نويسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرايط برای شيوع بيماری پيچيدگی برگ هلو نامساعد است.


روشهای کنترل:


1- برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .


Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A


2- سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.


3- پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .


Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames , Iowa, U.S.A
4- دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.


5- با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.


6- سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .


The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.


7- سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .


University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.


8- سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.


9- برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بردو توصيه می شود .

[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 19:16 ] [ مسیح سخنور ]

در بعضي نواحی سيبري نوعي قارچ با نام (Amanita muscaria) ميرويد كه شيره آن حاوي مواد شيميايي روانگردان است . مصرف اين قارچ حالتي از سرخوشي و توهم را در فرد ايجاد كرده ولي در كنار آن اثرات جانبي ناخوشايندي همچون حالت تهوع ، انقباضهاي عضلاني و افزايش بزاق دهان و عرق بدن نيز اتفاق مي افتد . بسياري از اين اثرات جانبي ناخواسته قارچ ، بواسطه عبور از يك فيلتر بخصوص قابل جلوگيري است ، و آن فيلتر چيزي نيست بجز بدن انسان .

هنگامي كه شخصي قارچ را براي نخستين بار مصرف ميكند عناصر فعال قارچ كه عامل ايجاد سرخوشي است و بوسيله متابوليسم بدن قابل جذب نيست ، بوسيله ادرار دفع ميشود ولي مواد شيميايي كه عامل ايجاد اثرات جانبي ناخواسته هستند بوسيله كليه ها فيلتر ميشوند . بنابراين ادرار بدست آمده پس از مصرف قارچ ، حاوي ماده روانگردان است بدون اثرات جانبي ناخوشايند .

افراد قبيله كورياك (Koryak) واقع در سيبري كه از اين قارچ مصرف ميكنند  ، همواره مقداري از ادرارشان را درون ظرفي باخود حمل كرده و بعنوان نوشيدني روانگردان مصرف ميكنند . گفته ميشود كه قدرت مخدر قارچ پس از هفت بار نوشيدن و پس دادن ادرار نيز كاهش نمي يابد .

ولي لذت بردن از مواد روانگردان تنها دليل براي نوشيدن ادرار نيست . بسياري از افراد اعتقاد دارند كه نوشيدن ادرار باعث بهبود سلامتي شده و بعضي ديگر هم از سر ناچاري و براي رفع تشنگي در مواقعي كه دسترسي به آب مقدور نيست ، براي نجات جانشان از آن استفاده ميكنند .

باور عموم مردم اين است كه ادرار ، مايعي است آلوده به ميكروب . ولي اين باور در تضاد با واقعيت است . در حقيقت ادرار يك فرد سالم مايعي است استريل . مشخص نيست در سراسر دنيا چه تعداد از مردم ، از ادرارشان مي آشامند ولي مشخص شده  بسياري از مردم هند و چين بر اين باورند كه نوشيدن ادرار باعث بهبود سلامتي شان ميشود .

[ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ] [ 20:8 ] [ مسیح سخنور ]

بیماری فتیله نارنجی روی درختان گیلاس در سال 1325 توسط اسفندیاری از کرج جمع آوری و گزارش شده است. دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب می‌باشد. هنگام حمله قارچ شاخه‌های مبتلا از قسمت پایین شکسته و یا قطع ویا مورد حمله حشرات قرار می‌گیرند. برگهای شاخه‌ی آلوده پژمرده و سبز خشک می‌شوند و سپس فتیله(cirrhus) ‌های نارنجی، زرد یا قهوه‌ای عامل بیماری که در واقع اسپورهای قارچ است، درسطح شاخه‌ها ظاهر می‌شوند. براثر حمله قارچ، شاخه‌ها و سرشاخه‌ها ضعیف و خشک شده و علائم دای بک die-Bach در آنها ظاهر می‌شود. بر روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی ممکن است بوجود آید. مقاومت درختان مسن بیشتر است ولی درختان مسن و ضعیف تر بیشتر دچار بیماری می‌شوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهای بالای شانکر می‌خشکد. آلودگی بیشتر در فصول پاییز و زمستان حادث می‌شود.

این بیماری شانکری گسترش جهانی داشته و از این بیماری های که ایجاد شانکر میکنند بیشترین گونه های گیاهی را مبتلا می سازد ، این پاتوژن چندین گونه دارد و طبق گزارشات انجام شده  بیش از 70 نوع درخت میوه ، درختان جنگله و سایه دار و از انواع بوته ها و مخروطیان بوسیله گونه های این پاتوژن مورد حمله قرار می گیرند . چون قارچ گونه Valsa  اغلب به فرم غیر جنسی یعنی Cytospora sp. دیده میشود و بنابراین بیماری به نام " شانکر سیتوسپورا" نامیده میشود  .

یشترین خسارت این بیماری در درختان هلو و سایر درختان میوه هسته دار و نیز در سیب و گلابی و تبریزی و بید می باشد ولی اغلب در خیلی از درختان سایه دار و جنگلی نیز مهم می باشد . در واقع کمتر باغی از صدمات این بیماری در امان می ماند .در خیلی از درختان صدمات ناشی از شانکر در تنه اصلی یا شاخه ها بسیار زیاد است . شاخه های آلوده درختان بیمار در اثر وزش باد به علت سنگینی بار میوه اغلب می شکنند . شدیدترین صدمه بیماری در درختانی است که در اثر شرایط نا مساعد طبیعی ضعیف گشته اند . این قارچ اغلب بصورت گندرو در پوست مرده درخت زندگی می کند ولی با ضعیف شدن درخت قارچ به حالت انگلی در می آید . اما وجود قارچ سیتوسپورا روی یک شاخه مرده دلیل مرگ شاخه در اثر قارچ مزبور نیست .

آلودگی شاخه های کوچک سبب مرگ سرشاخه ها گشته بدون اینکه شانکر بروز کند . شانکرها روی تنه و شاخه های بزرگ درخت بوجود می آیند . در ابتدا شانکر بشکل بافت مرده دایره ای شکل دایره ای شکل دیده می شود . محل آلوده قهوه ای رنگ و فرو رفته می شود و اغلب بافت کالوس برآمده در اطراف شانکر ایجاد می شود در بعضی از میزبان ها ، بخصوص در درختان میوه هسته دار پوست بیمار داخلی تیره رنگ گشته و بو می گیرد و صمغ زیادی از بافت مرده ترشح می شود . در محل شانکر بعداً پوست چروکیده گشته و از چوب زیرین و پوست سالم اطراف جدا می شود . پیکنیدهای کوچک و جوش مانند قارچ روی پوست مرده محل شانکر ظاهر می شوند . و بعداً پوست چروکیده شده و ممکن است بصورت ورقه ای کنده شده و چوب مرده زیرین را در معرض هوا قرار می دهد . اندازه شانکرها سال به سال بزرگتر  شده و بشکل تورم های بدشکل در می آیند . در نتیجه رشد شانکرها و احاطه دور تا دور شاخه ، خیلی از شاخه ها می میرند .

 

شانکرهای سیتوسپورا در اثر آلودگی بوسیله کنیدی قارچ ایجاد می شوند . مرحله پریتس بندرت تشکیل می شود . کنیدی ها در داخل پیکنید به وجود می آیند . پیکنیدها دارای فرو رفتگی های زیادی است که همه آنها به یک روزنه منتهی می شوند . اسپورها کوچک ، بیرنگ ، یک سلولی و کمی خمیده هستند . این پیکنیوسپورها در داخل یک ماده ژلاتینی تشکیل شده اند که در هوای مرطوب لعاب ژلاتینی آب بخود جذب کرده ، متورم شده و توده اسپورها بشکل ستونک مارپیچ لعابی از روزنه پیکنید خارج می شود . در هوای مرطوب و در عدم بارندگی توده اسپورها به شکل فتیله نارنجی رنگی از پیکنید خارج شده و در محل شانکر ممکن است خشک شده و در آنجا باقی بماند . آلودگی معمولا در پاییز یا زمستان صورت می گیرد ولی در درختان ضعیف آلودگی در طول فصول رشد گیاه نیز ممکن است . قارچ از راه زخمهای مختلف وارد بافت گیاه می شود . قارچ در پوست مرده مستقر  می شود و به داخل لایه های خارجی چوب نبز رشد می کند .

 

هر اقدامی که بتواند از ضعف  درختان و حمله بیماری جلوگیری به عمل آورد ، در پیشگیری از بیماری موثر است . در موقع هرس درختان بایستی توجه داشت که از ایجاد زخمهای بزرگ که بهترین راه برای نفوذ قارچ است ، جلوگیری بشود . شاخه های آلوده و شانکرهای که ممکن است به وجود آید هرچه زود تر بایستی آنها را برید و منهدم ساخت .

وامل بیماری گونه‌های مختلف جنس Cytospora می‌باشند. گونه‌ها شامل:

1- Cytospora persoonii

2- C. juglandicola

3- C. juglandina

4- C. rubescens

5- C. ambiens

6- C. cincta

عوامل مکانیکی نظیر تگرگ، محل تغذیه حیوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، یخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان می‌شوند باعث تسریع در آلودگی میزبانها می‌گردد، البته ورود انگل به گیاه بطور مستقیم و طبیعی از راه کوتیکول و منافذ بافتهای پوششی صورت می‌گیرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد.)

کنترل

هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری کند درپیشگیری از بیماری موثر است. تقویت درخت و رعایت اصول زراعی صحیح (عدم احداث باغ در زمینهای آهکی و کم عمق و آبیاری منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگی برای جلوگیری از ضعف درخت می‌باشد.

درمورد مبارزه شیمیایی می‌توان گفت که برداشتن بافتهای آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوی 3% ماده موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازی درختهای مبتلا(بخصوص سیب) رضایت بخش می‌باشد. همچنین ازسموم مثل کاپتان به نسبت 2در هزار نیز می‌توان استفاده کرد.

1- ترکیب بردو ------- 2درصد

2- اکسی کلرورمس WP35% و 5-3در هزار

3- تیوفانات متیل WP70% و 0.5-0.6درهزار

4- بنومیل WP50% و یک در هزار

توصیه: بهترین زمانها برای سمپاشی پاییز پس از ریزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار 2-1 نوبت می‌باشد.
[ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ] [ 20:0 ] [ مسیح سخنور ]
سياهك پنهان گندم

يكي از بيماري هاي مهم و شايع در اكثر مناطق كشور «سياهك پنهان گندم» است كه منجر به كاهش ميزان محصول و پايين آمدن كيفيت آن مي شود. عامل بيماري سياهك پنهان گندم نوعي قارچ بيماريزا است كه همزمان با جوانه زدن گندم، وارد آن مي شود و به تدريج با رشد گندم، در داخل بوته ها به زندگي خود ادامه مي دهد.سپس در زمان ظهور خوشه، قارچ به سرعت زياد شده و داخل دانه را پر مي كند. دانه هاي الوده به جاي آن كه نشاسته تشكيل دهند، پر از گرده سياه رنگ قارچ مي شوند. در زمان برداشت،
دانه هاي آلوده خرد شده و گرد سياه رنگ قارچ آنها خارج مي شود و بر روي دانه هاي سالم مي چسبد و آنها را آلوده مي كند در صورتي كه از دانه هاي آلوده براي كشت در سال بعد استفاده شود، اين بيماري سال ديگر نيز مزرعه را آلوده خواهد ساخت. بيماري سياهك پنهان گندم به وسيله ضدعفوني سطحي بذر با سموم قارچ كش تا حد زيادي كنترل مي شود

                      سیاهک آشکار گندم    

سياهك آشكار گندم

سياهك آشكار گندم از جمله بيماري هاي شايع در نواحي مرطوب يا نسبتاً‌ مرطوب است. اسپورهاي قارچ به وسيله باد از خوشه هاي آلوده به گل هاي سالم منتقل مي شوند. دانه هاي پودر سياه (اسپورهاي قارچ) در حرارت 25 ـ 20 درجه جوانه مي زنند. اين اسپورها از طريق خاك يا آلودگي سطحي بذر، بيماري را منتقل مي نمايند. گياهاني كه دير كاشته مي شوند كمتر از گياهاني كه پيش از موقع كشت شوند، از اين بيماري خسارت مي بينند. در مزارع ديركاشت به دليل درجه حرارت پايين، گندم جوانه مي زند در حالي كه قارچ در اين درجه حرارت نمي تواند رشد كند. در گندم هاي پاييزه، قارچ به صورت فعال يا نيمه فعال در ناحيه طوقه گندم انده و در غلات بهاره به صورت غيرفعال در داخل بذر آلوده،زمستان گذراني مي كند.
                                  


ادامه مطلب
[ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 ] [ 14:51 ] [ مسیح سخنور ]

زنگ گندم

زنگ گندم (Wheat Rusts) ، یکی از بیماریهای قارچی گیاه گندم است که عامل مولد آن گونه‌هایی از قارچهای کلاهدار یا بازیدومیستها می‌باشد.


دید کلی
سه نوع بیماری زنگ به نامهای زنگ ساقه ، زنگ برگ و زنگ خطی روی گندم به وقوع می‌پیوندد. جوشها و لکه‌هایی که خشک و پودری است به رنگهای زرد ، قرمز و سیاه بوده و اندازه آنها روی ارقام مختلف ، در درجات حرارتی ، رطوبتی و نژادی متفاوت می‌باشد. تمام اندام هوایی گیاه علایم بیماری را نشان داده و در بهار و تابستان مشخص‌تر است. زنگها خسارتهای فراوانی را به گیاه گندم وارد می‌کنند. مثلا در آمریکای شمالی محصول سالیانه را به میزان یک میلیون تن کاهش می‌دهند.

اپیدمی زنگ قبل از گل یا در آن موقع اتفاق می‌افتد و آلودگی خوشه زیان فراوانی به بار می‌آورد. زیان زنگها علاوه بر کاهش محصول ، ارزش علوفه را نیز تقلیل داده و گیاه را نسبت به شرایط نامساعد زمستان و ابتلا به سایر بیماریها آسیب‌پذیر می‌سازد. از قدرت رشد گیاه و ریشه‌زایی آن می‌کاهد و گاهی می‌تواند برای دامها نیز سمی باشد. از نظر فیلوژنی (تکاملی) اولین زنگها ، مربوط به دوره کربونیفر ، در حدود 250 میلیون سال قبل است.

بقیه مطلب در ادامه

ادامه مطلب
[ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 ] [ 14:42 ] [ مسیح سخنور ]
برای تهیه ی اسلاید از میکروارگانیسم ها باید ابتدا آنها را کشت دهیم.در آزمایشگاه بیماری شناسی گیاهی این کار را در محیط کشت انجام می دهیم.

متن در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم فروردین 1388 ] [ 19:11 ] [ مسیح سخنور ]
[ یکشنبه نهم فروردین 1388 ] [ 19:1 ] [ مسیح سخنور ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط جمعی از دانشجویان گیاهپزشکی دانشگاه صنعتی اصفهان و با مدیریت مسیح سخنور ایجاد گردیده است.امید است گامی هرچند کوچک در جهت پیشرفت علم کشاورزی و گیاهپزشکی برداشته باشیم.آفات و بیماریهای گیاهی و راههای کنترل بیولوژیک و شیمیایی آنها نرم افزار ها و مقالات معتبر در زمینه گیاهپزشکی و منابع و سوالات کارشناسی ارشد
امکانات وب
آپلود فایل

ابزار آپلود

http://my.navidiranian.ir/aff.php?aff=054